گروه کوهنوردی توانا

به نام یزدان پاک

با درود و سلام



     جمعه این هفته 24-6-91 بعد از یک هفته از زندگی و روزگار ماشین زده که همه چیز را در قوانین ماشینی و بالطبع فقط در درآمد بیشتر و داشتن ها خلاصه  می کنند دوباره پناه آوردیم به طبیعت ، که از عقده نداشتن ها ! و دلخستگی ها ، روح و روانمان را  در این فضای پاک و آرام شستشو دهیم  در این دنیای وانفسا که اغلب روابط (حتی در بین افراد نزدیک به هم) از رویه انسانی خارج شده و جای خود را به سود و فریب و نیرنگ داده که متاسفانه آنهم در قالب دین و مذهب و حتی انسانیت می خواهند به ات تحمیل کنند ٬ که بایستی راه فراری از این بن بست پیدا کرد و کجا بهتر از طبیعت و کوهستان ، ولی انگار این کلاف سردرگم  باز که نمی شود هیچ ، بلکه پیچیده تر هم می شود . سنگین ترین و سخت ترین قله ها را می توانی فتح کنی و خم به ابرو نیاوری( و کاش در همین راه خم به ابرو بیاوری و بمیری .! و بقول دوستی   "من ترجیح میدهم خود را فرسوده کنم تا اینکه تدریجا از کارافتاده شوم چه بهتر که در هنگام مرگ ما را در حال صعود به قله ایی تازه بیابند")   ولی در پیچ و خم این روابط  فریبکارانه و ددمنشانه کمر خم کرده و در آرزوی دست یافتن به روابط انسانی می مانی (دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر +++  کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست) .

      ببخشید مقدمه بیشتر از متن گزارش شد آری امروز با یکدستگاه مینی بوس و چند دستگاه سواری خودمان را به انتهای زشک در چمشمه غلغلی رسانده و از اونجا که حدود یکربع راهپیمایی است به پای کوه رسیدیم . هوا نسبتا سرد بود ، منطقه فوق العاده زیبا و رویایی بود بوی پاییز را می شد حس کرد و این دگرگونی تو رابه تفکر وا می داشت طبیعت همیشه و در همه فصول اینگونه است چه سخن ها با تو می می گفت چه سخن های ناگفتنی بدون اینکه مزاحمتی و آزاری به ات برساند،  قله تو را می خواند و تو اونو فریاد می زدی ! اونهم در سکوت کوهستان .!

      بعد از دو ساعت توانستیم قله را صعود کنیم ، از جبهه جنوبی برگشته و در انتهای دره به دوستان دیگه ایی که از مسیر رودخانه رفته بودن پیوستیم ، بعد از صرف صبحانه و پیمودن مسیر دره ٬ سوار مینی بوس شده ، ساعت 14:15 به مشهد  رسیدیم .

آمار این برنامه

حرکت : 6:10 صبح

بازگشت: 14:15 بعد از ظهر

وعده غذایی: ۱ وعده

شرایط جوی: صاف _ آفتابی

وسیله:یکدستگاه مینی بوس و چند دستگاه سواری

لیست افراد شرکت کننده : 35نفر

آقایان :حسینیون - میرزا - کرمانشاهی - عابدزاده - بخشایش - منصوری - محسن شهابی - رضایزاده - محمد و افشین متقی - منصورزاده - زیبا - مرتض و هادی احمدیان - پژند - علیخواه - علیمحمدی - نوراللهیان - خادم الشریعه -بشیان - پویا - زهتاب

خانم ها : منصوری - فاطمه و میمنت عابدزاده - نکیتا و مهتا و ملیکا احمدیان - یاشا و روژان پژند - مارال و فریبا علیخواه - خیری - برکپو(حبیبی)

  قابل ذکر است شش تن از دوستان برنامه دوچرخه سواری در مسیر شاهرود به علی آباد را داشتند که جایشان در این صعود خالی بود از جمله آقایان جعفر و شهاب شاهرودی - رسول جودوی - مجید هادی زاده و دو تن دیگر از دوستان ایشان .

   در پایان از شرکت تمامی همنوردانم در این برنامه تشکر می کنم بخصوص از دو نسل پدر بزرگ و نوه که اختلاف سنی این دو عزیز به 65 سال می رسد که هر دو نفر هم قله چمن را صعود کردند .

  دو کوچولوی عزیز و دوست داشتنی که یکی از آنها اولین نوه گروه هم محسوب می شه روژان عزیز بهمراه پدر(پژند) و مادرش اولین صعود خود  به قله چمن را جشن گرفت و دیگری مرتضای عزیز که عکسی از چندین سال قبل از ایشان که اتفاقا در صعود به قله چمن گرفته شده ، در آرشیو هست که تقدیم شما و پدر مادر مهربانش می کنم .



نوشته شده در سه شنبه 1391/06/28ساعت 19:54 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

با درود و سلام



جهت این هفته قله چمن در منطقه زیبای زشک در نظر گرفته شده

این برنامه دو منظوره است ، دوستانی که مایل به صعود نیستند مسیر دره را خواهند پیمود و در انتهای دره با هم دیگر صبحانه را صرف خواهیم کرد

حرکت ساعت 5:30 ملک آباد و 5:45  از فلکه پارک خواهد بود

یک وعده غذا و بادگیر و آب همراه داشته باشید

حداکثر تا چهارشنبه  شب اطلاع دهید

بازگشت حدود ساعت ۲ ظهر خواهد بود

قابل ذکر است که برای تعطیلات این هفته برنامه دوچرخه سواری در مسیر شاهرود به علی آباد در نظر گرفته شده ولی چون تعداد زیادی از دوستان نمی توانستند در این برنامه شرکت کنند قله همیشه یاور ما "چمن" ، را برای این عزیزان در نظر گرفتیم

بدرود

نوشته شده در سه شنبه 1391/06/21ساعت 18:26 توسط رضا زهتاب| |

مردى براى كوه

 كوه، خسته بود و تشنه.

می گريست و خورشيد خواست تا دامن داغش را

از سرش بردارد، شايد خنكاى غروب كوه را آرام كند.

كوه، اما دلتنگ بود، می خواست بشكافد. می گفت

دلم براى مردان مرد روزگاران آيينه و آسمان تنگ

شده. كوه، خاطره داشت از آن مرد زرد روى لاغر كه از

صومعه بيرون می آمد و از نفسش به بيماران می دميد

و شفايشان می بخشيد. كوه، ذوالنون را می شناخت

كه همواره مثل قاصدكى ناآرام، آواره بود. ذوالنون

به ديدن مرد صومعه شتافت. دل ذوالنون، ستاره بود،

می تپيد، روشن می شد و می لرزيد.

پيش از آن كه مرد مثل هميشه درون صومعه

برود و بيرون نيايد، خودش را به او رسانيد. دامنش

را گرفت. دستهاى ذوالنون، التماس داشت. كوه

دستهايش را ديده بود. به مرد گفت عيسادم!  درد

ظاهر مردمان را شفا بخشيدى، از شفايت بر باطنم

قدرى بپاش... ذوالنون، بى قرار بود. كوه ديده بودش.

مرد كه دلش به آن سوى آسمان رفته بود، نگاهش

را به ذوالنون هديه كرد. خورشيد ديده بودش و ماه

بر خط عبورش مهتاب باريده بود. نفس مرد، بركت

آسمان را بر مردمان می ريخت. شبيه آفتاب بود، پس

براى ذوالنون درخشيد تا دلش را آماده سفر كند.

ذوالنون، مرد سفر بود. مرد، حرفى برايش داشت.

از صندوق معرفتش، گوهرى در آورد و در دل ذوالنون

بيقرار دميد. گوهر،

شكافت و دلش را

شكوفه بارانش كرد.

مرواريد، سخن مرد

بود كه گفت: ذوالنون!

دست از دامنم بردار

كه دوست از آسمان

بزرگى و جلالش نگاه

كند، می بيند دست بر

دامن غير او انداختى؛

برنجد، تو را به آن غير

وا گذارد و او را به تو...

خورشيد ديد مرد

به صومعه رفت و

ذوالنون با آفتابى در

دلش به دل كو هها دويد. شب شده و غروب رفته است.

صداى ناله كوه هنوز می آيد. دلش براى مردان مرد

روزگاران آيينه و آسمان تنگ شده. دلش مردى در

صومعه می جويد، دلش ذوالنون می خواهد.

و تبتل إليه تبتيلاً( المزمل – آيه 8)

  برگرفته از تذكره الاوليا

نوشته شده در پنجشنبه 1391/06/16ساعت 21:51 توسط رضا زهتاب| |

ورزش و سیاست


   به گزارش روابط عمومی هیئت کوه‌نوردی استان خراسان رضوی: جلسه ستاد صعود استانی کوهنوردان خراسان رضوی به آزادکوه (13 الی 17 شهریور ماه و به مناسبت گرامیداشت هفته دولت) روز گذشته با حضور مدیرکل امور اجتماعی استانداری، رئیس هیئت کوهنوردی استان و مسئولین کوهنوردی ادارات و سازمان های مشهد در سالن جلسات استانداری خراسان رضوی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی هیئت کوهنوردی استان، در این جلسه ابتدا حسین امانی رئیس هیئت کوهنوردی استان به بیان گزارشی از صعودهای استانی برگزار شده توسط هیئت استان پرداخت. بعد از آن مسئول هماهنگی صعود، جزئیات برنامه به همراه مسیرهای صعود را توضیح داد و اعلام کرد تاکنون 310 نفر برای حضور در این صعود ثبت نام کرده اند. لازم به توضیح است افتتاحیه صعود استانی کوهنوردان به آزادکوه چهارشنبه این هفته برگزار می شود.

   قابل ذکر است طبق اعلام هیات خراسان رضوی 245 نفر واجد شرایط هستند که 95 نفر از افراد مدارکشان ناقص است !


نوشته شده در دوشنبه 1391/06/13ساعت 18:48 توسط رضا زهتاب| |

       "بازگشت همه به سوی اوست "

   

ضمن عرض تسلیت مجدد به نقل از سایت باشگاه کوهنوردی کاویان به اطلاع همنوردان گرامی می رساند، مراسم تشییع و خاکسپاری زنده یاد محمدحسن حقیقی از همنوردان باشگاه کاویان، روز چهارشنبه مورخ 1391/6/1  ساعت 10 صبح از محل بهشت رضا (جنب سردخانه) برگزار خواهد شد.

همچنین مجلس ترحیم آن کوهنورد فقید روز پنجشنبه مورخ 1391/6/2 ساعت 5 ال 7 عصر در محل مسجد قبا واقع در بلوار خیام جنوبی برگزار خواهد شد.

از کلیه همنوردان گرامی دعوت می شود که با حضور خود در این مراسم موجبات شادی روح آن بزرگ مرد و تسلی خاطر خانواده داغدارش را فراهم آورند.

روحش شاد و یادش گرامی باد!


نوشته شده در سه شنبه 1391/05/31ساعت 22:23 توسط رضا زهتاب| |

 به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام 


به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد  به نقل از سايت باشگاه كوهنوردي كاويان صعود به قله سبلان با حضور 45 نفر از اعضای باشگاه کوهنوردی کاویان مشهد در حالی انجام شد که  اعضای این باشگاه در روز شنبه 28 مردادماه حدود ساعت 15:30 بعدازظهر در مسیر آبگرم به سمت حسینیه مقدس اردبیلی با حال نامساعد محمدحسن حقیقی کوهنورد 62 ساله این باشگاه روبه‌رو شدند.

بعد از این اتفاق، بلافاصله عمل احیای قلبی ـ ریوی از سوی امدادگر تیم انجام و سپس به وسیله لندرور موجود در محل به آبگرم شابیل منتقل شد و همزمان هماهنگی‌های لازم برای اعزام نیروهای امدادی به محل انجام شد.

پس از انتقال این کوهنورد به محل مذکور، آمبولانس هماهنگ شده نسبت به اعزام وی به بیمارستان ولی عصر(عج) مشکین شهر اقدام کرد اما اقدامات درمانی انجام شده موثر واقع نشد و نام او برای همیشه در دامان سبلان زیبا جاودانه شد.

پزشکی قانونی علت فوت را سکته مغزی اعلام کرده است.

محمدحسن حقیقی از آبان ماه سال گذشته به عضویت باشگاه کوهنوردی کاویان مشهد درآمده و طی این مدت دوره آموزشی کوهپیمایی را گذرانده و در 25 برنامه کوهنوردی حضور فعال داشته است.

  گروه کوهنوردی توانا نيز درگذشت اين كوهنورد ارزنده را به خانواده وي تسليت عرض مي نمايد و علو درجات الهي را از خداوند منان براي وي خواستار است.

نوشته شده در سه شنبه 1391/05/31ساعت 22:17 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 

 

    در روز ماقبل صعود به سبلان امسال یعنی دوازدهم مرداد نود و یک ، در جانپاه مراسم با شکوهی از صدها کوهنورد بر پا بود . گلایه کرده بودم که چرا جامعه ورزشی را با سیاست آلوده می کنند ولی وقتی زلزله آذربایجان رخ داد تا حدودی به هموطنان آذریم حق دادم . ! این سیاست آلوده نشان داد که جان مردم پشیزی ارزش ندارد این سیاست آلوده نشان داد که رنگینی خونشان به رنگینی خون بیگانگان نیست ! پس گلایه ام بس بیراهه نبوده !

   در هفتمین شب کشته شدگان زلزله آذربایجان بعد از کوهپیمایی در تپه ماهورهای نغندر  بهمراه دوستان بزم افطاری را در نغندر براه انداختیم  دور هم جمع شدیم و حیفم آمد چند کلامی در ماتم آن عزیزان از دست رفته ننویسم و یادی از آنها نداشته باشم .

بازهم زلزله اینبار در بخشی دیگر از خاک میهنمان باعث خسارات جانی و مالی فراوان بر هموطنان ما شد. زنجیره زلزله های بوقوع پیوسته در ایران گویای این واقعیت است که بخش گسترده ای از خاک ایران در گسل زلزله قرار دارد. زلزله هر چند بعنوان یک حادثه طبیعی تا حد زیادی غیرقابل پیش بینی است اما ابعاد ویرانگری آن قابل پیشگیری است. ساخت و سازهای مقاوم در برابر زلزله بهمراه فراهم آوردن امکانات کمک رسانی سریع می تواند تا حد بسیار زیادی در جلوگیری از ابعاد فاجعه بار خسارات ناشی از زلزله موثر باشد. نمونه موفق آن در ژاپن را همگان بعینه شاهدند که می تواند الگوی موفقی برای تمامی کشورهائی باشد که در گسل زلزله قرار دارند. اما چه کسی نمی داند که در ایران ما نه تنها در پیشگیری از ابعاد فاجعه بار زلزله اقدام و عمل موثری انجام نداده بلکه از وقوع آن نهایت استفاده را هم می برند .

  وقتی گرانی ساخته و پرداخته دست خداست حادثه طبیعی همچون زلزله صد البته کار خداست و ما نباید در کار خدا دخالت کنیم و مسئولیتی در قبال آن نداریم!

   عزیزان ، دوستان ، همنوردان تصویری از ایران را در این روزها در گوشه ایی از خرابه های میهنمان را به نظاره بنشینید.

   بر گوشه گوشه خرابه‌ها و خانه‌هايي كه ديگر نيست، مردان سيه‌پوش چمباتمه زده و زانوي غم بغل كرده‌‌اند. زندگي شان آوار شده و به هستي كه ديگر نيست خيره مانده‌اند. كمتر كسي است اينجا كه داغدار‌ عزيزي نباشد. برخي از اين مردها جز خانه‌، در يك بعدازظهر منحوس همسر، مادر، فرزند و عزيزانشان را از دست داده‌اند.

اينجا همه مشكي‌پوشند و غم وجودشان با خاكي كه از سر تا پاي لباس‌هاشان نشسته بيشتر ديده مي‌شود؛ اينجا ایران است ر وستاي "باجه باج" است روستايي در نزديكي ورزقان كه بالاترين آمار تلفات زلزله‌ در منطقه را دارد .

   صنوبرها اطراف روستا را احاطه كرده‌اند و زيبايي خود را به رخ مي‌كشند و دشت‌هاي وسيع از پس صنوبرها قاب چشم مي‌شود؛ اما هر لحظه پس از اين همه زيبايي مي‌گويي، چه حيف اين همه زيبايي براي تو طبيعت كه اين‌قدر بي‌رحم بوده‌اي .

   روستاهاي كنار جاده آب شرب ندارند. تنها بسته‌هاي آب‌معدني است كه مايحتاج مردم را تامين مي‌كند و تانكرهايي كه گاه و بي‌گاه از راه مي‌رسد. حتي چشمه‌ها هم در اين زلزله آب را بر مردم ماتم‌ ديده بسته‌اند و خشك شده‌اند

با لالايي به سراغ مرغ و خروسها مي‌رود. گويا آنها تمام هستي و دارايي‌اش هستند، مشتي غذاي مانده براي آنها مي‌ريزد

روستا خلاصه شده در تلي از آوار و چهارچوب‌ درهاي بي‌خانه كه استوار باقي‌ مانده‌اند، چهارچوب‌هايي كه ديگر دستي كلونشان را نمي‌نوازد و خشم زمين كه اين بار نصيب مردمي شد كه بامشان بيش نبود اما رنجشان بيشتر شد

زنان چادرهاي رنگي را به دور لباس‌هاي سياه خود پيچيده‌اند. كودكان با ظاهري به چرك نشسته دائما محوطه خاكي چادرها را زير پا مي‌گذارند گويي به دنبال كسي يا چيزي مي‌گردند و شايد آن همبازي چند روز پيش خود كه حال براي هميشه در زير آوارها دفن شد

برخي از كم و كيف كمك‌ها ناراضي‌اند. هنوز دلگير كمبودهاي يكي دو روز اول هستند و نااميدانه سقفي مطمئن را به خواهش طلب مي‌كنند، چرا كه از 30 روز ديگر و آغاز فصل سرما مي‌ترسند.

 

   هرسال تابستان زنان و مردان دوشادوش هم به برداشت محصول مي‌رفته‌اند اما امسال زنان تنها صبحها سر زمين رفته و بعدازظهرها براي تدارك افطار به خانه بازمي گشتند و همه زنان و درخانه ماندگان قرباني آوار شده و به آغوش خاك سپرده شده‌اند  

پیر مردی گفته : "كاش دولت دام‌هايمان را بخرد تا ما با پول‌هايش خانه‌هايمان را بسازيم. تعهد مي‌دهيم كه با اين پول‌ها به شهر نرويم و تنها براي ساخت و ساز خانه و طويله استفاده كنيم، چرا كه هر شب گرگ به گله مي‌زند و يك ماه ديگر هم فصل سرما است و دام‌ها تلف مي‌شوند"

  چشم‌هاي مردم اينجا سرخ است. نمي‌دانم از خاك است يا بغض‌هاي فروخورده. ديوارهاي پارچه‌اي چادرها ديگر تاب تحمل هق‌هق‌ها را ندارند

باد در ميان ديوارها و شيشه‌هاي فرو ريخته زوزه مي‌كشد، گويا مي‌خواهد به تنهايي شهر را به تسخير خود درآورد. اندك مردمان باقي مانده در شهر هم در بلوارها و ميدان‌هاي شهر چادر علم كرده‌اند. برخي چادرهايشان چادر هلال‌احمر نيست كه به اين واقعيت صحه بگذارد كه آنجا چادر خريد و فروش مي‌شود و چادرهاي دولتي به همه نمي‌رسد

در يكي از چادرهاي بيمارستان صحرايي نوزادي را براي خونگيري آورده‌اند. نه يك بار نه دو بار بلكه سه بار سرنگ را در دست‌هاي نحيفش فرو مي‌كنند تا خون بگيرند و مادر و مادربزرگش مستاصل شده بودند. بيرون چادر بيمارستان صحرايي نيز زني ديگر به همراه عروسش در صف دارو ايستاده‌اند. عروسش مي‌گويد، هنوز چادر نداريم و برخي مردم در دريافت كمك‌ها ملاحظه ديگر خانواده‌ها مخصوصا افراد پير و ضعيف را نمي‌كنند

 

كمي آن سوتر، دختركي 17 ـ 18 ساله با چهره‌اي درهم و خسته همراه مادرش لنگان‌لنگان جلو مي‌آيد. از زير آوار رد شده‌اند و حالا تمام صورت و تنشان سياه و كبود است. مادر با غصه مي‌گويد، جهيزيه دخترم زير آوار مانده است. قرار بود بعد از رمضان عروس شود، اين را مي‌گويد و قطره اشكي از گوشه چشم‌هايش به پايين فرو مي‌افتد

مرد دست انداخت دور گردن گاو ماده و گریه اش گرفت گفتم صفیه نگران نباش، خدا بزرگه! بعد ماه رمضان گاو را می فروشم و جهیزیه ات را جور می کنم

آغلاما آی کورپه بالام آغلاما

 

 دونیانین اورگین بیله داغلاما

 

 قوخما سن نن الله دولمیه جکدی

 

  گونشین ایشغین سولمیه جکدی

بازهم علی رغم منع دکترش روزه گرفته بود. چند ساعتی تا افطار باقی مانده بود که فشارش پایین افتاد و به اصرار عیالش پای سفره نشست. با چشم‌های خیس لقمه اول را که برداشت، زلزله آمد و روزه اش کامل ماند ! ما هم روزه امان کامل شد ولی این کجا و آن کجا ؟

اينجا بر هيچ لبي و صورتي لبخندي نمي‌بيني؛ هرچه هست تحير است و غم . دست آخر بغضي راه گلويت را مي‌گيرد و رو در روي نگاه آنها كه موجا موج از نااميدي است، ترجيح مي‌دهي سكوت كرده و بگذري .

 و اما آمار این برنامه:

آمار این برنامه:

حرکت: ۱۷:۰۰ بعد از ظهر

بازگشت: ۲۱:۴۵ شب

وسیله: شخصی

شرایط جوی: صاف _ آفتابی

مسیر: مشهد _ طرقبه _ نغندر

لیست افراد شرکت کننده: 71 نفر

آقایان :حشینیون - فتحی - حشین و رضا رضوانی - کرمانشاهی - بخشایش - عابدزاده - جعفر و شهاب شاهرودی - هادی و مرتضی احمدیان - صادق و امیر و مهدی و بارمان خلیلی پور - علی خیری -  امید تحقیقی - نجف زاده - تقی و آرش علیمحمدی - بیگی - میرزا - سعید نیرومند - علی و هادی مصطفی پور - علی شیبانی - مانی جلالی - امیرحسین یاسینی - رضا و مهرداد زهتاب

خانم ها : حسینیون - فتحی - الهام تحقیقی - ژیلا داوری - سیما و زهرا رضوانی - بخشایش - میمنت و فاطمه و عاطفه عابدزاده - طیبه و آزاده شاهرودی - نگین علیزاده -  احمدیان - شهین و ملیکا و فاطمه خلیلی پور - فهارک خیری - مرضیه غفوری - فاطمه و مریم شیبانی - مریم و مژگان و مینا غفارزاده - مینا ناصری - سحر یاسینی - ملیحه نیرومند - خدیجه صبوری - نگین بیگی - فرزانه و معصومه مصطفی پور - مریم و مهتاب زهتاب



با کسب اجازه از آقای امیر پورمند نظرتان را به تصاویر هنرمندانه این عکاس عزیز جلب می نمایم


بدرود تا درودی دیگر

نوشته شده در شنبه 1391/05/28ساعت 20:29 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

با درود و سلام

  هرکس که در هنگام کوهنوردی و کوهپیمایی – چه دشوار و چه ساده- از رفیق یا رفیقان راه جدا کرد و تکروی کرد، نمی تواند خود را در ردیف کوهنوردان با اخلاق جا بزند .او از اصل "یک نفر برای همه و همه برای یک نفر" تخطی کرده است.

  صعود انفرادی با تکروی کردن ، از تیم جدا شدن ونظم گروهی را به هم زدن تفاوت دارد.

  علل مختلفی از جمله ضایعات جسمانی، عدم آمادگی به علت نداشتن تمرین کافی و مناسب، صدمه دیدن، درخواست سرپرست تیم از یک نفر برای جدا شدن از تیم به منظور انجام وظیفه ای خاص در جهت منافع گروه ،می تواند باعث شود که فرد از تیم جدا شده و از همراهی و همپایی با تیم به صورت آگاهانه و هدفمند باز بماند و یا پیش افتد. که این باز ماندن و پیش افتادن در جهت پشتیبانی ، حمایت ، امداد و به عنوان سفیرو کمک رسان خواهد بود و فرد جدا شده، قلبا" و قدما" با تیم همراه است ولی وظیفه محوله او را از نیمه راه جدا می کند.

  وگرنه بدون دلیل موجه، تیم و گروه را وانهادن ، بقیه را به امان خدا رها کردن ، راه دیگری را پیش گرفتن و رفتن، از اخلاق کوهنوردی به دور است.

  چنین فردی رفیق نیمه راه است و کار او پسندیده و درخور جامعه کوهنوردی نیست و به حرکت های جمعی لطمه خواهد زد و می بایست با او برخورد قاطع شود و حرکت او تحلیل شده و به دیگران چهره و منش او شناسانده شود، تا با او همراه نشوند که ممکن است آنها را هم در نیمه راه رها سازد و برود...

  بقول ادموند هیلاری کسی که قبل از اینکه فاتح قله ها باشد فاتح قله های انسانیت بود می گوید :

"کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود.روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوقان درقله نیست. ناجی بی منت یکدیگرند.گروه می سازند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود .مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست.کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است "

بدرود تا درودی دیگر

نوشته شده در جمعه 1391/05/20ساعت 13:23 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 

 سفر با دوستان نزديک  آنهم از نوع کوهی ! ( همنوردان ) از آن لذتهاى وصف نشدنى روزگار است. دوستان قديمى و جدید و البته صميمى که سالها با هم سر کرده اي٬ از روحیات و اخلاقيات هم خبر داري، حساسيت هاى يکديگر را مى شناسي و از همه اينها مهم تر همديگر را دوست داريد. تصور سفر با اين جمع هم شيرين است. اين سفر هر چند محدودیتهایی را دارد .  در عین حال که گروهی است ٬ خانوادگی هم هست خيلى از ما اين سفر را ترجيح ميدهيم. چرا که خانواده ها بالا سر جوان هایشان هستند و می شود گفت که بهترین و سالم ترین ارتباط را با هم دارند و جوان ها هم این نوع سفرها را با همه محدودیت ها دوستش دارند چرا که این حریم ها را خیلی منطقی و مناسب می بینند و به جرات می توان گفت یک همچین جمعی در یک شهر کم نظیر است دوستان هم سن و سالى که شوخى هاى مشترک دارند، باهم رودربايستى ندارند،  و کارهايى که از کسى بعيد نيست  معتقديم با دوستانمان راحت تريم. حتى ميتوانيم با کمترين دلخورى باهم دعوا کنيم و چند دقيقه بعد که همان دوستمان را در آستانه سقوط از يک کوه يا در غرق شدن در دريا ديديم براى نجاتش از هيچ کارى فرو نگذاريم. همه ما اين سفر را به نوعى تجربه کرده ايم. دوران زمان تحصيل ٬ یا دانشگاه ٬یا سربازی و یا ..اين تجربه خوب را به ما نشان داده است. گاهى هم حسابى دلمان براى آن دوران لک مى زند.

    همه کمک مي کنند تا براى درست کردن کباب  در جنگل و جاده هيزم جمع کنند. يکى ‌کباب سيخ ميکند و آن ديگرى در پى روشن کردن آتش است و خانمها هم بساط سفره نهار را فراهم ميکنند. دخترها در پى يافتن گلهاى خوش رنگ وحشى و پسرها شيطنتهاى خاص خود را دارند. جوان‌ها شروع مى‌کنند به گرفتن عکس هاى يادگارى و رد و بدل کردن خاطرات و اطلاعات سفرهاى قبلي.

   گذشته از همه جوانب مثبت این نوع مسافرت ها ما چون یک گروه کوهنوردی هستیم ورزش در اولویت اول کاریمان محسوب می شه و حتما دو و نرمش صبحگاهی و یک صعود خوب به قله ایی را در برنامه داریم و صد البته همه ی این برنامه ها مستلزم هماهنگی ها و  هزینه است و قطعا ما هم درصدد این هستیم که با کمترین هزینه و با کیفیت خوب برنامه را اجرا کنیم  . برنامه صعود به قله زیبای سبلان و اقامت در سرعین و استفاده از دریا و جنگل و ... از جمله مواردی بود که در این مسافرت داشتیم  .

 

   سفر به آذربایجان را از یک ماه قبل با محل اسکان و اتوبوس و مینی بوس جهت ترانسفر در منطقه و راهنما جهت صعود به قله را هماهنگ کردیم و الحمد...  تمامی اهداف برنامه با موفقیت به انجام رسید.

   حرکت از مشهد روز دوشنبه ۹-۵-۹۱ ساعت ۱۸:۴۰ بوسیله قطار شروع شد و سه شنبه ۱۰-۵-۹۱ ساعت ۱۴ به میانه رسیدیم. اتوبوس در راه آهن میانه منتظر ما بود بلافاصله سوار اتوبوس شده و خودمان را به سرعین رساندیم و در یک سوئیت مناسب مستقر شدیم٬ با بارشی که در همان شب داشتیم هوا فوق العاده لطیف و بهاری شده بود. این بارش پیش درآمد خوشایندی بود .

   طبق برنامه روز چهارشنبه ۱۱-۵-۹۱ با همان اتوبوس راهی روستای تاریخی و تمام صخره ای و زیبای کندوان شدیم.

   روز پنجشنبه ۱۲-۵-۹۱ بوسیله یکدستگاه مینی بوس با همنوردان صعود کننده به قله راهی آبگرم "شابیل" شدیم آبگرم شابیل از گذشته به عنوان مبدا صعود از مسیر های ذکر شده مطرح بوده و در سالهای اخیر با ایجاد راه ماشین رو به پناهگاه به مسیر اصلی صعود تبدیل شده است. برای رسیدن به آبگرم شابیل باید از شهر "لاهرود" واقع در جاده اردبیل به مشکین به سمت جنوب پیش رفته و با گذر از کناره دره بسیار زیبای "شیروان دره" به شابیل رسید. مسافت شابیل تا پناهگاه را می توان با لندرورهای کرایه ای در مدت نیم ساعت و پیاده در مدت چهار الی پنج ساعت طی کرد. تیم ما در کمتر از چهار ساعت پیاده به جان پناه رسید .

   بعد از صرف نهار و استراحت عصر برنامه فوق العاده کوهنوردان در جان پناه که قریب ۴۰۰ نفر را تشکیل می دادند به اجرای برنامه شاد و سنتی و فولکلور آذری توسط کوهنوردان و عاشیق ها اجرا شد . این برنام شاد و سرشار از ذوق و نشاط اگر از مسائل سیاسی که تا حدودی برنامه را به حاشیه برد دور بود بسیار عالی می شد .

   روز جمعه ۱۳-۵-۹۱  صبح ساعت ۴:۳۰ بیدار باش زده شد و بعد از صرف صبحانه ساعت ۵:۴۵ با کوله حمله ٬ به سمت قله خیز برداشتیم و ساعت ۱۰:۳۰ نائل به زیارت زیبای قله سبلان شدیم بعد از ساعت ها کوهیپیمایی و در ارتفاع بالای ۴۸۰۰ متر دریاچه ساوالان به کوهنوردان خوش آمد گفته و چشم نوازی می کند بعد از سی و اندی سال دوباره در آغوش گرم آب سرد دریاچه زیبای سبلان بودم اشک شوق چشمانم را هدیه دریاچه کردم و آنهم با سخاوتش غبار راه را شست و آرامش خاصی را نثارم کرد . ممنونم سبلانم .

  جا داره در اینجا از راهنمایان خوبمان آقایان حسن حسنی زاده و جواد محمدپور که با سرقدمی عالی و انگیزه دادن به بچه ها کمک و یارمان بودند کمال سپاسگزاری و تشکر را داشته باشم .

   قابل ذکر است این دو روز دوستانی که در سرعین مانده بودند روز پنجشنبه گردش در شهر اردبیل و بازدید از نقاط دیدنی را داشتند و در روز جمعه در ییلاقات شهر سرعین و به سیخ کشیدن کباب روزهای بیاد ماندنی را در دفترچه خاطرات خود به ثبت رساندند.

   روز شنبه ۱۴-۵-۹۱ شهر سرعین را به مقصد آستارا و اقامت در کنار جنگل و ساحل زیبا و تمیز گیسوم ترک کردیم و در بین راه از تله کابین گردنه حیران استفاده کرده و شب را در سوئیت هایی که کرایه کرده بودیم به صبح رساندیم و دوستان تا ۲ صبح از دریا دل نمی کندند

   یکشنبه ۱۵-۵-۹۱ وسایل را جمع و جور کرده و راهی جنگل اسالم به خلخال شده و در بین راه صبحانه و در ییلاق اسب ئونی نهار را صرف کرده و خودمان را به راه آهن میانه رسانده و سوار قطار شدیم و روز دوشنبه ۱۶-۵-۹۱ در ساعت ۱۱:۴۵ به مشهد رسیدیم .

 

   و اما آمار برنامه در یک نگاه :

 

حرکت از مشهد :۹-۵-۹۱

وسیله: قطار

بازگشت از میانه:۱۵-۵-۹۱

محل اقامت : سرعین (سوئیت شخصی)

   روز اول سه شنبه ۱۰-۵-۹۱ اسکان در سرعین

   روز دوم چهارشنبه ۱۱-۵-۹۱ بازدید از روستای تمام صخره ایی کندوان

   روز سوم پنجشنبه ۱۲-۵-۹۱ اعزام افراد صعود کننده به منطقه جهت صعود از مسیر شابیل و حرکت به سمت جان پناه حسینیه و شب مانی در ارتفاع 3700 متری - دوستانی که در سرعین ماندند از مناطق دیدنی اردبیل بازدید کردند

   روز چهارم جمعه    ۱۳-۵-۹۱ صعود به قله سبلان از مسیر شمال شرقی (مسیر پناهگاه به قله) – مسیر یخچال کوچک – مسیر یخچال شمالی

   روز پنجم   شنبه    ۱۴-۵-۹۱ آستارا ٬ استفاده از تله کابین گردنه حیران و اقامت در کنار جنگل و ساحل زیبا و تمیز گیسوم

   روز ششم یکشنبه ۱۵-۵-۹۱ جنگل اسالم به خلخال ٬ییلاق اسب ئونی و مهیا شدن و جمع و جور کردن وسایل جهت بازگشت به مشهد

مشهد:۱۶-۵-۹۱ ساعت ۱۱:۴۵

 

آمار صعود در یک نگاه:

 

حرکت از سرعین :۱۲-۵-۹۱ساعت ۶:۴۵

مسیر:سرعین - اردبیل - جاده مشگین شهر - لاهرود - آبگرم شابیل - جان پناه حسینیه - قله سبلان

شابیل: ساعت ۱۰ صبح حرکت از شابیل ۱۰:۴۰

جان پناه حسینیه: ۱۴:۳۰

حمله به قله: روز جمعه ۱۳-۵-۹۱ ساعت ۵:۴۰ از جان پناه

قله : ۱۰:۳۰

لیست افراد شرکت کننده:۳۵ نفر

آقایان : ابوالقاسم حسینیون - محمد مهاجر - عبدالله کرمانشاهی - حسن میرزا - جعفر شاهرودی - صادق و امیر خلیلی پور - الیاس نجف زاده - رضا رضوانی - تقی علیمحمدی - اسماعیل پهلوان - حسین لطفی - رضا زهتاب

خانم ها : حوریه علیپور - فاطمه حسینیون - صفیه آجیلیان - حمیده فرهادی - حمیده و حلیمه و ملیکا لطفی - زهرا امیدوند - فاطمه و مریم شیبانی - فائزه حسن زاده - زهره بختیاری- نرجس و شهین خلیلی پور - نگین علیزاده - فوزیه تکلو - شیوا میرزا - فائزه طباطبایی - عصمت منتخب اسعدی - مریم و مهتاب زهتاب

 

   در پایان از تمامی همسفران و همنوردان و همچنین از دوستان حمل و نقل آقایان یوسف صالحی و افشین نظری و سهراب صفری قدردانی و تشکر می کنم .

تشکر مضاعف دارم از آقایان رضا رضوانی و امیر خلیلی پور که مسائل مالی گروه را به خوبی حل و فصل کردند و همچنین از خانم علیپور و همسرشان و آقای خلیلی پور که زحمات زیادی در این سفر کشیدند سپاسگزاریم .

  همچنین تشکر ویژه دارم از دوست عزیز جعفر آقا شاهرودی که بعلت بعضی مشکلات و مشغله زیاد که در مشهد داشت ٬ نمی خواست در این سفر شرکت کند ولی ما را در این سفر تنها نگذاشت و باعث دلگرمی شد امیدوارم با عکس هایش ما  را به فیض کامل برساند همچنین از دوستان دیگری هم که از لحظات سفر تصویر گرفتند از طریق ایمیل به ما برسانند تا به نام خودشان در وب قرار دهیم .

بدرود

نوشته شده در چهارشنبه 1391/05/18ساعت 4:31 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 با درود و سلام

    طبق تصمیم هیات مدیره مسافرت تابستانی همراه با صعود به قله سبلان برای هفته اول ماه رمضان تصویب شده بود که با هماهنگی های زیاد توانستیم خرید بلیط قطار ٬ تهیه محل اسکان ٬ راهنما ٬ مینی بوس جهت اعزام به منطقه قطور سوئی و اتوبوس جهت ترانسفر افراد از راه آهن به سرعین را مهیا کنیم

خلاصه برنامه تنظیمی جهت مسافرت تابستانی:

حرکت از مشهد :۹-۵-۹۱

وسیله: قطار

بازگشت از تبریز:۱۵-۵-۹۱

محل اقامت : سرعین(خوابگاه شبانه روزی یا مدرسه)

   روز اول سه شنبه ۱۰-۵-۹۱ اسکان در سرعین

   روز دوم چهارشنبه ۱۱-۵-۹۱ بازدید از روستای تمام صخره ایی کندوان

   روز سوم پنجشنبه ۱۲-۵-۹۱ اعزام افراد صعود کننده به منطقه قطور سوئی و حرکت به سمت جان پناه حسینیه و شب مانی در ارتفاع 3700 متری

   روز چهارم جمعه    ۱۳-۵-۹۱ صعود به قله سبلان

   روز پنجم   شنبه    ۱۴-۵-۹۱ دیدار از شهر تبریز و نقاط دیدنی یا دریاچه نئور و آستارا

   روز ششم یکشنبه ۱۵-۵-۹۱ کنار دریا و جنگل گیسوم و جنگل اسالم به خلخال و مهیا شدن و جمع و جور کردن وسایل جهت بازگشت به مشهد

   قابل ذکر است برنامه فوق ممکن است دستخوش تغییراتی شود .

   همنوردان جهت صعود به قله لباس گرم ٬ هد لامپ ٬ کفش مناسب ٬ کلاه ٬ دستکش ٬ کلنگ ٬ لوازم شخصی ٬کیسه خواب و چادر همراه داشته باشند.

   و اما اطلاعاتی را در مورد قله سبلان و مسیرهای صعود ، تقدیم دوستان می کنم.

 

موقعیت جغرافیائی

قله سبلان ،كه به زبان آذري ساوالان خوانده مي شود در استان اردبیل در جنوب شرقی شهرستان مشکین شهر و در فاصله 25 کیلومتری آن واقع است و دارای مجموعه ای از ارتفاعات که مرتفع ترین نقطه آن قله سبلان با ارتفاعی معادل 4811 متر می باشد.

سبلان 3 قله معروف با نامهاي سلطان ، هرم داغ يا سبلان کوچک و کسره يا آقام داغ دارد که معمولا در تمام فصول سال از برف پوشيده است و از برکت آن علاوه بر پوشش صدها چشمه بزرگ و کوچک ، 13رودخانه پرآب از دامنه هاي چشم نواز و لاله گون آن جاري است و نيز درياچه هايي بسيار زيباي دايمي و فصلي در پهنه بيکران اين کوهستان قرار دارند.

كوهستان عظيم و آتش فشان سبلان كوه هاي متعدد بلندي چون صائين ، نرميق ، قوشه داغ ، و… تشكيل شده است. دامنه هاي اين كوهستان در بخش مركزي از چهارسو به شهرستان هاي مشکين شهر و اهر در شمال ، تبريز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبيل در شرق مشرف مي باشد.

سبلان به شكل مخروط زيبائي است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت درياچه اي در آمده است.

اطراف اين درياچه در تمام سال پوشيده از برف و يخ است.اين درياچه به شکل بيضي با قطرهاي 140و 80متري ، زيبايي خاصي به قله بخشيده که بجز فصل تابستان در بقيه فصول سال منجمد و يخ بسته است ؛ البته حتي در تيرماه نيز هوا در اين منطقه بسيار سرد است و باد زوزه کشان از مسافران استقبال مي کند.تماشاي انعکاس نور خورشيد در درياچه به انسان گرمايی دروني مي بخشد. آب درياچه بسيار زلال است ، ولي مسافران تنها مي توانند اندکي از آن را به سر و صورت خود بزنند و امکان شنا کردن و تن به آب زدن وجود ندارد.

قله اصلي يا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترين نقطه آذربايجان و پس از دماوند بلندترين قله ايران است. کوهستان ساوالان از كانون هاي مهم آبگير دائمي رودهاي آذربايجان مي باشد. دامنه هاي شمالي آن به دره رود قره سو و اهرچايي و دامنه هاي جنوبي آن به شاخه ها ي آجي چاي منتهي مي گردد. بنابراين سبلان بخش عمده اي از آب هاي حوضه رود ارس و درياچه اروميه را تامين مي كند. در دامنه هاي سبلان چشمه هاي فراوان آب گرم و آب سرد معدني وجود دارد از جمله موئيل سويي ، شابيل ، قوتورسويي و ... كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالي مشكين شهر وگردشگران قرار مي گيرد. در بالاي قله سبلان حفره اي وجود دارد كه دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت درياچه اي در فصل گرم ظاهر مي شود. قله از شمال محاط به آب گرم های قتور سویی و شابیل و منطقه عمومی مشکین شد از جنوب به شهرهای نیر و سراب و مراتع علاءالدین و از غرب محدود به منطقه کوهستانی موسوم نرمتین و از شرق به آبگرم سرعین و اردبیل محدود می گردد. سلطان ساوالان پس از دماوند معروفترین کوه ایران است . سبلان با رودها ، یخچالهای دائمی و طبیعت بکر ، نمونه ای است از هنر بی همتای خلاق آن .این کوه بنا به راوایات محل عبادت زرتشت ، پیامبر ایران باستان ، و جولانگاه بابک خرمدین بوده است

 

مسیر صعود از جبهه شمالی

مسیر شمال شرقی (مسیر پناهگاه به قله) – مسیر یخچال کوچک – مسیر یخچال شمالی

آبگرم شابیل از گذشته به عنوان مبدا صعود از مسیر های ذکر شده مطرح بوده و در سالهای اخیر با ایجاد راه ماشین رو به پناهگاه به مسیر اصلی صعود تبدیل شده است. برای رسیدن به آبگرم شابیل باید از شهر لاهرود واقع در جاده اردبیل به مشکین به سمت جنوب پیش رفته و با گذر از کناره دره بسیار زیبای شیروان دره به شابیل رسید. مسافت شابیل تا پناهگاه را می توان بالندرورهای کرایه ای در مدت نیم ساعت و پیاده در مدت چهار الی پنج ساعت طی کرد.

رایج ترین مسیر برای صعود به کوه ساوالان، مسیر پناهگاه شرقی  است. این مسیر برای کوهنوردانی که اولین صعودشان بوده و راهنماهم ندارند بهترین مسیر می باشد. چون وجود راه اتومبیل رو تا پناهگاه سبب شده اغلب کوهنوردان نا آشنابه محل، به راحتی خود را به پناهگاه برسانند و ازطرف دیگر مسیر پناهگاه تا قله کاملا پاکوب بوده ومشخص است و در بیشتر قسمت های مسیر پرچم های راهنماهم وجود دارد.

 برای رسیدن به پناهگاه می توان از مسیر دیگری هم استفاده کرد که زیباتر و خلوت تر از مسیر شابیل می باشد. برای صعود به پناهگاه از این مسیر باید قوتورسویی را به عنوان مبدا حرکت انتخاب کرد. قوتورسویی آبگرم بسیار جالب و کم نظیری است که در نزدیکی شابیل قراردارد. قبل از رسیدن به خود قوتورسویی و وقتی جاده به طرف شمال پیچیده و از سبلان دور می شود، باید از اتومبیل پیاده شده و وارد دره قوتور سویی شده و در مسیر جنوب و به طرف سبلان حرکت کرد. این دره بسیار زیبا بوده وعلاوه بر سرسبزی دارای آبشاری جالب نیز می باشد .چشمه گوگرد داری هم با آبدهی  بالا درون دره وجود دارد که برخلاف قوتورسویی آب آن سردبوده و در نوع خود جالب است. پس ازحدود نیم ساعت پیاده روی در داخل دره به چشمه کوچکی خواهید رسید که در طرف راست رودخانه قرار دارد. دراین نقطه باید درجهت غرب از دره خارج شوید و از چند سربالایی بالا رفته و بطرف چپ قله حرکت کنید تا پناهگاه رویت شود. این مسیرهم ازقوتورسویی تا پناهگاه نیاز به حدود چهارالی پنج ساعت پیاده روی خواهد داشت. از پناهگاه تا قله بسته به سرعت حرکت چهار الی پنج ساعت کوهپیمایی نیاز خواهد بود.

مسیر صعود از جبهه جنوبی

پیست اسکی آلوارس مبدا صعود از جبهه جنوبی می باشد. پیست اسکی آلوارس از سرعین حدود 30 کیلومتر فاصله دارد و راه آن آسفالت می باشد. قبل از رسیدن به پیست اسکی تقریبا 200 الی 300 متر مانده به پیست اسکی الوارس در سمت چپ راه شوسه عشایر به چشم می خورد  که در امتداد کوه بالا رفته.  مسیر را می توان با ماشین شاسی بلند در حدود 20 دقیقه تا محل چای گوزی(در نقشه با شماره 3 مشخص شده است) که اولین چادر عشایرنشین موجود در مسیر که به علی اوباسی شناخته می شود و در این محل قرار دارد طی کرد. و پیاده حدودا 2 ساعت زمان می برد.  البته در مسیر جبهه جنوبی هیچ پناهگاه یا جان پناهی وجود ندارد و بایستی برنامه صعود طوری تنظیم شود که بتوان در کنار چادرهای عشایر شب را سپری کرد. از کنار چای گوزی مسیر اصلی صعود  شروع می شود که دو مسیر جهت رسیدن به قله وجود دارد که مسیر اول از منطقه قره مسجد می گذرد و بیشتر صعودها از این مسیر می باشد و تا قله بسته به سرعت حرکت 5 الی 6 ساعت کوه پیمایی نیاز خواهد بود. راه مسیر دوم که با شماره 6  مشخص شده است به مراتب دشوارتر بوده و کمتر کسی این مسیر را جهت صعود انتخاب می کند. همچنین اگر در امتداد مسیری که با شماره 9 در نقشه مشخص شده است حرکت کنیم به پناهگاه خواهیم رسید.

مسیر صعود از جبهه غربی

مسیر رضوان دره: شروع این مسیرفوق العاده زیباازرضوان دره است وبرای رسیدن به رضوان دره بایدازروستای کوهستانی موییل گذشته و درجاده زمین گرمایی ادامه مسیرداد. درمسیر باید از کنار قوردلی گول عبورکرد. این منطقه یکی اززیباترین مناطق اطراف سبلان می باشد. در جنوب این  برکه زیبا قلل هرم و کسری قرار دارند و در روبرو قله سلطان، مغروروسترگ قدعلم کرده است. سپس دردره ای که بین کسری وهرم از یک طرف وارتفاعاتی که به قله سلطان منتهی می شوند، ازطرف دیگر قرار دارد ادامه مسیر می دهیم. این دره به هرم چال معروف است و ادامه آن به یخچال عظیم هرم منتهی می شود. برای رسیدن به جانپناه سبلان باید از جهت جنوب از این دره خارج شده و وارد دره دیگری شد موسوم به آیی یاتاقی . و ادامه مسیر به جانپناه ختم می شود.

     

 

مسیر شابیل: مسیری که از شابیل آغاز شده و در امتداد  یال شمالی جنوبی ادامه یافته و به جانپناه منتهی می شود. که مسیر در عکس زیر مشخص شده است.

نوشته شده در یکشنبه 1391/05/08ساعت 0:41 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

   

با درود و سلام

 

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماه عبادت و بندگی بر تمامی عاشقان مبارک باد.

نگاهی اجمالی بر این ماه فرخنده:

   ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد.

   آغاز ماه مبارک رمضان، بهانه ای است تا خانواده ها بیشتر در کنار یکدیگر باشند. برای همین تصمیم گرفتیم برنامه کوهنوردی روزهای جمعه را با افطار همراه کنیم. در جمعه گذشته نیز پس از کوهپیمائی در تپه ماهورهای روستای نغندر در یکی از رستوران های این روستا روزه ی خود را باز کردیم و همه با هم بزم افطاری به یاد ماندنی ای را داشتیم.

  

در این روز تیم میهمان آقای منصوری بود. که جا داره واقعا از پذیرایی گرم ایشان و خانواده محترمشان کمال قدردانی را داشته باشیم و به خاطر زحماتی که با دهان روزه برای تدارک این افطاری کشیدند به ایشان خسته نباشید بگیم.

   امسال عده ایی از دوستان با ما نبودند از جمله اقای طوسی و دوست عزیزمان آقای شاهرودی و حسینیون ٬ جایشان بسیار خالی بود که جهت صعود به دماوند عازم تهران شدند امیدوارم صعود موفقی داشته باشند . در ضمن آقای رضوانی بعلت فوت باجناقشان در جمع ما غایب بودند . فقدان باجناقشان را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض می کنیم .

آمار این برنامه:

حرکت: ۱۷:۰۰ بعد از ظهر

بازگشت: ۲۱:۴۵ شب

وسیله: شخصی

شرایط جوی: صاف _ آفتابی

مسیر: مشهد _ طرقبه _ نغندر

لیست افراد شرکت کننده: ۸۱ نفر

آقایان : فتحی - زیبا - مهدی رضوی - مهدی و مهبد موسوی - پژند - هادی و مرتضی احمدیان - بخشایش - کرمانشاهی - نجف زاده - حسین صفری -  مهاجر -سعید مهدی پور - هادی و محمد منصوری - محسن و سعید شهابی - سر گلزایی ۴نفر- خوشنویس ۴ نفر- امام وردی۴ نفر - صادق و امیر خلیل پور - پهلوان - تقی و آرش علیمحمدی - حسین لطفی - صادق مختاری - متقی - علی و پویا حبیبی - رضا و مهرداد زهتاب

خانم ها :مهری و مریم زیبا - فتحی - حوریه علیپور - رضوی - آقاق موسوی - احمدیان - بخشایش - نگین علیزاده - یاسمین عبدالهیان ـ اکرم و سحر و سنا مهدی پور - شوکت و فاطمه و طیبه منصوری - سر گلزایی - خوشنویس - امام وردی - شهین و ملیکا خلیل پور - فاطمه و مریم علیمحمدی -حمیده و ملیکا لطفی - نفیسه و رومینا مختاری - متقی - طیبه و مریم حبیبی- مریم و مهتاب زهتاب

بدرود

 و عکسهای این برنامه که توسط همنورد خوبمون آقای صفری گرفته شده :

برای دیدن بقیه ی عکسها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1391/05/07ساعت 3:45 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 

 

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن

 

با فرا رسیدن ماه رمضان برنامه ها با تغییرات کلی از نظر زمان و مکان اجرا می شود

 

طبق سنوات قبل در ماه رمضان تپه ماهورهای نغندر مهمان ما خواهد بود . بعد از رسیدن به محل قرار که 700 یا 800 متر بالاتر از نغندر است در یکی از باغ های روستا اطراق کرده ، ماشین ها را پارک کرده و جهت کوهپیمایی در مسیر تپه ماهورها قرار خواهیم گرفت

افطاری های ماه رمضان فرصت خوبی است که اکثر دوستان دور هم جمع می شوند و دیداری تازه می کنند  

شروع حرکت برای این هفته ساعت ۱۶:۴۵ بعد از ظهر از جنب شرکت برق بعد از سه راه آزادشهر در بلوار وکیل آباد میباشد

دوستان ظرف غذا و قاشق و لیوان همراه داشته باشند انشاالله پس از یک کوهپیمائی ساده و جهت دوستانی که مایل به راهپیمائی هستند پس از یک راهپیمائی ساده ، افطار در یکی از رستورانهای آنجا در خدمت دوستان هستیم

 تیم ٬  این هفته را میهمان خانواده  محترم آقای منصوری خواهد بود .

   قابل ذکر است گروه در هفته آینده به قلل مرتفع دماوند و سبلان صعود خواهد کرد که امیدوارم هر دو صعود با موفقیت بانجام برسد

در مسیر تپه ماهورهای نغندر88/5/23

قله نغندر88/5/23

در مسیر تپه ماهورهای نغندر 88/5/23

افطاری گروه 13/6/88در نزدیکی روستای نغندر

بدرود

نوشته شده در سه شنبه 1391/05/03ساعت 21:2 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

 

با درود و سلام

 

 

   آخرین جمعه قبل از ماه رمضان 30-4-91 با یکدستگاه مینی بوس مشهد را به مقصد کردینه ترک کردیم  ، ساعت 6:15 از ماشین پیاده شده و 6:30 حرکت جهت صعود به قله فلسکه را شروع کردیم  . ساعت 8:30 به دو راهی رباط رسیدیم  بعد از صرف صبحانه از سمت راست دوراهی با شیب ملایم ادامه مسیر داده تا خودمان را به قله برسانیم باید توجه داشت  در انتهای رودخانه و تقریبا متمایل به چپ گوسفند سرایی هست که از سمت چپ این اولنگ گرده روبرویی را باید سوار شده و از آن مسیر به قله سلام کنیم . به هر حال تمام تیم به غیر از یکی از دوستان قله را زیارت کردیم بعد از استراحتی و عکس گرفتن از همان مسیری که ذکرش شد به سمت پایین حرکت کردیم  . هنوز در اول مسیر شیب بودیم  که باد و طوفان و باران و تگرک غافلگیرمان کرد و در یک چشم هم زدنی همه خیس شدند . ولی از خطرات ناشی از سیلاب و رعد و برق که بگذریم . چقدر فضای قشنگ و زیبایی بوجود آمده بود ، لبخند و قهرطبیعت را در یک لحظه با هم حس می کردی ، حس می کردی که طبیعت تمام وجودت را می شوید و در قلبت مهربانی را پرورش می دهد ، انگار دوباره متولد شدم  خدایا لبخند تو را در باران می بینم  دوست دارم تمامی لغاتی را که می دانم به آب روانی که فرستادی بریزم تا شسته شوند ، لغاتی که در عین حال که خیلی قشنگ و زیبا هستند ولی درونشان همه  بوی ریا و تملق و چاپلوسی و دروغ و  تنفر فخر فروشی  می دهد حالت از این وضعیت بهم می خورد . امروزه به کمک فناوری ، مد شده ( البته بد هم نیست ) به طرق مختلف پیام های زیبا و قشنگ را بهم ارسال می کنیم ولی در عمل چیز دیگری است آن همه اس ام اس های قشنگ کو اثرش .؟  تا می توانیم  از همدیگر سبقت می گیریم ماشینمان را به رخ هم می کشیم . خانه ایی که باید درش زندگی کنیم و ازش لذت ببریم پزش را به دیگران هدیه می دهیم . عوض اینکه خودمان را اصلاح کنیم و تلاش کرده تا پیشرفت کنیم با تخریب دیگران در صدد رسیدن به هدفمان هستیم . این هدف هر چقدر هم منزلت اجتماعی بالایی هم داشته باشد آیا وافعا ارزش دارد که یکی دیگر را قربانی کرده و از آن بعنوان نردبان ترقی خودمان بهره ببریم ؟! واقعا چرا اینهمه دروغ و تملق و چاپلوسی و نامردی و خیانت ؟ چرا با هم دیگر راحت نیستیم و برای خودمان زندگی نمی کنیم . چرا فقط می خواهیم خودمان را بهر طریقی شده نمایان کنیم و بگوییم بله ما هم هستیم و از دیگران یک سر و گردن بالاتریم . آری خدایا حقیقت دارد ، دوست دارم همه این لغات را در اقیانوس زلالت بریزم تا همه شستشو شده و پاک شوند . آنقدر بمیرم تا زنده شوم .

و اما آمار این برنامه :

رفت : 4:45 صبح

برگشت : 20:30

شرایط جوی :آفتابی –گرم – در کوهستان صاف تا ابری همراه با بارش تگرگ و باران

وسیله : یکدستگاه مینی بوس

وعده غذایی : دو وعده

کردینه : 6:15

دو راهی رباط: 8:30

قله :12:30

هزینه : 7000 تومان

افراد شرکت کننده : 24 نفر

آقایان : شاهرودی – حسینیون - عنبرانی – احمدیان – نجف زاده – مصطف تلافی – صفری – سلطانی – رامین محمودی – عشقی – منصورزاده – سیدان – عابدینی – ممنونی – وحیدی – رضا رضوانی – عادلیان – علیمحمدی _ پهلوان _ زهتاب

خانم ها : نگین علیزاده – یاسمین عبداللهی – مریم نور محمدزاده – ملیحه معینی

در پایان از همه همنوردانی که در این برنامه شرکت داشتند تشکر کرده بویژه آقای عنبرانی که بعنوان راهنما همراه تیم بودند ممنونیم . قابل ذکر است  بعد از کسر هزینه برنامه ، مقداری وجه اضافه مانده که بنا به تصمیم هیات مدیره حسابی را که انشا... بزودی باز خواهد شد و مقدمات آن هم مهیا شده به آن حساب ریخته خواهد شد

تا درودی دیگر بدرود

نوشته شده در دوشنبه 1391/05/02ساعت 0:20 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 

 

 

با عرض سلام خدمت تمامی همنوردان عزیز
خب الحمد...! مجمع عمومی امسال با حضور 90 نفر از اعضا در روز جمعه مورخه 16-4-91 در سالن اجتماعات امام رضا(ع) پارک ملت مشهد انجام شد.

هر چند انتظار میرفت تعداد بیشتری از عزیزان، که در برنامه های کوه حضور دارن توی این جلسه هم که مهمترین رخداد گروه و تعیین کننده سرنوشتش برای یک ساله ، شرکت داشته باشن و رأی و نظر خودشونو در مورد مسائل مختلف از جمله انتخاب اعضای هیئت مدیره جدید اعلام کنن. مثل اینکه فرار از رای گیری در کشور عزیزمون نهادینه شده! در هر صورت از همه ی اونایی که با حضورشون سرافرازمون کردن کمال تشکر رو دارم البته عزیزانی هم که شرکت نداشتن برای ما محترم هستند و ما همشونو دوست داریم.
مراسم با کمی تاخیر شروع شد. خانم شاهرودی چند کلامی رو بعنوان مجری با بهره گیری از لحن ادیبانه و شاعرانشون بیان کردن و سپس تلاوتی چند از آیات کلام ا.. مجید توسط قاری بزرگوار آقای بخشایش با صوتی زیبا. بعد از اون آقای شاهرودی  صحبتشونو شروع کردن. نفر بعد بنده بودم که با تحلیلی بر فضای اقتصادی گروه عرض کردم که هر تیمی برای فعالیت نیاز به بودجه ای برای هزینه داره  و این موضوع توسط فعالیتهای جانبی سودآور (مثلا فروشگاه لوازم کوهنوردی - فیلم های آموزشی یا هیجان انگیز در اینباره – کلاس های اموزشی و ....) و یا حد اقل دریافت حق عضویت که در سال های گذشته از هیچ یک از همنوردان گرفته نشد، تأمین میشه. لذا گروه در کل نیاز به درآمدزایی داره. و با اذعان این مطلب، دلیل آن که قبلا در هیئت مدیره بارها راجع بهش بحث فراوان شده بود، "این" اعلام شد که "پیش کشیدن مسائل مالی بطور «جدٌ»، خواه نا خواه گروه رو دچار انحرافات و مشکلاتی میکنه از جمله که خود عاملی در پراکندگی و در خیلی موارد دلخوری دوستان شده، باعث کمرنگ شدن انسجام تیمی و دوستیها میگردد.و تیم را به یک بنگاه اقتصادی تبدیل می کنه" هرچند نبود بوجه و اعتبار کافی نیز تیم را دچار مشکلاتی جدی می کند علاوه بر این گزارشی ازگردش مالی گروه در دو سال اخیر دادم که برآورد آن در حدود 29000000 تومان بود . برنامه بعدی سخنرانی آقای فتحی بود که در پایان سخنرانی از آقای زنگانه با هدیه ایی ناقابل تجلیل بعمل آورده شد .  در اینجا جا داره از جناب آقای زنگانه از اعضای موثر هیات کوهنوردی شاهرود  و دو تن از همراهانشون که از راه دور (شاهرود) تشریف آورده بودند تشکر کنم . واقعا متاسفیم برای هیات مشهد که بطور مکتوب و حضوری از ایشان دعوت بعمل آوردیم ولی هیچکدام از این آقایون دعوت ما را لبیک نگفتند واقعا برای هیاتی که علاقمند نباشد و یا نخواهد و یا بهر دلیلی از کم و کیف زیر مجموعه  خودش با خبر نباشد باید نام آن هیات را چه گذاشت ؟!   می خواهم بپرسم آیا گروه ها و یا باشگاه ها و افراد نورچشمی و از ما بهترون یک چنین جلسه ای را داشتند از طرف هیات کسی به آن جلسه نمی رفت ؟ یا نه، بدون دعوت و با دسته گل می رفتند ؟!! مثل اینکه تیپ و جنس و ژست برای آقایان مهمتر از دیگر ملاک ها قرار دارد چون ما بارها این مسائل را تجربه کردیم . چرا که بارها ثابت شده ، اگر ما قله ایی را صعود کرده باشیم ، صعود محسوب نمی شود ولی صعود از ما بهترون ، موفقیتی بزرگ و بی نظیر بحساب می آید . گفتنیها زیاد است و بی عدالتی ها فراوان ! اون از بی عدالتی بین فوتبال و دیگر رشته های ورزشی و این هم در خود رشته مظلوم و بی دفاع کوهنوردی.!!


به هر حال انتخابات و در کنار اون پذیرایی از حضٌار محترمو داشتیم، نتایج آراء که توسط تیم برگزاری انتخابات به ریاست خانم علیپورفر انجام گرفت به شرح ذیل میباشد:

آقایان

 

1-     جعفر شاهرودی          

2-     حسین رضوانی         

3-     هادی احمدیان        

4-     محمد فتحی               

5-     احمد بخشایش            

6-     علی پژند

7-     رضا زهتاب                   

بازرسین :

1-     محمد عنبرانی

2-     ابوالقاسم حسینیون

 

 

بدرود

نوشته شده در شنبه 1391/04/17ساعت 0:11 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

 

با درود و سلام

 

 

آمار این برنامه

رفت: 14-4-91  ساعت 18:30 از مشهد

برگشت:15-4-91 ساعت 9صبح

وسیله: یکدستگاه مینی بوس

شرایط جوی:صاف و نسبتا خنک در ارتفاعات نسبتا سرد

وعده غذایی:دو وعده

افراد شرکت کننده: 17نفر

آقایان و خانم ها :شاهرودی – حسینیون - رضوانی – کرمانشاهی – نوراللهیان – موسویان – نوری – هادی و شوکت منصوری –عشقی – هادی هاشمی – علیرضا رضایی – عابدینی -ممنونی - سیدان – عباس صدری زاده -  زهتاب

 

 

شرحی مختصر بر این برنامه : در شامگاه شب نیمه شعبان  ، در ساعت مقرر مشهد را به سمت ازغد ترک کرده  و از بالای روستای ازغد خود را به دره رساندیم ( ساعت هشت شب) . این مسیر را برای دومین بار بود که با راهنمایی دوست و همنورد  خوبمان آقای رضوانی  طی می کردیم . از انتهای دره ازغد به سمت استخر آب شرب ازغد در ارتفاع مناسب رسیدیم و در همین محل شام را صرف و به استراحت پرداختیم  .  از بالای همین چشمه شیب مقابل را گرفته و خودمان را به  خط الراس رساندیم . البته مسیر اصلی در سمت چپ قرار داشت چون این مسیر زمان زیادی را از تیم می گرفت  ، به همین علت مسیر بالای چشمه را که نسبتا  تند بود انتخاب کردیم . به جاده ایی خاکی رسیدیم که این جاده در سمت چپ تا "آنتن مغان" و از سمت راست تا فلسکه و دررود امتداد دارد . جاده را برش زده و از عرض جاده گذشته ، شیب را ادامه دادیم و خودمان را به خط الراس رساندیم

 

     در خط الراس که قرار می گرفتی ، سمت راست قله ازغد بود در سمت چپ ، قله سنگ چین و در ادامه جاده به سمت چپ ما را به قله قوچگرد هدایت می کرد.  و دویست متر در سمت راست هم  دو راهی بود که به دره گرینه ختم می شد که ما از این دره به سمت گرینه حرکت کردیم.  پانصد متر پایین تر در سمت چپ هم دره دیزباد (روستای دیزباد ) قرار داشت که سال 89 ما از همین مسیر قله قوچگرد را صعود کرده بودیم.

     بعرض برسانم که در نهایت ساعت 6:45 صبح نیمه شعبان ۱۵-۴-۹۱ به روستای گرینه رسیدیم.

   روستای گرینه در ۴۰ کیلومتری شمال شرقی نیشابور در هفتاد کیلومتری شمال جادهٔ اصلی (مشهد-نیشابور) و در دامنهٔ کوه واقع شده‌است. گرینه از لغت گبرینه به معنای محل زندگی زرتشتیان آمده‌است. هم‌اکنون در محل قدیمی روستا (گرینه کهنه) آثار قدیمی مثل قبر و حمام زرتشتی‌ها مشاهده می‌شود .

در پایان از تمامی همنوردان که در این برنامه شرکت داشتند و همچنین از راهنمای خوبمون آقای رضوانی کمال تشکر را داریم .

 

 بدرود

نوشته شده در جمعه 1391/04/16ساعت 22:44 توسط رضا زهتاب| |

    مهدی عمیدی کوهنورد با اخلاق خراسانی اخیرا مصاحبه جالبی را  با ایسنا انجام داده که توجه شما را به آن جلب می کنم .
 
 
مگر در دنیای میلیاردی فوتبال، کوهنوردی هم مهم است؟

مهدی عمیدی : پشیمان نیستم اما...

زمانی که وارد دفتر ایسنا شد و پشت میز مقابل ما نشست، اولین صحبتی که کرد این بود: “می‌تونم یک سؤال از شما بپرسم؟ چطور شد یاد این رشته ورزشی افتادید و تصمیم گرفتید با من مصاحبه کنید؟! مگر در دنیای قراردادهای میلیاردی فوتبال، کوهنوردی هم مهم است؟”


مهدی عمیدی، پس از بازگشت از فتح قله “دائولوگیری” ، در خصوص این ورزش پرهیجان و در عین حال خطرناک گفت: کوهنوردی برای من چیزی فراتر از عشق است و در این راه همیشه به خراسانی و ایرانی بودن خودم افتخار می‌کنم.
کوهنورد خراسانی و تنها ایرانی فاتح قله اورست بدون اکسیژن، در خصوص آخرین صعود خود توضیح داد: قله سرسخت “دائولوگیری” در کشور نپال به عنوان هفتمین کوه دنیا، مقصد من برای فتح بود که از هشتم فروردین ماه سال جاری به همراه 2 ایرانی دیگر، 7 ایتالیایی، 2 آمریکایی و 4 نفر از جمهوری چک آغاز شد و 58 روز طول کشید، در حالی که فکر می‌کردیم خیلی سریع‌تر می‌توانیم این قله را فتح کنیم.
عمیدی با اشاره به این که 36 ساعت در نزدیکی قله “دائولوگیری” در حالی که GPS ارتفاع 7824 متری را نشان می‌داد به تنهایی در وضعیت سختی به سر می‌برده است، تصریح کرد: به دلیل بدی آب و هوا امکان صعود وجود نداشت و در این 36 ساعت باید تلاش می‌کردم تا با ضربه زدن‌های مکرر به سنگ‌ها مانع یخ‌زدگی دست و پای خود شوم وسرانجام با چندین ساعت تلاش توانستم این قله سرسخت را فتح کنم.
مهدی عمیدی تاکید کرد: این صعود را به یاد “گروه کوهنوردی افق” که جمعی از کوهنوردان معلول هستند، انجام دادم زیرا شعار بچه‌های این گروه تلاش برای حرکت و حرکت برای زندگی است که من حتی از نزدیک شاهد تلاش آن‌ها بودم که چطور با معلولیت و محدودیت‌های زیاد، با تمام وجود و علاقه در این مسیر سخت حرکت می‌کنند و حتی توانستند قله‌دماوند را نیز فتح کنند.
عمیدی افزود: من توانستم به عنوان اولین ایرانی این قله را بدون اکسیژن فتح کنم و در قبال این اتفاق مهم که می‌توانست برای ایران یک پدیده و افتخار محسوب شود و یا با جویا شدن نحوه این صعود، تجربه‌ای برای دیگر کوهنوردان شود، با بی‌مهری مسؤولان فدراسیون روبرو شدم.
وی تاکید کرد: فقط امیدوار و منتظر هستیم تا زودتر رئیس فدراسیون تغییر کند و شاید اوضاع کوهنوردی ایران نیز بهبود یابد.
فاتح خراسانی بام دنیا، از مشکلات اصلی کوهنوردان گفت و اظهار کرد: بیشترین بحث ما ورزشکاران در فتح قله‌ها، بحث ‌مالی و ریالی است که اگر حل شود خیلی از مشکلات برطرف می‌شود؛ متاسفانه بیمه این ورزش بسیار بالاست و از آنجایی که ریسک بالایی نیز دارد اغلب بیمه‌ها راغب به همکاری نیستند به طوری که امسال برای این صعود اخیر 2 میلیون تومان فقط صرف بیمه کردم.
وی با بیان این که یکی دیگر از نامهربانی‌ها، بی‌توجهی صدا و سیمای ایران به فیلم‌های گرفته شده توسط کوهنوردان است، عنوان کرد: شاهد این هستیم که صدا و سیما فیلم‌های خارجی صعود به اورست را خریداری و پخش می‌کند در حالی که فیلم‌های خود کوهنوردان ایرانی شاید خیلی با کیفیت‎تر از آن‌ها باشد ولی از خریداری این فیلم‌ها خودداری می کنند به طوری که من حدود 18 ساعت فیلم از اورست تهیه کرده‌ام که حدود 3 ساعت آن بالای 7000 متر و یک ساعت بالای 8000 متر بوده است که کم‌سابقه است در حالی که تنها بوده‌ام و دوربین نیز یخ زده بود.
عمیدی اشاره کرد: در حالی از همکاری و حمایت ناامید هستیم که در صعود اخیر، یک کوهنورد ژاپنی که چهاردهمین صعود خود به قلل 8000 متر را تجربه می‌کرد، یک شبکه تلویزیونی از ژاپن او را تا ارتفاع 8000 متر همراهی کرده و با هزینه بسیار بالا از وی و صعودش فیلم گرفتند.
مهدی عمیدی، به عنوان برترین ورزشکار خراسان رضوی در سال 90، عنوان کرد: به خاطر ریسک و خطر بالای ورزش کوهنوردی، پدرم در ابتدا ناراضی بود اما در این سال‌ها همیشه دعای خیر پدر و مادرم پشت و پناه من بوده است؛ به خاطر کوهنوردی از کار و زندگی و مسائل شخصی خودم گذشتم. با وجود این سختی‌ها کوهنوردی تمام زندگی من است و حتی در شرکتی به عنوان کارمند قراردادی مشغول به کار بودم که پس از یک صعود وقتی بازگشتم فهمیدم اخراج شده‌ام؛ با این حال پشیمان نیستم اما فعالیت حرفه‌ای در این رشته را به کسی توصیه نمی‌کنم چون باید از همه زندگی‌اش بگذرد.

نوشته شده در پنجشنبه 1391/04/15ساعت 13:12 توسط رضا زهتاب| |

 

 

به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 

 

  

 در آخرین ماه فصل بهار ۱۲-۳-۹۱ الی ۱۴-۳-۹۱ برنامه مفرح و زیبایی داشتیم به جنگل ابر.

    روز جمعه دوازدهم خرداد ساعت ۱۶  مشهد را با یکدستگاه اتوبوس به مقصد شاهرود ترک کرده و در ساعات پایانی شب به شاهرود رسیدیم در فلکه اول (میدان حسینی) کمپ را برپاکرده بعد از صرف شام و استراحت ساعت ۵:۴۵ صبح ۱۳-۳-۹۱ سوار سه دستگاه مینی بوس شده در امامزاده قطری پیاده شدیم ٬ وسایل اضافی را سوار اسب ها کرده و ساعت ۷ صبح مهیای حرکت به سمت جنگل شدیم. قابل ذکر است وسایل حمل و نقل اعم از مینی بوس ها و اسب ها توسط راهنمای خوبمون آقای زنگانه هماهنگ شده بود که جا داره از ایشان و خانواده محترم و همراهانشان تشکر کنم . باتفاق راهنما با دو ساعت پیمایش   به " آبشار آسیاب در" رسیدیم . بعد از صرف صبحانه از مسیر "آرام درویش" در "آرام محمد چفت"  و در فاصله دویست متری از چشمه در کمپ اصلی اطراق کردیم چادرها را در داخل جنگل پوشیده از ابر و مه بر پا کردیم . بارش باران و "شدرام" تا صبح حال و هوای خاصی به کمب داده بود . 

     روز یکشنبه ۱۴-۳-۹۱ ساعت ۵صبح بیدار باش زده شد و بعد از خوردن صبحانه و جمع جور کردن چادرها و کوله ها ٬ ساعت ۷:۳۰ صبح کمپ را ترک کردیم.  در ادامه مسیر به چشمه "پلنگ آرام " رسیدیم .  سه قله  در اطراف چشمه بخوبی قابل رویت بود "قله پلنگ باران " و "قله نمداری" در شمال و "قله مازی تخت" در جنوب .  پس از سه ساعت پیاده روی در شیب نسبتا تند جنگل به روستای سیاهرودبار رسیدیم سوار اتوبوس شده ٬ از جاده زرین گل به علی آباد رهسپار شده و حدود ساعت ۲۲ همانروز وارد مشهد شدیم .

    شب خوابی در جنگل و در داخل پوشیده از ابر با ترنم باران٬  شبی بیاد ماندنی و رویایی را رقم زده بود .  خدایا شکرت که سلامتی دادی تا بتوانم ذره ایی از زیبایی هایت را حس کنم خدایا دوستت دارم ٬ عاشقتم .  در چادر کوچک و محقر و در تنهایی و خلوت و سکوت مطلق بوضوح بزرگی و زیبایی و صدایت را بوضوح می شنیدیم دوست داشتم ببوسمت . نمی دانم چرا یک چنین احساسی به من دست داده بود فکر می کردم در کنارم خوابیدی !! هرچند همیشه و همه احوال در کنار ما هستی ولی ما مشغول ..

خدایا دوست دارم قطعا تنها کسی هستی که می توانم بدون دغدغه و مصلحتی به ات بگم . عاشقتم چون کسی نمی تواند به چیزی متهم کند شاید هم متهم کردند امیدوارم هیچکس از خرج کردن این کلمات نسبت به تو پشیمان نشود و ثابت قدم در این راه گام بردارد.! خدایا این احساسات درونی ام را نثار تو می کنم . بقول دکتر شریعتی خرج تو می کنم که صندوقچه تلنبار شده را خرج کسی دیگر نکنم  و بقول دکتر

دوستت دارم‌"ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

 "دلم تنگ شده"‌ها را، "عاشقتم"‌ها را

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی.

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده ، که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد ، اگر نگاهش را دوست داشتی ،

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت ، اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند ،

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود ، اگر استدلالی کرد که تکانت داد ، 

در سفر اگر شوخ و شنگ بود ، اگر مدام به خنده‌ات انداخت ، و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد ،

برای یکی ، یک "دوستت دارم" خرج می‌کنی. برا ی یکی ، یک "دلم برایت تنگ می‌شود" خرج می‌کنی! یک "چقدر زیبایی."  یک "با من می‌مانی؟"

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند . متهمت می‌کنند به هیزی… به اعتماد آدم‌ها سوء استفاده کردن ، به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن ِ تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود ، آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند . بدون این‌که تو را به یاد بیاورند .

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

 وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند .

 

 

و اما آمار پیمایش جنگل در یک نگاه:

حرکت از امامزاده قطری:۱۳-۳-۹۱ هفت صبح

آبشار آسیاب در:۸:۵۰ الی ۹:۳۰

آرام محمد چفت :۱۲:۳۰

کمپ: ۱۲:۴۵

حرکت از کمپ:۱۴-۳-۹۱ ساعت ۷:۳۰

پلنگ آرام:۸:۳۰

روستای سیاهرودبار:۱۲:۳۰

 

 

و اما آمار برنامه در یک نگاه:

حرکت ازمشهد:۱۲-۳-۹۱ساعت ۱۶

برگشت به مشهد:۱۴-۳-۹۱ساعت ۲۲

وعده غذایی: ۶ وعده

شرایط جوی: صاف تا ابری در جنگل همراه با بارش

وسیله : اتوبوس - مینی بوس - اسب

افراد شرکت کننده در برنامه با احتساب دوستان از شاهرود: ۵۲ نفر

آقایان و خانم ها : جعفر و شهاب طیبه شاهرودی - حسین و رضا رضوانی - عبدالله کرمانشاهی - علی محمدی - مهدی اسفندیاری - قاسم سلطانی - مهدی زمانی - سید محمد مهدی سیدی - حسین صفری - یاسمین عبداللهی - تقی علیمحمدی - اسماعیل پهلوان - مجتبی منصورزاده - عباس صدری زاده - احمد کاردان نیا - الیاس نجف زاده - حبیب عابدینی - محمد ممنونی - محسن امیری - ثریا مزدور کار - مریم نور محمدزاده - احمد حسینی - مرتضی رجب زاده - امید صارم صفاری - ابوالقاسم تنها طلب - محمد عنبرانی - اسدالله مقدس - احمد حکاک - جلال مولایی - حسین دخت - نجمه پر نتیجه - احمد ظریف - رحیم نظمی - سعید نیکبخت - مصطفی یونسی - رستگار - عبدالرضا و حسین قاسمی - محمد و محمود و محمدرضا و مهدی صباغ - علی و فاطمه زنگانه - محبوبه نیک پرور - ابراهیم غلامی - زهتاب

   در پایان از تمامی دوستان و همنوردان که همکاری لازم را داشتند بویژه از راهنمای خوبمون آقای زنگانه و همراهانشون و آقای رضوانی که زحمات زیادی را کشیدند سپاسگزاریم

بدرود

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1391/03/29ساعت 0:31 توسط رضا زهتاب| |

 

 

به نام یزدان پاک

 

 

با درود و سلام

    جمعه این هفته را اختصاص داده بودیم برای مجمع عمومی گروه . ولی بعلت عدم آمادگی سالن تشکیل مجمع ٬ به تاریخ ۱۶ تیرماه موکول شد

    بنابراین برای آخرین جمعه فصل بهار ٬ روستای زیبا و سر سبز "پایه" در منطقه گلمکان را در نظر گرفتیم .  این مسیر چند مظوره است ٬ دوستان در صورت تمایل می توانند ارتفاعات اطراف را به همراه تیم صعود کنند راهنمای ما در این برنامه همنورد خوبمون آقای رضوانی خواهند بود

    حرکت ساعت ۵:۱۵ ملک آباد و ۵:۳۰ فلکه پارک

    دو وعده غذا ٬ آب ٬ تنقلات و زیرانداز همراه داشته باشید

    حداکثر تا چهارشنبه به تلفن های زیر اطلاع دهید

    زهتاب        ۰۹۱۵۵۰۶۲۵۲۸ 

    شاهرودی  ۰۹۱۵۱۱۱۳۵۲۶

    به امید دیدار شما در این برنامه

نوشته شده در دوشنبه 1391/03/22ساعت 19:3 توسط رضا زهتاب| |

 

 به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 

 

 

    طبق تصمیم هیئت مدیره و هماهنگی های بعمل آمده با مجتمع امام رضا قرار بر این شد تا در مورخ جمعه ۱۶-۴-۹۱  جلسه مجمع عمومی  در سالن اجتماعات مجتمع امام رضا واقع در پارک ملت بر گزار شود

   موضوع اصلی  جلسه همانند سالهای قبل گزارش عملکرد یکساله و سپس انتخاب هیئت مدیره جدید خواهد بود

    ساعت شروع جلسه ۹ صبح میباشد و ساعت ۱۰ الی ۱۱ انتخابات برگزار خواهد شد

  

   جهت هزینه های این جلسه نیز قرار بر این شد که دوستان به هر میزان که دوست دارند کمک مالی کنند تا هر چه بهتر بتوانیم آنرا برگزار کنیم

   دوستانی هم که مایل هستند کاندیدای هیات مدیره بشوند می توانند از هم اکنون ثبت نام بعمل بیاورند

   سعی خواهد شد  همانند سالهای قبل  از  رئیس محترم هیئت کوهنوردی دعوت بعمل آید

   با امید به اینکه با حضور گرم و صمیمی شما عزیزان در این جلسه سرنوشت ساز بتوانیم با تصمیم درستی که با اخذ مشورت از آرای شما بزرگوران میگیریم، آینده خوبی را برای گروه رقم بزنیم.

بدرود

 

نوشته شده در شنبه 1391/03/20ساعت 0:30 توسط رضا زهتاب| |

 

به نام یزدان پاک

 

آمار این برنامه :

 

 

قله کماس

موقعیت قله : N678062    E4113541 بین رشته کوههای هزار مسجد و الله اکبر

تاریخ:۲۱-۲-۹۱ الی ۲۲-۲-۹۱

حرکت: ساعت ۱۵:۳۰روز پنجشنبه ۲۱-۲-۹۱

برگشت : ساعت ۲۲:۴۵ روز جمعه ۲۲-۲-۹۱

وعده غذایی: سه وعده

شرایط جوی: صاف _ آفتابی _ بهاری

وسیله: دو دستگاه سواری

 

لیست افراد شرکت کننده : آقایان "

 شاهرودی – حسین و رضا رضوانی -  کرمانشاهی - حسینیون - عنبرانی - سیدان - پهلوان - زهتاب

 

آمار صعود در یک نگاه :

بیدار باش : ۴صبح

حرکت از مسجد کبکان : ۵ صبح

تقاطع سه روستای دربندی - گرنی - رشتخوار: ۵:۱۰

چشمه بش قارداش:۶:۰۵صبح

پیاده روی تا نزدیکی جنگل ارس(پای کوه) : حدود یکساعت

صبحانه : بالای چشمه ترناک (ترنو) ۸:۰۰صبح الی ۹:۱۵

آغاز حمله به قله : ساعت ۹:۲۰

قله:۱۰:۴۵

برگشت به چشمه ترنو:۱۲:۳۰ الی ۱۳:۱۵

روستای کبکان : ساعت ۱۶:۱۵

مشهد : ۲۲:۴۵ شب


 


شرحی مختصر بر این برنامه :

    قله کماس با ارتفاع ۲۴۲۰متر (بقول بعضی ۲۶۵۰ متر ولی با جی پی اس موبایل عدد ۲۴۲۰متر را نشان می داد) یکی از قلل زیبای خراسان رضوی است که در منطقه میانکوه درگز واقع شده است. این کوه جزو رشته کوه هزار مسجد می باشد. کوه کماس دارای طبیعت فوق العاده جذابی می باشد و درختان ارس آن و طبیعت بکرش سالانه کوهنوردان و طبیعتگردان زیادی را به سوی خودش جذب میکند.

   ما روز پنجشنبه ساعت ۱۵:۳۰ با دو دستگاه سواری مشهد را به سمت روستای کبکان در نزدیکی درگز ترک کرده ساعت هفت به کبکان رسیدیم بعد از ادای نماز و صرف شام ساعت ۲۱:۳۰ خوابیدیم تا صبح با نشاط و سرحال برای صعود آماده شویم. 

   اکثر کوهنوردان بلحاظ دسترسی آسان برای صعود ٬ مسیر روستای گرنی را انتخاب می کنند ولی زیبایی مسیر چشمه بش قارداش و ترنو را ندارد .

   تیم ما از سه راهی روستاهای دربندی - گرنی - رشتخوار که با تابلو مشخص هست تا پای قله پیاده طی طریق کرده و در پایین چشمه بش قارداش یا فریدونی با نرمشی مختصر که توسط راهنمای خوبمون آقای رضوان انجام شد  مسیر را ادامه داده  و از گرده سمت چپ و از لابلای جنگل درختان ارس خودمان را به بالای چشمه ترناب (ترنو) رساندیم . ساعت ۹:۲۰ بعد از صرف صبحانه حمله نهایی را به سمت قله آغاز کرده ، ساعت ۱۰:۴۵ به زیارت قله کماس نائل شدیم . مسیر برگشت ازپاکوب اصلی چشمه ترناب انتخاب شد که شیب نسبتا زیادی هم داشت . بعد از صرف چای آنوخ در این چشمه ، همین مسیر را ادامه داده و ساعت ۱۶:۱۵ به سه راهی رسیده  سوار ماشین ها شده و نماز و نهار را هم در روستای خادم لو صرف کرده ٬ به راهمان ادامه داده و موقع اذان مغرب به قوچان رسدیم بعد از ادای نماز و صرف شربت و شیرینی (بمناسبت روز زن) و خرید محصولات بهاری یعنی کره و پنیر گوسفندی(جای شما خالی)  ساعت۲۲:۴۵ به مشهد رسیدیم .

 

نقطه قوت و ضعف برنامه : عدم حضور خانم ها - استفاده از وسیله شخصی - جمع و جور بودن تیم - زمانبندی مناسب - پنچری ماشین - داشتن راهنمای خوب با راه بلدی فوق العاده اش و دوستان خوب 

یاد دوستانی هم که در آذرماه ۸۹ همراه ما بودند بخیر

صعود به قله کماس در 5-9-89


صعود به قله کماس22-2-91


تصاویر فوق العاده زیبا هنرمندی دوست خوبم آقای جعفر شاهرودی است فتبارک ا...احسن الخالقین


بدرود

  

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/25ساعت 18:4 توسط رضا زهتاب| |

 

به نام یزدان پاک

 

 

با درود و سلام

 

    جمعه(۱۵-۲-۹۱) گذشته برنامه گلگشتی داشتیم به منطقه آبقد .

روستای آبقد از توابع درز آب چناران با طول ¢ 28 ° 59 و عرض ¢ 46 ° 36 و نیز ارتفاع 1500 متر میان دره اي ، معتدل و خشک در ۶۰ کیلومتری شمال غرب مشهد قرار گرفته است که مسیر آن از جاده مشهد - توس - گوارشک است.

    پانزدهم اردیبهشت قرار مرکزی تیم ٬ فلکه پارک بود . کم کم ثبت نام کنندگان خودشان را به محل رسانده و ساعت ۶:۱۵ صبح با شش دستگاه مینی بوس و دو دستگاه سواری عازم منطقه آبقد شدیم.

     منطقه آبقد در دامنه های کوه هزار مسجد است و پشت آرامگاه فردوسی قرار دارد . دقیقا شما می توانید بطرف آرامگاه فردوسی که می روید نرسیده به آرامگاه در سمت چپ از جنب هارونیه وارد جاده گوارشگ شده و سعی کنید جاده را به سمت راست ادامه مسیر دهید بعد از طی حدود سی کیلومتر به روستای آبقد خواهید رسید 

   پیمایش رودخانه آبقد و قدم زدن در این ناحیه که به نسبت دنج و خلوت و از تمیزی قابل توجهی برخوردار است ، یادآور حال و روز دوران حکیم فردوسی است که در همین مناطق به گشت و گذار مشغول بوده و اثر سترگ و اندیشمندانه خود را آفریده است .

     از  این  نامور  نامه    شهریار                       بماند به  گیتی یکی یادگار

     از او هر چه اندر خورد با  خرد                      دگر  بر  ره  رمز  معنی  برد

     چنین یادگاری شد اندر جهان                       بر او آفرین از کهان و مهان

                                                                               ( فردوسی )                

      واقعا شاهنامه بزرگترین افتخار ایرانی ها قلمداد می شود چرا که به جرات می توان گفت اگر فردوسی این حماسه سرای بزرگ نبود اکنون معلوم نبود ما به چه زبانی سخن می گفتیم و می نوشتیم و اصلا آیا  قادر بودیم که آثار گذشتگان خودمان را بخوانیم و از آن استفاده کنیم یا باید همه آثار ٬ اعم از فرهنگی ٬علمی و ... را به زبان عربی بخوانیم و یا دچار بی هویتی می شدیم . مثل اکثر سرزمین هایی که ۶۰۰ سال در قلمرو امپراطوری عثمانی بودند ٬ که این قصه سر دراز دارد ... و احتیاج به واکاوی عقیدتی و سیاسی که از حوصله این مقال خارج..!

      فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. اهمیت فردوسی در آن است چه با آفریدن اثر همیشه جاوید خود، نه تنها زبان ، بلکه کل فرهنگ و تاریخ و در یک سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ایرانی را جاودانگی بخشید و خود نیز برآنچه که میکرد و برعظمت آن ، آگاه بود و می دانست که با زنده نگه داشتن زبان ویژه یک ملت ، در واقع آن ملت را زندگی و جاودانگی بخشیده است .

                                   بسی رنج بردم در این سال سی

                                   عجم  زنده  کردم  بدین    پارسی

 

     قدم زدن در منطقه ای که هزار سال پیش از این حکیم فردوسی در آن قدم میزده است ،ذهن را به گذر در پادشاهی کیومرث و دوران جمشید و سختی های ناشی از پادشاهی ضحاک و جنگها و کارزارها و داستانهای مهرآمیز زال و رودابه و بیژن و منیژه و کتایون و گشتساب و تراژدی هایی چون داستان سیاوش و رستم و سهراب ،هدایت میکند و تنفس در فضا را از حلاوتی دو چندان برخوردار می کند و ناخودآگاه زیر لب زمزمه میکنی :

   بیا  تا جهان را   بد  نسپریم                   به کوشش همه دست نیکی بریم

   نباشد همی نیک و بد پایدار                   همان   به   که  نیکی  بود   یادگار

                                                                                ( فردوسی )

    و اما شرکت کنندگان در این برنامه :

آقایان و خانم ها :۱۳۸ نفر

جعفر و شهاب و آزاده و طیبه شاهرودی - رسول و عطیه جودوی - صادق و شهین خلیل پور - الیاس نجف زاده و نگین علیزاده - حسن و امیرحسین پدرامی - حسین و رضا و فریده و فریبا رضوانی -عبدالله کرمانشاهی - مرتضی خادم - صادق عرب - محسن امیری - علی و عصمت ساغریدوز - علی و عفت حبیبی - ابوالقاسم و فاطمه حسینیون - سالومه و محمد مهدی آژیر  - انوشیروان کهرم - محمد و حوریه علی پور - محسن و فرزانه زحمتی - بهروز و شیما و سارا و طوبی و ذبیح و منا سرو آزاد - حسین و مهسا محسنی - سحر و سینا هادیون -مطصفی تلافی - سعید نخعی - بهنام رضایی - نگار قاسم زاده - هستی خردمند - نیلوفر باقریان - طناز رهبر - مهلا طیرانی - الناز عرفانیان - ناهید فدایی - صبا دل آسایی - نگار پریزاد - عصمت محمدی - هیوا شادبیانی - نفیسه رحمانی - محبوبه فیضی - فرزانه محمدی - مهتاب انتظامی - نسترن نظیفی - آیدا غفرانی - نگار مرتضویان - فائزه پیروی - زهرا و فرشته انسی - نفیسه سلمان - شیما اصغر خواه - پگاه ناصری - عالیه استیری - موسی حمیدی - مجید جلیلی - عالیه ارشادی - نوید طاهری - فاطمه ساجدی - مشمول - آزاده و رضا زارع - جمیله صداقت - الهه ارشادی - محمد موسوی - مریم و مهرناز بیرجندی نژاد - طاهره سالاری - حامد و الهه و مجید سعید - مرتضی و محمد رضا رجب زاده - رضا صمدی - جلیل چرخیان  - مسعود و محمد صادق رحیم پور - لیلا پیوندی - نیما عظیمی - شبنم ضروری - لعیا رستمی - مریم جعفری - محمد رضا ابریشمی - نادر گندم کار - یگانه رستمیان - مجید اسدی - سمیرا داننده - مجتبی آبرازه - محمد نوری - علی و امین مویدی - ناهید هزاره مقدم - فاطمه رحمتی - فاطمه و مریم شیبانی - رضا رضایی زاده - ناهید باقری - سروناز و توحید حسینی - مریم نور محمد زاده - مصطفی رمضانی - علی و روژان پژند - یاشا علیخواه  - پروین اکبری - علیرضا مقیمی - هادی و مرتضی و الهه مهتا و نیکتا احمدیان - جلال و عرفان رسولی زاده - مجتبی مولوی - تقی و علی علیمحمدی - محمد واحدیان - محمد ابراهیم سلطانی - امیر بیگی - رضا زرچین - رضا زهتاب

   از دوستانی که احتمالا اسامی آنان را اشتباه نوشته و یا از قلم انداخته ام قبلا عذرخواهی کرده با تذکرشان حتما اصلاح خواهد شد.

بدرود

نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/20ساعت 19:28 توسط رضا زهتاب| |

 

 

به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 


  كوهنوردي نوعي ديوانگي است؛ خيلي‌ها سؤال مي‌كنند براي چه، كسي اين همه راه برود، بار به دوش بكشد، با دستان كرخت شده و تن سرما زده ساعتها درون چادر يا جانپناه بلرزد، بيخوابي و كوفتگي بدن را تحمل كند، سرانجام خسته، تشنه و گرسنه خود را به بالاي كوه برساند و به پايين برگردد؟! كسي كه هيچگاه لذت رسيدن به قله را نچشيده، كسي كه تن به طبيعت نسپرده و با آن انس و الفت پيدا نكرده، حق دارد چنين بيانديشد! ما فاتحان خام فتحهاي بي‌فايده نيستيم!

    حكايت ما، حكايت بازجستن حكايت وصل است. هركسي كو دور ماند از اصل خويش ---- باز جويد روزگار وصل خويش

 در اين ديرگاه دور ماندن از اصل خويش، در اين هجوم تكنولوژي دردسرساز و جنگ‌طلب، كوهنوردي عشق به طبيعت است، عشقي به پاكي چشمه سار، با سبزي جنگل، به نيلگوني دريا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتني خاك، به سپيدي برف، به توفندگي طوفان، به سبكي نسيم و به سنگيني كوه.

بقول"سر ادموند هيلاري – اولين فاتح اورست"  کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضای گروه تقسیم می شود. روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد. به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوّقان درقله نیست. ناجی بی منّت یکدیگرند. گروه می سازنند تا دل جوانان را به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود. مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلّی عشق است و مرگ آنجاست كه عشق نیست. كوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است .

   هفته گذشته تیم ما با بچه های دوست داشتنیش و آماتور ! ، یک مسیر نسبتا سنگین برای رسیدن به قله توچال را انتخاب کردند آنهم بعد از  طی مسیر هزار کیلومتری از مشهد بلافاصله صبح ساعت 5:40 روز پنجشنبه 7-2-91 از میدان درکه را شروع کردند .

توچال قله‌ای در شمال تهران و به ارتفاع ۳۹۶۲ متر می‌باشد که بخشی از دامنه رشته‌کوه‌های البرز است. دامنهٔ جنوبی توچال مجاور با شهر تهران و قلهٔ آن مشرف به این شهر است.

 

مشهورترین و پر رفت و آمدترین پناهگاه‌ها و جان‌پناه‌های توچال به ترتیب از شرق به غرب کلک‌چال، شروین، شیرپلا، ایستگاه پنجم تله کابین، اسپیدکمر و پلنگ‌چال هستند که همگی آن‌ها مشرف به تهران هستند

تیم ما مسیر پلنگ چال ، ایستگاه پنج و هفت تله کابین و در نهایت قله را هدف قرار داده بود .

تله‌کابین توچال دارای سه خط اصلی و سه خط تله‌سی‌یژ و یک خط تله‌اسکی می‌باشد. روی هم رفته درازای سه خط اصلی این تله‌کابین، نزدیک به ۷۵۰۰ متر است که در میان تله‌کابین‌های نصب شده در دنیا یکی از طولانی‌ترین خطوط تله‌کابین پیوسته به شمار می‌رود.[۱] ایستگاه سوم این تله کابین در ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا، ایستگاه پنجم در ارتفاع ۳۰۰۰ متری و ایستگاه هفتم در ارتفاع ۳۷۰۰ متری از سطح دریا است.

 

کار ساخت تله‌کابین توچال، در سال ۱۳۵۳ به دست بهمن باتمانقلیچ و با همکاری شرکت فرانسوی «پوما» و شرکت اتریشی «دوپل مایر» آغاز شد و در سال ۱۳۵۷ پایان یافت.

 

از سال ۲۰۰۳ مهمان‌پذیری به نام «هتل توچال» در ایستگاه هفتم تله‌کابین توچال تکمیل و راه‌اندازی شده‌است. نمای این هتل از چوب بوده و به دامنهٔ شمالی توچال و دامنهٔ جنوبی البرز مرکزی و قلل آزادکوه و خلنو اشراف دارد. قدیمی‌ترین جان‌پناه کوهنوردی ایران (اسپید کمر) در جنوب قلهٔ توچال و شرق ایستگاه ۵ قرار دارد

قلهٔ توچال، به دلیل نزدیکی به تهران، همواره شمار زیادی صعودکننده دارد. صعود به توچال از مسیرهای مختلفی امکان‌پذیر است. مهم‌ترین این مسیرها عبارتند از

 

دربند، شیرپلا، سیاه‌سنگ، قلهٔ توچال رایج‌ترین مسیر

بوستان جمشیدیه، پناهگاه کلک‌چال، درهٔ پیازچال، قلهٔ پیازچال، قلهٔ توچال

ولنجک، ایستگاه پنجم تله‌کابین، ایستگاه هفتم تله‌کابین، قلهٔ توچال

درکه، پناهگاه پلنگ‌چال، ایستگاه پنجم تله‌کابین، ایستگاه هفتم تله‌کابین، قلهٔ توچال

دارآباد، قلهٔ دارآباد، قلهٔ پیازچال، قلهٔ توچال

همچنین از دامنهٔ شمالی و از شکراب هم امکان صعود به توچال وجود دارد که کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد

پناهگاه پلنگ‌چال یکی از پناهگاه‌های کوهنوردی در مسیر صعود به قله توچال واقع در کوهستان البرز در قسمت مشرف بر شهر تهران است

این پناهگاه در ارتفاع ۲۵66 متری از سطح دریا قرار دارد و مسیر آن از درکه است. این پناهگاه دارای خوابگاهی به ظرفیت ۷۰ نفر است. مدت زمان حرکت از میدان درکه تا رسیدن به پناهگاه پلنگ‌چال در تابستان، ۲ تا دو ساعت و نیم است

 

زِ  بَر کوه باشد  کنام    پلنگ         یکایک همه تیز دندان و چنگ

چو آن جایگه شد کمین ددان         پلنگ‌چال گویند اکنون مهان

 

 

سرتاسر مسیر تا پناهگاه از داخل درهٔ زیبای پلنگ‌چال و از کنار رودخانه می‌گذرد و یکی از زیباترین مسیرهای صعود به ارتفاعات شمال تهران است. از پناهگاه پلنگ‌چال مسیری در جهت شمال‌غربی با ۳ تا ۴ ساعت کوهپیمایی به قله توچال می‌رسد. از پلنگ‌چال علاوه بر توچال، مسیرهایی به امامزاده داوود، قله شاه‌نشین و ایستگاه پنجم تله‌کابین توچال وجود دارند

محلی که در حال حاضر پناهگاه پلنگ‌چال قرار دارد و پیرامون آن را کوه‌ها دربرگرفته‌اند و حالت چاله مانندی به آن داده‌اند که در زمان‌های نه‌چندان دور کنام پلنگان بوده‌است

 

   بعد از این توضیح مختصر عرض کنم ، تیم با بیست نفر دره درکه را در پیش گرفت و در وسط راه دو نفر از دوستان برگشته و با هجده نفر از یاران  وارد جان پناه پلنگ چال شدیم (ساعت 8:35 ارتفاع 2566متر) بعد از صرف صبحانه مختصر و استراحتی کوتاه ساعت 11:15 به ایستگاه پنج رسیدیم . ادامه مسیر به ایستگاه هفت نسبتا سخت شده بود چرا که مسیر را برف سنگینی پوشانده بود ، شرایط جوی به یکباره عوض شده و تگرگ ، برف ، کولاک موجب کندی حرکت تیم شد در نهایت ساعت 15:05 به ایستگاه هفت رسیدیم و در حالی که بیست دقیقه تا رسیدن به قله نمانده بود بلحاظ سلامت تیم و استفاده از تله کابین در برگشت ، مجبور شدیم  ناکام از فتح قله به پایین برگردیم . همه تیم تا ایستگاه پنج با تله کابین برگشتند و عده ایی از دوستان تا ولنجک را پیاده و دیگر دوستان هم از تله کابین استفاده کردند .

آمار کلی "

تاریخ : 6-2-91 الی 8-2-91

رفت " از مشهد 15:10 روز چهارشنبه 6-2-91

برگشت : به مشهد 11:30 روز جمعه 8-2-91

وسیله : قطار

شرایط جوی :صاف تا نیمه ابری نزدیک قله کولاک و برف

مسیر : مشهد – تهران – میدان درکه – پلنگ چال – ایستگاه پنج – ایستگاه هفت-ولنجک

وعده غذایی : چهار وعده

راهنما: آقای رضوانی

آمار صعود در یک نگاه"

حرکت از میدان درکه :5:40

جان پناه پلنگ چال   : 8:35

حرکت از پلنگ چال   :9:20

ایستگاه پنج            :11:15

حرکت از ایستگاه پنج:11:50

ایستگاه هفت          :15:05

ولنجک                    :15:45 و 19:15

حرکت از ولنجک       :8:05

را ه آهن تهران         :21:30

حرکت از تهران         :22:55

افراد شرکت کننده    : 22 نفر

آقایان : شاهرودی – حسینیون – رضوانی – منصوری – ممنونی – اسماعیل و علیرضا پهلوان -  نجف زاده – میلاد محمد زاده – ذبیح سرو آزاد – مصطفی تلافی – روح الله نوری – تقی علیمحمدی – زهتاب

خانم ها : داوری – شوکت خیاط – منا سرو آزاد – فاطمه شیبانی – بهاره ممنونی – فاطمه جهان نما – راضیه حسینی

در پایان از تمامی دوستان جهت شرکت در برنامه بویژه از راهنمای خوبمون آقای رضوانی کمال تشکر را داریم .

جالب توجه است کل برنامه در کمتر از 48 ساعت اجرا شد

 

   قابل ذکر است در همین مدت تعدادی از همنوردان به قله تفتان (زاهدان ) و بزد(تربت جام) و قلعه موران(گلستان-رامیان) صعود کردند .

بدرود

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/11ساعت 0:26 توسط رضا زهتاب| |

 

 

به نام یزدان پاک

 

 

با درود و سلام

 

    فصل بهار را حیف است که از دست بدهیم مخصوصا ماه اردیبهشت را که پر است از لطافت و شادابی ٬ هرکس برنامه های این فصل را از دست بده بقول همنورد کوچولومون شهاب خودش ضرر کرده ٬ بقول آقای علیرضا حیدری ٬ ما که مثل فرخي و عنصري و حافظ و سعدي نيستيم که معني باغ و بستان و دشت و دمن و مرغزار را بفهميم و يا بام تا شام چشممان به گل و سنبل و زنبق و آلاله و نرگس بيفتد. سعدي که چنين بي اختيار مي گويد: «وقتي دل سودايي مي رفت به بستان ها/ بي خويشتنم کردي بوي گل و ريحان ها» براي ما چقدر مي تواند قابل درک باشد؟ وقتي شاعر آن همه جذب گل مي شود که خودش هم مي گويد: «عارفي کو که کند فهم زبان سوسن»

   حال و روز ما که روشن است! پس زمين تا آسمان ميان ما و آنها در فهم و درک و لذت بهار فاصله است. آن ها بهار را مي چشيدند و مي سرودند ولي ما صبح تا شب چشممان به در و ديوار و سنگ و سيمان و آهن است. گوشمان هم پر است از بوق و سر و صداي هزاران چهارچرخي که محاصره مان کرده است، پس چطور مي توانيم معناي اين شعر را بفهميم که «درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند»

   شما فکر مي کنيد وقتي ملک الشعراي بهار مي گويد: «به يک باره آمد سپاه بهار» چه تصويري از بهار دارد که از واژه «سپاه» استفاده مي کند. او چنان با تغيير فصل در اطراف زندگي اش روبه رو مي شود که گويي سپاهي هجوم آورده است اما از جنس سبزه و گل و باد و باران.

    با همه اين تفاوت هاي چندين فرسنگي ميان ما و آن ها اما اگر حساب و کتابي در کارمان باشد مي شود فرصتي را از اين شلوغي زندگي در اختيار گرفت و زد به در و دشت و همين کوه هاي اطراف. مي شود هم به قدر تشنگي از بهار و ارديبهشت اش لذت برد. لذت ارديبهشتي نعمتي است که از دست دادنش جبراني ندارد. دست کم مي توان صبحي، دم غروبي و يا آخر شبي به خصوص اگر از آسمان نمي هم زده باشد، رفت بيرون و نه آن چنان که سعدي را بي خويشتن مي کرد تا حدي که روحمان تازه شود، نفسي بکشيم. گاهي حتي يک پياده روي آخر شب يا بامدادان، زماني که سر و صداي اين چهارچرخ هاي لعنتي نباشد کفايت مي کند. همين که خنکاي ارديبهشتي را بچشيم و جاني تازه کنيم، خودش هم غنيمتي است وگرنه چشم برهم مي زنيم و مي بينيم بهار هم تمام شد و به قول باباطاهر:

گلان فصل بهاران هفته اي بي/زمان وصل ياران هفته اي بي

غنيمت دان وصال لاله رويان/که گل در لاله زاران هفته اي بي

 

    دوستان بیایید عوض شانتاز ٬ کار توضیعی و تبلیغی کنیم و همه را دعوت کنیم به دامن طبیعت و کوهستان بروند حتی اگر تعداد کمی در برنامه های گروهی شرکت داشته باشند و به خیال بعضی ها کسی نباشد!!  همین که ما بتوانیم از خنکا و شادابی کوهستان جان تازه بگیریم کافی است .

 

آمار این برنامه :

رفت :  از مشهد ۲۲:۳۰ پنجشنبه ۳۱-۱-۹۱

برگشت : ۶ صبح شنبه ۲-۲-۹۱ ورود به مشهد 

وسیله : اتوبوس وی آی ی

شرایط جوی : صاف تا نیمه ابری - بهاری

وعده غذایی : چهار وعده

مسیر : مشهد- بیرجند - بند دره - کمپ - قله باقران و بالعکس

افراد شرکت کننده در این برنامه:۱۵ نفر

آقایان : شاهرودی - کرمانشاهی - علیمحمدی -پهلوان - عابدزاده - عنبرانی - ممنونی - میلاد محمد زاده - میثم و رضا - زهتاب

خانم ها : آزاده شاهرودی - معصومه فریبرزی - منا سرو آزاد - عفت مشهدی رضا

در پایان از دوستان خوبمون در اداره ارشاد ممنونیم که تدارک اسکان یکروزه در بیرجند را مهیا کردند

منتظر هنرمندی دوست خوبمون جعفر آقا شاهرودی هستیم تا باارسال تصاویر برنامه چشمان همه ما را مورد نوازش قرار دهد

قابل توجه است که این برنامه در کمتر از ۳۲ ساعت اجرا شد

بدرود

 

نوشته شده در شنبه 1391/02/02ساعت 22:18 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

در تاریخ ۲۵-۱-۹۱ با همه اینکه صعود نسبتا سنگینی را پیش رو داشتیم ولی استقبال خوبی از برنامه شده بود

 

آمار این برنامه :

رفت :  ۵:۱۵ صبح

برگشت : ۲۱:۳۰

وسیله : دو دستگاه مینی بوس و سواری

شرایط جوی : صاف - بهاری

وعده غذایی : دو وعده

مسیر : مشهد-کنگ - رودخانه بزرگ کنگ - قله فلسکه - دره خانه سفید - دره دررود

افراد شرکت کننده در این برنامه:۴۰ نفر

آقایان: شاهرودی - هادی و محمد منصوری - سید حسینی - الیاس نجف زاده - تقی علیمحمدی - جواد سیدان - سعید عادلیان - محمد رحیم غرویان - حسین و رضا رضوانی - رضا علیپور - رضا رضایی زاده - عبدالله کرمانشاهی - علی پژند - هادی احمدیان - نوراللهی - محمدزاده - داوری - احسان جاویدیان - ابوالقاسم حسینیون -  جلال راهنما - ذبیح الله سرو آزاد - مسعود رحیم پور - محمد ممنونی - عابدینی - حسین صفری - محمد کمال نظری - مجید هایزاده - اسماعیل پهلوان - طبری - زهتاب

خانم ها : نگین علیزاده - شوکت خیاط - الهه و نسرین کسرائیان - منا سرو آزاد - لیلا پیوندی زاده

بدرود

نوشته شده در شنبه 1391/02/02ساعت 21:40 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

با درود و سلام

 

   در سومین جمعه از بهار نود و یک به منطقه رنگین کمان شمال شرق ایران یعنی منطقه کلات رهسپار شدیم وعده ما شش صبح درفلکه پارک مشهد بود .  ولی بعلت تعداد انبوه شرکت کننده با یکساعت تاخیر مشهد را به مقصد روستای چهچه ترک کردیم مینی بوس ها تا بعد از روستای چهچه ، زیر خط الراس جنگل خواجه ، ما را یاری کردند از ماشین هاپیاده شدیم و بعد از اندکی پیاده روی صبحانه را صرف کرده و به اتفاق از سمت راست شکاف که برای عشایر کوه را تراشیده بودند و دقیقا مثل یک شکاف درآمده بود عبور کردیم تا در خط الراس جنگل پسته قرار بگیریم پاکوب سمت راست تا انتها ما را به بالا سر امامزاده می رساند از گرده انتهایی سرازیر شدیم و به امامزاده رسیدیم بعد از صرف نهار در مجاورت امامزاده و استراحتی کوتاه از جاده خاکی در سمت راست حرکت کرده سوار مینی بوس ها شده و ساعت ۲۱:۳۰ به مشهد رسیدیم .

سرپرستی و راهنمای این برنامه بعهده دوستان خوبمان آقای نجف زاده و آقای زیبابود که توانستند بخوبی از عهده آن بر آمده و تیم را جمع و جور کنند  این منطقه بخاطر زیبایی به بهشت و رنگین کمان خراسان تشبیه شده و چه شباهت های با مسمایی . یکی از این مناطق را روستای چهچه و ارتفاعات آن تشکیل می دهد.

       ارتفاعات اطراف روستای چهچهه کلات نادر در بهار مهمان شقایق های بهاری است .

جنگلهای پسته خواجه در روستای چهچهه در بخش زاوین کلات نادر قرار دارد . فاصله روستای چهچهه تا شهر مشهد ۱۰۰ کیلومتر است که ۷۰ کیلومتر آن جاده اصلی و ۳۰کیلومتر آن جاده فرعی میباشد و فاصله این روستا تا شهر کلات نادر ۱۰۶ کیلومتر است . جنگلهای پسته خواجه بزرگترین جنگل پسته وحشی شهرستان کلات نادر است . این جنگل در مجاورت مرز ترکمنستان واقع شده است .

بلند ترین نقطه، شهرستان کلات نادر در ارتفاعات هزار مسجد واقع شده است ونوک قله کوه هزار مسجد می باشد. ارتفاع آن از سطح دریا ۳۰۵۹  متر است، و پست ترین نقطه آن در محل خروجی رودخانه چهچهه در مرز ترکمنستان میباشد و ارتفاع آن از سطح دریا ۴۵۰ متر است .

      آمار این برنامه :

رفت : حرکت از مشهد ساعت ۷ صبح

برگشت : ۲۱:۳۰

وسیله : پنج دستگاه مینی بوس و دو دستگاه سواری

شرایط جوی : صاف تا نیمه ابری در پایان برنامه همراه با بارندگی

وعده غذایی : دو وعده

مسیر : مشهد-جاده کلات - بعد از آبگرم - روستای تقی آباد - روستای امیر آباد - روستای چهچه

افراد شرکت کننده : 105 نفر

آقایان : شاهرودی-زیبا-حسینیون-فتحی-محمود و سعید گلرخ - محمود و الیاس نجف زاده-شهاب-امینی-هادی و مرتضی احمدیان-حسین ورضا رضوانی-رسول جودوی-ممنونی-ریگی-محمد قاسمی-گلرخ-عابدینی-عرب-هادی غلامی-محسن امیری-حصیریان-حسام صفافر-عنبرانی-اسماعیل و علیرضا پهلوان-تقی وعلی و آرش علیمحمدی-محمدزاده-میلاد و محمد امین محمدزاده-کرمانشاهی-امید بایگی - بهروز و محمود ضمیری - سید متین حکاک - علیرضا و علی آزاد - مصطفی تلافی نوغانی - مصطفی ستاری - مصطفی رمضانی -سعید هادیون - بهنام رضایی - امید الهی - محمد اسماعیلی - میثم ملکی - محمد رضا زارع - مهدی نوروزی - امیر حسین حسن زاده - هادی یزدی - مجتبی مشمول - نوید طاهری - وحید و حمید گلیانی - فرزاد جوانبخت ابراهیم سیلاخوری - زهتاب

خانم ها : طیبه نجار مفضلی - نگین علیراده - حسینیون - طیبه و میمنت منصوری - لعل دهقانی - فاطمه پهلوان - فاطمه و مریم علیمحمدی - رویا و محدثه محمدزاده - فریبرزی - الهه و فاطمه حیرانی - معصومه بایگی - الهام انتظاری - منصوره ضمیری - مهرناز غفارنیا - نسرین و منا و شیوا و سارا آزاد - سحر هادیون - صبا محسنی - مهسا محسنی عطیه حسنیی - ماندانا شرافتی - نگار قاسم زاده مریم بهمدی - آزاده زارع آسیه و سمیه ملکی - راشیه اسماعیلی - فاطمه حسن زاده - جمیله طداقت - راضیه خیرآبادی - محبوبه عامل فرنوش جوانبخت - مهسا ابراهیم زاده

   در پایان از تمامی دوستان و همنوردان و تمامی مهمانان عزیر جهت شرکت در این برنامه سپاسگزاریم .

بدرود

نوشته شده در سه شنبه 1391/01/22ساعت 1:17 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

با درود و سلام

  

     امسال هم طبق سنوات قبل ٬ نوروز را در خارج از شهرمان مشهد سپری کردیم .

 یکی از نکات بارز تیم ما همراهی خانواده هاست و این یکی از آن سه اصول آیین نامه گروه هست (ورزش - طبیعتت - خانواده) .

در دنیای امروز که یواش یواش از هم گسستن خانواده ها بگوش می رسد و همانطور که همه مستحضرید . پدر خانواده با همکاراش ، مادر خانواده با خواهر خوانده هاش و جوان ها به حال خود رها شده و ...

به همین لحاظ ضرورت وجود تیم های خانوادگی بشدت احساس می شود البته نه مختلط آنچنانی که تیم های بظاهر خانوادگی مدعی آن هستند .

افراد زیادی را می شناسیم که دارای گروههای پر طمطراق و پر سر و صدا هستند و مسافرت ها و صعودها و تورهای زیادی را هم تحت عنوان باشگاه ها و گروه های کوهنوردی را اداره می کنند ولی بعوض اینکه در کنار خانواده هاشون باشند با یک عده افراد معلوم الحال که آنها هم از جنس خودشان هستند از خانواده هاشون گریزان شده و با هم خوش و خرم هستند شاید هم ایرادی نداشته باشه مقتضیات زمان اینگونه ایجاب می کنه ولی آن چیزی که ما از نزدیک می بینیم شرایط گونه دیگری رقم می خورد .

   بهرحال امسال برای مسافرت استان گلستان را انتخاب کردیم و آنهم شهرستان رامیان که دسترس به قلل مختلف از این محل آسان است . منطقه ایی آرام و راحت .

و اما گزارشی مختصر از این سفر :

   یکشنبه شب ۲۸-۱۲-۹۰می خواستیم با یکدستگاه اتوبوس مشهد را ترک کنیم که پلیس راه بعلت کولاک جاده را مسدود اعلام کرده و همه برگشتند .

    صبح دوشنبه ۲۹-۱۲-۹۰ ساعت ۷:۳۰ مشهد را به مقصد رامیان ترک کردیم و ساعت ۱۵ همانروز به رامیان رسیدیم بعد از اتراق در خوابگاه ملاصدرا ، با عده ایی از دوستان به طرف گل رامیان رفته و برگشتیم .

   سه شنبه ۱-۱-۹۱ صبح را با ورزش صبحگاهی با دو نرم در جنگل های رامیان شروع کردیم بعد از صرف صبحانه آماده مراسم سال تحویل و نوروز شدیم مراسم بدور از تشریفات در یک فضای باز و صمیمی و صحبتهای دوستان اجرا شد.  ساعت ده از خوابگاه بطرف آبشار جوزک رفتیم که بعلت خرابی مسیر و افتادن درختان در مسیرهای پاکوب تقریبا راه صعب العبور شده بود تا نزدیکی های آبشار رفتیم و ساعت  ۱۶ به خوابگاه برگشتیم  .

   چهارشنبه ۲-۱-۹۱ صبح را با پیاده روی شروع کرده و ساعت ۹ آماده رفتن به بی بی حلیمه شدیم که همه در این برنامه شرکت کرده و قله را صعود کردند.و ساعت ۱۶ برگشتیم . گروه بعد ازظهر هم برای خرید و گشت به گنبد رفته و روز بیاد ماندنی سپری کردیم .

    پنجشنبه ۳-۱-۹۱ آخرین روز اقامتمان در رامیان را به سمت آبشارهای کبودوال تنها آبشار خزه ایی ایران و آبشار شیرآباد رفتیم (رفت ساعت ۹:۳۰ صبح برگشت ساعت ۱۶)بعد از استراحت و شام در نمازخانه جمع شده و همنورد خوبمون آقای رضوی به جمع ما پیوستند.که بچه ها تا ساعت سه صبح بیدار بوده و با هم به بازی مشغول بودند.

     جمعه ۴-۱-۹۱ بعد از بیدار باش و ورزش صبحگاهی و صرف صبحانه ٬ ساعت ۹ صبح سوار اتوبوس شده و ساعت ۱۸ به مشهد رسیدیم .

افراد شرکت کننده در برنامه : ۴۹ نفر

آقایان : جهانگیر و جعفر و شهاب شاهرودی - عطا و رسول جودوی - احمد بخشایش - تقی و علی و آرش  علیمحمدی - مرتضی مزینی - هادی و مرتضی احمدیان - سعید داوودی - تقی زیبا - صادق و امیر خلیل پور - مهدی و علی و امیر رضوی و چهار نفر از پسرخاله های آقای امیر رضوی -  رضا زهتاب

خانم ها : فاطمه و عطیه و جودوی - طیبه نجار مفضلی - بهاره مرادی - فهیمه جعفرپور - مریم و فاطمه علیمحمدی - فاطمه حسینی - راهله حجتی نژاد - فاطمه و معصومه و سمیه فریبرزی - فاطمه شیبانی - نیکتا حسن زاده چمنی - فائزه حسینی طباطبایی - مریم زیبا - مهری رضوان نغندر - شهین سرتیپی - ملیکا خلیل پور - مینو رضوی - مریم صابر خاوری - مهتاب زهتاب

ضمنا چند تا عکس همنوردان خوبم آقایان داوودی و شاهرودی گرفتند که تقدیم دوستان می کنم

بدرود

 

 

  

نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/09ساعت 23:53 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 

با درود و سلام

 

      جهت این جمعه یاور همیشه مومن ٬  "قله معجونی"  میزبان تیم ماست این برنامه را هم گذاشتیم تا دل آقا محمد را نشکنیم

دوستانی که مایلند ما را همراهی کنند ساعت ۵:۴۵ صبح انتهای قائم سیدی ٬ حضور بهم برسانند

صبحانه ٬ زیرانداز و لباس گرم فراموش نشود

بدرود

نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/17ساعت 19:23 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

 با درود و سلام

 

   بعلت ایام پایانی سال و مشغله کاری زیاد و تمرکز در اجرای برنامه و مسافرت عید ، این هفته نیز قله زو میزبان ما خواهد بود .

   دوستانی که مایل به شرکت در برنامه این هفته هستند ساعت ۶ صبح پای پله های آب و برق باشند

ضمنا دوستانی که برای مسافرت عید (رامیان) ثبت نام کرده اند، برای هر نفر مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال بحساب جام ملت ۲۷۰۷۶۷۷۸ و یا به شماره کارت صادرات ۶۰۳۷۶۹۱۱۲۹۹۵۲۹۲۵ به نام رضا زهتاب واریز نمایند

بعلت استقبال زیاد و کمبود جا (۴۰ نفر ) در محل اقامت ، اولویت با کسانی خواهد بود که وجه مربوطه را واریز کرده باشند و به تایید هیات مدیره رسیده باشد

حرکت از مشهد به رامیان :یکشنبه ۲۸-۱۲-۹۰ ساعت ۹:۱۵ شب

بازگشت : ۰۴-۰۱-۹۱

وسیله :  اتوبوس

محل اقامت : خوابگاه شبانه روزی

از ظهر ۲۹ اسفند تا روز آخر ( ناهار - شام - صبحانه ) بعهده گروه می باشد

   خلاصه برنامه تنظیمی در رامیان :

۱- دوشنبه ۲۹ اسفند  اقامت در رامیان و رفتن به گل رامیان و بازدید از شهر

۲- سه شنبه اول فروردین ۹۱ مراسم سال تحویل و آشورا ده ( در منطقه بندر ترکمن - یکی از مناطق زیبای میانکاله ) و صرف نهار در رستوران آشورا ده

۳-چهارشنبه دوم فروردین - صعود به قله قلعه موران و صرف نهار در آبشار پشمکی در صورت مساعد بودن شرایط جوی و مناسب بودن مسیر . در غیر اینصورت برنامه به آبشار های زیبای شیرآباد (۷ آبشار و غار زیبای آن ) و صرف نهار در بالای آبشارها  و یا آبشار جوزک و جنگل پیمایی ، تغییر خواهد یافت

۴- پنجشنبه سوم فروردین -   آبشار زیبای کبودوال و صرف نهار در منطقه بالای آبشار

 

۵ ـ جمعه چهارم فروردین - بازگشت به سمت مشهد

قابل ذکر است که برنامه فوق تنظیمی بوده و ممکن است دستخوش تغییراتی شود 

 

بلحاظ آشنایی دوستان ٬ تصاویر زیبا از منطقه رامیان (مسیر گل رامیان ) و قله قلعه میران و آشورا ده با توضیحات مختصر که در پایین خواهد آمد به نمایش گذاشتم.

رامیان - قلعه موران(میران) ۸۹/01/06

قله قلعه میران ۸۹/1/6

یاد دوستان در نوروز ۸۹ بخیر

طبیعت رامیان ۸۹/1/6

گل رامیان - بهار 1389

آبشار اول شیرآباد - رامیان 89/1/11

اسکله آشوراده ۸۹/1/7

رستوران آشوراده - بندر ترکمن 8۹/1/7

بفیه تصاویر در ادامه مطلب

قلعه میران یا قلعه موران یا قلعه ماران یا دژتاکی قله ای به ارتفاع 2430 است متر که در جنوب غرب شهر رامیان واقع شده است در بالای این قله زمینی مسطح به مساحت 3 کیلومتر مربع قرار دارد که در طول تاریخ پایتخت و مرکز برخی حکومت ها بوده است که از مهمترین ان ها می توان به پایتخت ییلاقی سلسله اشکانیان اشاره کرد . همچنین کتب فراوانی در خصوص تاریخ قلعه میران مطالبی نگاشته اند که در ذیل به برخی از انها اشاره می شود :

1- ابت در سال 1260ه.ق در باره موران قلعه مي نويسد: موران قلعه ، كوه بلندي است در طرف شرقي استرآباد و هشت فرسنگي آن. بالاي آن قلعه خرابه ايست كه زنداني و چاهي و اراضي كشت دارد. دسترسي به قلعه از راهي باريك است مي گويند در موران قلعه محمد زمان خان-يكي از حكام محلي دوران فتحعلي شاه- تمام سران ايل قاجار را زنداني كرد و برادر خود-رحيم خان-را مامور ايشان نمود و اعلان استقلال داد.فتحعلي شاه سربازاني به فرماندهي حسين خان –پدر حاكم امروزي(1260)استرآباد-به اين قلعه فرستاد. ساكنان استرآباد او را اسير كردند و به دست سربازان رحيم خان دادند.

2- رابينو در باره قلعه موران مي نويسد: قلعه ماران در كوه ماران(=ايلان)از كوههاي راميان در ميان چمنزاري واقع است. راه باريكي به آن منتهي مي شود. در مقابل مهاجمان به آساني قابل دفاع
3- نصيرالكتاب نقل مي كند كه محمد حسن خان جلاير خود را فرمانرواي دشت گرگان نموده و اعلان استقلال داده بود. موقعي كه حكومت مركزي براي سركوبي او لشكر فرستاد به قلعه ماران كوه پناه برد.

4- در تاريخ اشكانيان تاليف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه آمده است كه سلاطين اشكاني شش ماه از سال را در تيسفون سر مي كردند و شش ماه ديگر را در ييلاقات طبرستان و مازندران و شاه كوه و استرآباد بودند.

5- سايكس مدعي است كه قلعه ماران. همان پايتخت دوم اشكانيان است كه تيرداد ساخته و آن را دارا ناميده كه همان داريون يونانيان است.

6- همچنين گريگوري ملگونوف در بيان ثروت كوهستان هاي استرآباد اشاره به كوه قلع ماران در شرق فندرسك دوازده فرسنگي فندرسك که حاوي قلع و مس است مي كند.

 

بدرود                                                                                                

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1390/12/11ساعت 17:40 توسط رضا زهتاب| |

به نام یزدان پاک

با درود و سلام

 

 

       سالانه تقریبا سه مسافرت با خانواده ها را به اجرا می گذاریم تا پایبندی خود را به یکی از اهداف گروه نزدیک کنیم . (مسافرت عید - مسافرت تابستانی و زمستانی) و این هفته نوبت مسافرت زمستانی است که به شهر طبس انجام خواهد شد .

 

       رفت و برگشت توسط قطار انجام خواهد شد.

 

رفت : سه شنبه ۱۸-۱۱-۹۰ساعت ۲۱:۳۰  از ایستگاه راه آهن مشهد

برگشت : جمعه ۲۱-۱۱-۹۰ ساعت ۲۲:۴۰  از ایستگاه راه آهن طبس

محل اقامت : ورزشگاه زغال سنگ طبس

 

برنامه های پیش بینی شده در طبس بقرار ذیل است:

 

روز اول چهارشنبه نوزدهم بهمن :

  • راهپیمایی در منطقه دره سر تا حمام مرتضی علی

    روز دوم پنجشنبه  بیستم بهمن :

  • بازدید از باغ تاریخی گلشن و داخل شهر طبس
  • زیارت امامزاده حسین ابن موسی الکاظم (ع)

     

    روز سوم جمعه بیست و یکم بهمن :

    برنامه کویر نوردی بنا به تشخیص راهنما در یکی از کویرهای اطراف طبس

     

    یاد تمامی دوستانی را که در مسافرت های قبل ، بویژه به طبس و یزد را گرامی می داریم بیاد آنروزها چند تا از عکس ها را تقدیم حضورتون می کنم . 

  • عکس دسته جمعی گروه در ورزشگاه زغال سنگ طبس:

     

    باغ گلشن طبس:

    در کنار آبگرم حمام مرتضی علی:

    عکس دسته جمعی در محل سد مخروبه( سد کنترلیه ــ طاق شاه عباسی ) :

    داخل امامزاده:

    عکس دسته جمعی در صحن امامزاده با پشت زمینه ای از روستا:

    عکس دسته جمعی در ناحیه کویری:

    طبیعت بکر کویر که در نوع خودش جالبه:

    پوشش گیاهی و جانوری:

  • نوشته شده در جمعه 1390/11/14ساعت 23:52 توسط رضا زهتاب| |

    به نقل از روزنامه خراسان

    مرتضي اخوان/ همين هفته گذشته بود که در خلال برگزاري مسابقه‌هاي ليگ شناي باشگاه‌هاي کشور 4 شناگر خراساني در مقطع سني 12 سال از سوي هيئت شناي خراسان‌رضوي براي ثبت رکورد کشوري معرفي شدند و از ميان اين شناگران آريا نسيمي‌شاد، نوجوان 12 ساله خراساني توانست در 2 ماده رکورد کشوري را ارتقا دهد. گفت‌وگوي خراسان با آريا نسيمي‌شاد را مي خوانيد

     

    خودتان را معرفي کنيد

     

    من آريا نسيمي‌شاد هستم. 12 سال سن دارم و الان در کلاس اول راهنمايي تيزهوشان درس مي‌خوانم

     

    چند سال است شنا کار مي‌کنيد؟

     

    4 سال

     

    اولين مربي‌تان چه کسي بوده است؟ شنا را از کجا شروع کرديد؟

     

    اولين مربي من آقاي فکري بودند. شنا را از استخر خصوصي شرکت نفت شروع کردم

     

    در اين 4 سال چطور شنا را دنبال کرديد؟

     

    من شناي کرال سينه، کرال پشت و قورباغه را ابتدا از آقاي فکري ياد گرفتم. برادرم در واترپلو هستند و مدتي را حدود 6 ماه در واترپلو بودم اما بعد از آن رفتم هيئت شناي استان. آن جا ابتدا 3 ماه زير نظر آقاي ميلاد بينا بودم و بعد از آن تاکنون آقاي پويان و حسين احمدي مربيان اصلي من بودند

     

    چرا واترپلو را ادامه نداديد؟

     

    همان‌طور که گفتم برادرم در رشته واترپلو بود و به من گفت به اين رشته زياد بها نمي‌دهند و همان شنا را دنبال کنم

     

    در مورد رکورد کشوري که در شنا زده‌ايد، بگوييد

    رکورد قبلي در دويست متر قورباغه 2 دقيقه و 56 ثانيه و 20 صدم ثانيه بوده است که مربوط به آقاي علي محمد کرمي ابوالوردي از استان فارس بوده است. اما من اين رکورد را در 2 دقيقه و 50 ثانيه و 8 صدم ثانيه زده‌ام

     

    اين رکورد را کي زديد؟

     

    هفته گذشته

     

    در چه مسابقاتي؟

     

    در خلال مسابقه‌هاي ليگ شناي باشگاه‌هاي کشور، درخواست رکورد ملي کرديم و توانستم اين رکورد را به ثبت برسانم. البته من در 100 متر قورباغه هم در همين مسابقه‌ها رکورد زدم که رکورد قبلي اين ماده هم مربوط به همان آقاي ابوالوردي بوده است که ايشان يک دقيقه و 19 ثانيه و 79 صدم ثانيه زدند و من يک دقيقه و 18 ثانيه و 6 صدم ثانيه را به ثبت رساندم

     

    از طرف هيئت شناي استان براي اين رکورد به مسابقه‌ها معرفي شديد يا شخصي رفتيد؟

     

    هيئت معرفي‌نامه داد و من به همراه 3 نفر ديگر از بچه‌ها رفتيم که من توانستم اين رکوردها را به ثبت برسانم

     

    عضو تيم‌هاي شناي استان هستيد؟

     

    بله، در تيم 11، 12 ساله استان عضو هستم

     

    تاکنون چه مدال‌هايي در رشته شنا به دست آورده‌ايد؟

     

    اولين مدالي که آوردم در مقطع زير 10 سال بود که سومي کشور بود. بعد از آن در سال 89 در ماده 50 متر قورباغه دوم شدم. يک‌بار ديگر هم در مسابقه‌هاي کشوري 50 متر قورباغه سوم شدم. در 12 سالگي هم توانستم در مسابقه‌هاي کشوري که در کرمانشاه برگزار مي‌شد در ماده‌هاي 50، 100 و 200 متر قورباغه و 4 در 100 متر مختلط تيمي اول شوم

    در هفته چند جلسه تمرين مي‌کنيد؟

     

    تابستان هفته‌اي 9 جلسه تمرين داشتم اما الان چون فصل مدارس است هفته‌اي 6 جلسه (روزي يک‌بار) تمرين دارم

     

    کدام يک از رشته‌هاي شنا را بيشتر دوست داريد؟

     

    رشته قورباغه را بيشتر دوست دارم

     

    نگاه‌تان به شنا چگونه است؟

     

    دوست دارم شنا را به طور حرفه‌اي دنبال کنم و در همين زمينه دنبال مسابقه‌هاي حرفه‌اي شنا در جهان هم هستم

     

    کدام شناگر بزرگ دنيا را مي‌شناسيد؟

     

    مايکل فيليپس آمريکايي

     

    برنامه‌هاي آينده‌تان براي شنا چيست؟

     

    الان مربيانم گفتند براي مسابقه‌هاي 14 سال آسيا بايد خودم را آماده کنم که 2 سال ديگر برگزار مي‌شود و من بايد از الان خودم را براي آن مسابقه‌ها آماده کنم

    بدرود





    نوشته شده در شنبه 1390/10/10ساعت 11:22 توسط رضا زهتاب| |

    به نام يزدان پاك

    «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق»

    با عرض سلام و ادب از تك تك دوستان و همنوردانم كه به جهت مريضي همسرم از طريق اين وب ، پيامك ، تلفن و بصورت حضوري در بيمارستان زحمت كشيده از ايشان عيادت كرده و ابراز لطف و محبت كردند متشكر و سپاسگزارم .

    و تبريك عرض مي كنم به جامعه ورزش خراسان رضوي و همنوردان خوبم بلحاظ مقام دومي خراسان رضوي در مسابقات فهرماني كشور در رشته قايقراني(كانوپولو) كه دو تن از اعضا و همنوردانمان خانم ها الهام تحقيقي و مهتاب زهتاب در اين مسابقات شركت فعال داشتند .


    خراسان رضوی میزبان هفتمین دوره مسابقات قهرمانی کشور بانوان کانوپولو ایران

    هفتمین دوره مسابقات قهرمانی کشور بانوان در رده بزرگسال و دومین دوره مسابقات قهرمانی کشور بانوان، جوانان (زیر 21) سال از تاریخ 30/09/1390 لغایت 04/10/1390 به میزبانی استان خراسان رضوی در محل استخر سرپوشیده کوثر برگزار شد


    مقام دوّم در رده جوانان و مقام دوّم در رده بزرگسالان نصیب خراسان رضوی شد.

    منبع  تصاوير و خبر : فدراسيون قايقراني جمهوري اسلامي ايران




    نوشته شده در دوشنبه 1390/10/05ساعت 7:13 توسط رضا زهتاب| |

    به نام يزدان پاك


    طبق سنوات قبل و بمناسبت تاسوعاي حسيني برنامه كوهپيمايي خواهيم داشت از مسير كردينه به دررود نيشابور

    حركت ساعت 5:45 صبح از ملك آباد و 6:00 صبح از فلكه پارك خواهد بود

    دو وعده غذا‌‌‌‌ ؛ لباس گرم ؛ هد لامپ ؛ كفش مناسب و گتر همراه داشته باشيد

    انشا ا... شام در دررود و  در مسجد جامع آنجا صرف خواهد شد

    سرپرست برنامه به عهده دوست و همنورد خوبمان آقاي فتحي خواهد بود

    لطفا جهت شركت در برنامه تا پنجشنبه شب به آقاي فتحي با شماره

    09155139475  اطلاع دهيد


    تصاوير زيبا از مسير كردينه به دررود در سال گذشته

    نوشته شده در یکشنبه 1390/09/06ساعت 18:53 توسط رضا زهتاب| |

    به نام يزدان پاك

     

     

    امروز جمعه 4-9-90 بعد از كش و قوس زياد پناه آورديم به ارتفاعات آب و برق و صعود به قله زو .

    قله كه رسيديم خانمي را ديديم كه با يك سگ پشمالو و كوچولو همراهش بود و صد البته همدمش . و آقاي ديگه ايي هم به همين منوال با يك سگ پشمالو و كوچولو كه اصلا همديگه را نمي شناختند . واقعا انسان در اين دنياي وانفسا چقدر تنها شده  .

    همه ما با هميم و تنهاييم مثل كو ه ها ...  همه اين رفتار ها بخاطر "يالان دنيا"ست كه انسان ها را در خود بلعيده و اين انسان با همه اين تنهايي فقط به فكر قدرت و ثروت است آن هم با تزوير! و با نامردي . نمي دانم چرا ؟! چرا مي خواهيم همديگه را تخريب كنيم و آن را پله ايي قرار بدهيم براي صعود خود ؟ آيا اين صعود است يا نزول ؟!

     

     می گوید آب را گل نکنید شاید پیرمردی نان خشکیده خود رادر آب فرو می برد ...

     

    اما این حرف دیگر قدیمی شده، دیگر آبی نمانده که بخواهند گل کنند، دیگر پیرمردی

     

    نمانده همه جا را نامردی فراگرفته که اگر پیری هم باشد آن پیر دیگر پیر مرد نیست

     

    شاید بتوان گفت پیر اما پیرمرد نه . دیگر نانی هم نمانده که خشک شود اصلا نه آردي

    مانده و نه گندمي که تبدیل به نان شوند که آن نان بخواهدخشک شود .

     

    بگذريم ، پايين كه آمدم با يكي از دوستان سي و سه سال پيش ديدار داشتم كه دوران دانشجويي با هم بوديم . گفت كجا بودين ؟ گفتم رفته بوديم قله زو . گفت مي دوني كه من اهل روستاي قله زو هستم كه مشهورترين روستا به اين نام روستاي ماست . گفتم نه . و از من خواست كه از اين روستاي معروف به قله زو مطالبي را بنويسم كه تقديم حضورتون مي كنم . البته با كمك ايشان . و براي خودم هم جالب بود .

     

     

    موقعيت و تاريخچه روستاي قله زو

     

      روستاي قله زو از توابع بخش مرکزي شهرستان كلات، با مختصات جغرافيايي 59 درجه و 54 دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 56 دقيقه عرض شمالي در 18 کيلومتري شمال شرقي شهر كلات و 170 کيلومتري شمال مشهد قرار دارد.

    روستاي قله زو از شمال به كشور تركمنستان و روستا هاي نفطه و خلج ، از منطقه ته شوري ، از غرب به روستاي سيرزار ، از شرق به روستاي آقداش محدود مي‏شود.

    ارتفاع اين روستاي کوهپايه‏اي از سطح دريا 1200 متر است که بر دامنه کوه و در ميان دره «زو» استقرار يافته است. آب و هواي آن خشک و سرد کوهستاني است. ميانگين بارندگي سالانه آن حدود 200 ميلي‏متر گزارش شده است .

    قدمت روستاي قله زو با ساليان بسيار دراز بر مي گردد. ولي سكنه فعلي آن بازماندگان و سرداران  دوران نادر شاه مي باشد.  كه وظيفه حفاظت از دژ كلات در مقابل ياقيان تركمن را برعهده داشتند  كه از مناطقي كرمانشاه و سرولايت نيشابور كوچانده شده است. در دوران پس از نادر بيشتر زندگي خان نشيني و ارباب رعيتي بوده است.

    مردم روستاي قله زو به زبان لري ، تركي و فارسي سخن مي‏گويند، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند .

     

    و اما آمار اين برنامه:

    رفت : 6:15 صبح با پانزده دقيقه تاخير

    برگشت : عده از دوستان از خلج برگشتند ساعت 13:30و عده ايي ديگر از آب و برق

    شرايط جوي : بارش باران و برف در ارتفاعات - نسبتا سرد

    وسيله : شخصي

    افراد شركت كننده در برنامه : 12 نفر فقط آقايان

    آقايان :شاهرودي - رضواني – عليپور – نوري – كرمانشاهي – سيدان – منصوري – پهلوان – عليمحمدي – محمدي –  زهتاب


    یکی اززیباترین مناطق کلات نادر روستای قله زو می باشد که در داخل دژ کلات ودر۱۸ کیلومتر شهر کلات نادر است .در انتهای شهر کلات بعد از اینکه به پل فلزی می رسیم راه سمت راست به طرف قله زو می رود قبل از روستای قله زو و دره های آن روستای آقداش می باشد.بهار این منطقه سرسبزو زیباست .


    و اين هم تصاويري از اين روستا






    بدرود


    نوشته شده در جمعه 1390/09/04ساعت 23:9 توسط رضا زهتاب| |


    1-كوهستان بايد جان بخش باشد، نه جان ستان.

    ٢ -كوه رفتن، اصول ساده و در عين حال بسيار مهمي دارد و بدون دانستن و رعايت اين اصول نبايد به كوهستان رفت.

    ٣ -كوهستان را گرامي بداريم، خواص و خطرهايش را بدانيم، با انديشه اي روشن و ديدگاني باز به كوهنوردي برويم و بكوشيم كه در اين راه هر چه بيشتر بدانيم وتجربه بيندوزيم.
    ٤ -نخستين موضوعي كه در رفتن به كوهستان بايد مورد نظر باشد، لباس و تجهيزات مناسب كوهنوردي است. چون پوشاك و وسايل ناقص در كوهستان حتي سبب مرگ مي شود.

    ٥ -در كوهستان بايد خود را چنان مجهز كرد و پوشاك و وسايلي به همراه برد، كه در هر موقع و هر جا بتوان با يك هواي طوفاني ناگهاني مقابله كرد.

    ٦ -هميشه هدف، برنامه و تاريخ حركت و بازگشت خود را در شهر و آبادي به خويشاوندان خود، باشگاه خود و يا هيئت كوهنوردي اطلاع دهيد.

    ٧ -قبل از عزيمت به كوهستان اطلاعات منطقه و نقشه آن را تهيه كنيد و از وضعيت جوي آگاه شويد.

    ٨ -فراموش نكنيد كه در طبيعت بزرگ و كوهستان ما هميشه ضعيف ترين موجود هستيم، پس مغرور نشويد و غرور خود رادر پاي كوه دفن كنيد.

    ٩ -كوهنورد خوب آن است كه در بازگشت از كوهستان نيز شجاعت داشته باشد، شجاعت بازگشت به موقع.

    ١٠ -به اندازه توانايي صعود كنيد و هنوز شب فرا نرسيده، كوهستان را ترك كنيد.

    ١١ -هميشه در كوهستان با احتياط حركت كنيد و در هر مسير و گذرگاهي كاملا مواظب باشيد كه هيچ سنگي را از كوه جدا نسازيد و هيچ چيزي را به پايين پرتاب نكنيد.
    ١٢ -از ايجاد سر و صدا در كوهستان جدا خودداري كنيد.
    ١٣ -حيوانات و گياهان كوهستان را دوست بداريد و از تخريب و آزار آن ها جدا پرهيز كنيد.

    ١٤ -در گذرگاه ها و مسيرها و يا قله ها، متوجه پرتگاه  ها باشيد و خود را به خطر نيندازيد.

    ١٥ -همواره در كوهستان در راه هاي پاكوب و تعيين شده و مشخص حركت كنيد.

    ١٦ -از راه هاي «ميان  بر» به ويژه در هنگام بازگشت از كوهستان چشم پوشي كنيد، اين راه ها اغلب به بيراهه مي رسند.

    ١٧ -در كوهستان وقتتان را به خوبي براي صعود، استراحت، تماشا و بازگشتن تقسيم كنيد.

    ١٨ -آرام و به طور مداوم حركت كنيد، آرام و عميق نفس بكشيد و پرحرفي نكنيد، بگذاريد اين روش و نواخت حركت شما چه در صعود و چه در بازگشت يكسان باشد.

    ١٩ -در كوهستان هرگاه احساس گرسنگي و يا خستگي كرديد، فورا از حركت بازايستيد و به استراحت بپردازيد.

    ٢٠ -در كوهستان مسئله اصلي، خشك نگه داشتن خود و در صورت خيس شدن، گرم نگه داشتن و خشك كردن سريع خود است.

    ٢١ -در پناهگاه ها بايد ادب، نزاكت و احترام را از ياد نبرد و سكوت را جدا رعايت كرد.

    ٢٢ -هر اندازه حركت در كوهستان به هنگام روز دشوار باشد، شب هنگام چند برابر دشوارتر است، بنابراين كوشش كنيد كه شب با كوهستان درگير نشويد.

    ٢٣ -ده وسيله ضروري هميشه بايد در كوله پشتي شما باشد:١-وسايل آتش زا ٢-وسايل برنده٣-چراغ قوه٤-طناب ٥-سوت٦-قطب نما و نقشه٧-آذوقه فاسد نشدني٨-كيسه بيواك ٩-كمك هاي اوليه١٠-قمقمه آب ٢٤ -در زمستان هميشه يك دست لباس خشك در كوله پشتيتان داشته باشيد.

    ٢٥ -هيچ گاه تنها و مغرور به كوه نرويد، به ويژه به جاهايي كه دشوار و پرت افتاده و ناآشنا هستند.

    ٢٦ -پرس و جو و بررسي كنيد و با كساني كه از نظر نيروي بدني واخلاق و روحيه با شما هماهنگي دارند دوست شويد و با آن ها به كوهنوردي بپردازيد.

    ٢٧ -دوستي و رفاقت، نخستين و برجسته ترين وظيفه هر كوهنورد است.

    ٢٨ -روش حركت در كوهستان و وسعت برنامه، هميشه بايد با توجه به ضعيف ترين فرد گروه تعيين شود.

    ٢٩ -از ويژگي هاي برجسته يك كوهنورد واقعي، شهامت، وفاداري، فروتني و آمادگي براي كمك و ياري ديگران است.

    ٣٠ -هميشه با روستاييان و كوه نشينان وچوپانان بااحترام و تواضع برخورد كنيد و فراموش نكنيد كه شما نماينده جامعه كوهنوردي هستيد.

    ٣١ - هيچ گاه در مواقع تشنگي، از برف استفاده نكنيد چرا كه بر تشنگي مي افزايد.

    ٣٢ -طبيعت را با ريختن زباله آلوده نكنيد.

    ٣٣ -در زمستان داشتن عينك، دستكش، جوراب و كفش مناسب از واجبات است.

    ٣٤ -لباس مرطوب، گرماي بدن را ٢٠٠ برابر سريع تر از لباس خشك از دست مي دهد، هيچ گاه نگذاريد لباستان خيس شود.

    ٣٥ -بعد از ريزش يك برف نسبتا سنگين حداقل ٢٤ ساعت از رفتن به كوه به خصوص ارتفاعات و مناطق بهمن گير خودداري كنيد.

    ٣٦ -سعي كنيد از مناطق بهمن گير پرهيز كنيد و هر چه ممكن است محل هاي بهمن گير را از بالاتر گذر كنيد. از ورود به دهليزها و دره هاي تنگ پرهيز كنيد.

    ٣٧ -داشتن كلنگ كوهنوردي و حداقل يك چوب دستي بلند كمك بزرگي براي شما در زمستان خواهد بود.

    ٣٨ -در زمستان داشتن چند برگ روزنامه و مقداري سوخت بسيار لازم و واجب است.

    ٣٩ -يك سوم از گرماي بدن شما از سر تخليه مي شود پس هميشه كلاه گرمي به سر داشته باشيد.

    ٤٠ -كفش كوهنوردي خود را شب قبل از صعودتان واكس بزنيد و بازديد كنيد كه آسيب  نديده باشد.

    ٤١ -هرگاه در كوهستان درگير طوفان و مه غليظ شديد حتما مسير خود را علامت گذاري كنيد، حداقل با سنگچين تا در بازگشت دچار مشكل و يا گم كردن راه نشويد.

    ٤٢ -مكمل كفش كوهنوردي شما جوراب پشمي و گتر برف مناسب است.

    ٤٣ -برنامه هاي كوهنوردي زمستاني را حداقل با سه نفر اجرا كنيد و نه كمتر.

    ٤٤ -هرگاه از جان پناه هاي كوهستان استفاده مي كنيد در نظافت آن كوشا باشيد و از بسته بودن درب و پنجره ها در زمان ترك جان پناه اطمينان حاصل كنيد.

    ٤٥ -هيچ گاه بدون يك مربي كار آزموده و باتجربه اقدام به كوهنوردي جدي نكنيد.

    ٤٦ -احترام به پيشكسوتان،مربيان و سرپرستان از وظايف اصلي تك تك اعضاي يك تيم كوهنوردي است.

    ٤٧ -داشتن يك دستگاه جي پي اس و تلفن همراه در اغلب مواقع بسيار كمك بزرگي به تيم خواهد بود.

    ٤٨ -در صورت هر گونه حادثه براي يكي از افراد تيم هيچ گاه او را تنها نگذاريد و بلافاصله افرادي را براي اطلاع رساني و كمك گرفتن به نزديك ترين آبادي و شهر بفرستيد.

    ٤٩ -تحت هيچ شرايطي اعضاي تيم كوهنوردي حق جدا شدن از تيم را ندارند و نبايد رفيق نيمه راه شوند.

    ٥٠ -در صورت رخ دادن حادثه براي تيم خونسردي خود را حفظ كنيد وبا مشورت و همكاري بهترين راه مقابله و امداد را انتخاب كنيد و به سرعت اقدامات لازم را انجام دهيد.

    نوشته شده در پنجشنبه 1390/09/03ساعت 22:39 توسط رضا زهتاب| |

     

    به نام يزدان پاك

     

    شاه باباي ورزش ايران كيست؟

     

    گرچه موهایش سفیدگشته و لرزش دستانش گواهی بر کهولت سن او دارد اما چهره گرم وصمیمی او همچون یک رزمنده پرشور و انرژیست. وقتی درکنار تندیسش ایستاد تا عکس بگیرد متوجه شباهت تواضع و اقتدار او همانند حالت مجسمه اش شدیم، شاید مقایسه چهره او برای شما جالب باشد ولی برای ما باورش سخت بود.

    اگرشما هم سری به دربند زده باشد حتماً مجسمه ای او را دیده اید. آری او گروهبان امیر شاه قدمی است که در کنار مجسمه خود عکس یادگاری می گیرد. او متولد 1309 و عضو مربیگری کوهنوردی، چتربازی و مربی ممتاز اسکی است. مردی که مجسمه اش 48 سال است در میدان سربند تهران نصب شده است. این مجسمه با ارتفاع حدود سه متر، نماد کوه‌نوردان شناخته می‌شود.





     

     شاه قدمی معروف به شاه بابا علاوه بر فتح قله های مختلف، به دلیل همکاری در عملیات مربوطه به نجات یک فروند هواپیمای آمریکایی سقوط کرده در قله زردکوه بختیاری به ارتفاع 3870 متر در سرمای 30 درجه زیر صفر در سال 1340 که موفق به نجات افراد آن گشته از طرف رییس جمهور وقت آمریکا (کندی) مدال لیاقت نیز دریافت کرد.

    از طرفی در سال۱۳۳۷، حسن وجدان‌خوش‌، از کوه‌نوردان با سابقه کشور، پیشنهاد نصب یک مجسمه کوه‌نوردی را ارائه کرد که ‌مورد تأیید سایر کوه‌نوردان قرار گرفت. وجدان خوش پیشنهاد خود را نزد رئیس فدراسیون کوه نوردی، سرهنگ بیات، برد. این پیشنهاد تایید شد و مهام‌، شهردار وقت تهران‌، هزینه ساخت آن را قبول کرد. سرهنگ بیات که رئیس مرکز آموزش کوهستانی ارتش نیز بود، امیر شاه قدمی‌، گروهبان ارتش و مربی کوه‌نوردی مرکز آموزش کوهستانی و مربی اسکی کشور را به عنوان مدل به استاد رضا لعل ریاحی، استاد دانشکده هنرهای زیبا، مجسمه‌ساز و سرهنگ ارتش معرفی کرد و شهرداری مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان هزینه ساخت مجسمه را پرداخت.

    درسال ۱۳۳۸، مدل گچی آن آماده و در میدان سربند نصب و طی مراسمی از آن پرده‌برداری شد. متأسفانه در زمستان همان سال‌، به علت بارندگی و یخ‌زدگی‌، دست و قسمتی از بدنه مجسمه خرد شد. این قسمت مدت‌ها با پرچم ایران پوشانده شده بود. درسال ۱۳۴۱، با پیگیری استاد رفعتی افشار، رئیس وقت فدراسیون‌، مجسمه سیمانی آماده شد و خلیل میلانی و عبدالحسین امین از طرف فدراسیون مأمور نصب آن شدند. این مجسمه هنوز پا برجا است. در آبان‌ماه سال۱۳۵۰، بنا به پیشنهاد فدراسیون کوه‌نوردی ایران و موافقت انجمن شهر و شهرداری تهران‌، نام میدان سربند به میدان کوه‌نوردان تغییر یافت.

     

    ماجرای ساخت تندیس دربند را از زبان "شاه بابای ورزش ایران" در ادامه مطلب بخوانید :

     


    ادامه مطلب
    نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/02ساعت 22:17 توسط رضا زهتاب| |

    به نام يزدان پاك


    تاریخ: جمعه 13-08-90

    حرکت:6:15

    برگشت : 18:15

    وعده غذایی: دو وعده

    شرایط جوی: صاف تا نیمه ابری همراه با مه صبحگاهي _ نسبتا خنک

    وسیله:يكدستگاه مینی بوس

    مسير : مشهد – بوژان – انتهاي دره – بعد از سه راهي پاكوب شيرباد - آبشار و بالعكس

    افراد شركت كننده در برنامه :25 نفر

    آقايان : شاهرودي – احمديان – رسول جودوي – صفري – اميني – محمد ممنوني – عابديني – محسن و الياس نجف زاده – محمود و سعيد گلرخ - عليمحمدي – سيدان – زهتاب

    خانم ها : نگين عليزاده – سيدان - عطيه جودوي – ياسمين عبداللهي – فاطمه بسكابادي – راضيه امير زاده -  بهاره ممنوني – فاطمه جهان نما – عابديني – ندا عباسي – فاطمه محمد پور

    شرحی مختصر بر این برنامه:  

    همچنان که انتظار می رفت هوا فوق العاده عالی بود و در کنار دوستان بودن و در فضای پاییزی و شاعرانه قدم زدن آنهم در کنار رودخانه حس خوبی را به ات منتقل می کند ٬ (همه اين ها  را دوست خوبم جعفر شاهرودي بخوبي به تصوير كشيده كه ازش ممنونيم)   صدای خش خش برگ های پاییز ٬ عروس فصل ها ٬ نوازشگر گوش هایی است که از صدای ناهنجار بوق اتومبیل ها و زندگی ماشینی خسته شده است و این فضای لطیف طبیعت است که به روح و روان انسان آرامش می دهد هرچند ديگه همه چيز از حالت طبيعي خارج شده حتي همين طبيعت و روستا ، در روستاها كه مي رفتي بوي نان هوش از سرت مي برد ولي حالا همين روستايي ها خودشان دربدر دنبال نان شهر هستند ديگه آن مهرباني ها در روستاها هم رنگ باخته و در شهرها از رنگ باختگي پيشرفت كرده اند و مثل پاييز هزار رنگ ! شده اند . چون دنياي ما پر شده از چوپان دروغگو  و دنياي پر از فريب و نيرنگ .

    بقول دكتر "انوشه"

    گاو ماما میکرد ، گوسفند بع بع میکرد . سگ واق واق میکرد .

    وهمه باهم فریاد میزدند حسنک کجایی؟ .

    شب شده بود.اما حسنک به خانه نیامده بود.

    حسنک مدتهای زیادی است که به خانه نیامده بود.

    او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین وتی شرت های تنگ به تن می کنه.

    او هر روز صبح به جای غذا دادن به

    حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل میزند. موهای حسنک دیگر مثل پشم

    گوسفند نیست. دیروز که حسنک باکبری چت میکرد.کبری گفت تصمیم

    بزرگی گرفته ام.کبری تصمیم داشت حسنک

    را رها کند چون او با پتروس چت میکرد پتروس همیشه پای کامپیوترش

    نشسته بودو چت میکرد پتروس دید که سد سوراخ شده

    اما انگشتش درد میکرد چون زیاد چت کرده بود او نمیدانست که سد تا چند لحظه ی

    دیگر می شکند پتروس درحال چت کردن غرق شد برای مراسم دفن

    او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود.اما کوه روی ریل ها ریزش کرده بود.

    ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود ودلش نمی خواست

    لباسش رو دربیاره.ریزعلی چراغ قوه داشت ولی حوصله ی دردسر نداشت.

    قطار به سنگ ها خورد ومنفجر شد.کبری ومسافران قطار مردند اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت.

    خانه مثله همیشه سوت وکور بود.الان چند سالیه که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان

    ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد.

    او پول ندارد تا شکم مهمان ها رو سیر کند. او در خانه تخم مرغ وپنیر دارد ولی گوشت ندارد.

    او کلاس بالایی دارد.او فامیل های پولداری دارد.او آخرین باری که از چوپان دروغگو گوشت

    قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.

    اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیله که

    دیگه در کتابهای دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

    حاجي ديگه حوصله قرباني و تقسيم گوشت قرباني ندارد حاجي ديگه براي كمك به مشهدي اكبر كه براي جهيزيه دخترش مانده ، خسته شده ، چون ديگه او با از ما بهترون دست تو يه كاسه دارند و به ويلاهاي خارج از كشور دلبسته و به كمك تسهيلات سه هزار ميلياردي دلخوش كرده اند . و اين داستان همچنان ادامه دارد ...

    بدرود


    نوشته شده در یکشنبه 1390/08/15ساعت 23:1 توسط رضا زهتاب| |

    با توجه به اينكه مجمع عمومي فدراسيون كوه‌نوردي و صعودهاي ورزشي به منظور انتخاب رئيس فدراسيون در سال جاري برگزار خواهد شد، بدين‌وسيله از كليه علاقمندان احراز پست رياست فدراسيون دعوت به عمل مي‌آيد. جهت دريافت فرم ثبت‌نام و ارائه مدارك موردنياز از تاريخ 10/8/90 تا تاريخ 25/8/90 به مدت ده روز كاري به دبيرخانه مجمع واقع در تهران ـ خيابان پاسداران، بهارستان هشتم، شماره 19 مراجعه نمايند.

     

    شرايط و مدارك لازم:

    ـ فتوكپي كارت ملي

    ـ فتوكپي شناسنامه از تمام صفحات

    ـ فتوكپي كارت پايان خدمت

    ـ فتوكپي آخرين مدرك تحصيلي (حداقل ليسانس)

    ـ دو قطعه عكس جديد

    ـ دارا بودن 30 سال سن

    «ارائه اصل مدارك به هنگام ثبت‌نام الزامي است».

    «ثبت نام از افراد بازنشسته و بازخرید شده ممنوع می‌باشد».

    منبع:فدراسيون كوه‌نوردي و صعودهاي ورزشي

    نوشته شده در سه شنبه 1390/08/10ساعت 19:41 توسط رضا زهتاب| |

    به نام يزدان پاك

     

    با درود و سلام

    بعد از مدت ها نوشتن را شروع كردم با آغاز پاييز ، پاييزي كه همه لحظاتش ، همه اتفاقاتش را عاشقانه دوست دارم . برگ ريزانش را ، لخت و عريان شدن درختان و طبيعتش را ، دلتنگي غروبش را ، تنهاييش را ، سكوتش را ، باد معروفش را ، باران نشسته روي برگهاي بريده از پيوند قديم كه نشان از تنهايي است و اشكي است بر گونه هاي من .  هر برگ افتاده ، پيام مرگي است ! نه نه دوست ندارم از اين اتفاق با مرگ تعبير كنم . و من همچنان به سكوتش بيشتر از همه دلبسته ام و به آن گوش سپرده ام ، تا شايد ، شايد ...

     

    اين هفته در پاييز هزار رنگ به منطقه زشك رهسپار شديم تا همه زيباييها را در كنار دوستان باشيم و قله ايي را صعود كرده باشيم . بد نيست مختصري در مورد منطقه و قله " چمن  "مطلب زير را تقديم حضورتان كنم .

     

     

    روستاي زشك:

    روستاي زشك از توابع شانديز و از ييلاقات شهر مشهد مي باشد كه فاصله اين روستا از شهر مقدس مشهد ۳۰ كيلو متر ( از انتهاي بلوار وكيل آباد ) و از دهستان شانديز ۱۲ كيلومتر مي باشد .  این روستا با قدمتي زياد و طبيعتي بكر يكي از مناطق گردشگري مشهد به شمار مي رود.
    اين روستا در دره اي خوش آب و هوا واقع گرديده كه رودخانه اي از دل آن جاري است و چشمه سارهاي متعدد آن را تغذيه مي كنند و همين مسأله آن را نسبت به ساير روستاهاي بالادست متمايز كرده است.
    روستاي زشك در ارتفاع 
    ۲۰۰۰ متري از سطح دريا واقع شده كه داراي چشم انداز تركيبي از خانه هاي سنتي، باغات، دره، كوه و خانه هايي به شكل نوين است.
    پوشش گياهي اين روستا را انواع گوناگون درختچه هاي كوتاه، سماق، شاهدانه، كلپوره، اكليل كوهي و تمشك تشكيل مي دهد كه اكثر آنها مصارف خوراكي و دارويي دارد و يكي از منابع درآمد اهالي به شمار مي رود.

    در اين روستا انواع محصولات زراعي و باغي از جمله سيب، گردو، گلابي، انگور، گيلاس، آلبالو، هلو، آلو سرخ، آلو زرد و... توليد و به بازار مصرف عرضه مي شود.
    به رغم جاذبه هاي طبيعي و زمينه هاي اشتغال متأسفانه روند مهاجرت در اين روستا سير صعودي داشته، به طوري كه جمعیت آن از 
    ۲۸۵۳ نفر در سال ۱۳۶۵ به ۹۰۰ نفر در سال ۱۳۸۳ كاهش يافته است. هر چند دهياري و شوراي اسلامي روستا در نظر دارند با اجراي برنامه هاي ويژه زمينه بازگشت مهاجران را فراهم نمايند و يا حداقل از مهاجرت جلوگيري كنند.

    زشك، از جمله روستاهاي معدودي است كه به لحاظ داشتن رودخانه دايمي، پرورش ماهي قزل آلا يكي از منابع درآمدي بالاي اهالي محسوب مي شود و سالانه دهها تن گوشت سفيد به بازار شهر عرضه مي شود.
    با توجه به طبيعت منطقه و پوشش گياهي مناسب و رويش گل هاي فراوان، زنبورداري يكي از مشاغل بسيار قديمي اين ناحيه است و عسل توليدي آن از كيفيت بسيار بالايي برخوردار است.

    در روستاي زشك واحدهاي صنعتي فراواني فعال است كه اكثر آنها به فعاليتهاي چوب بري و ساخت وسايل چوبي مشغول هستند. گسترش صنايع كوچك در روستا، باعث اشتغال، افزايش درآمد و جذب گردشگر مي شود.

    بخش خدمات دهي و خدمات رساني از عمده ترين فعاليتهاي مردم در روستاهاي گردشگري است. براي ارايه خدمات به مسافران و گردشگراني كه براي استفاده از طبيعت و كوهنوردي به روستا مراجعه مي كنند، رستورانها، چايخانه هاي سنتي و اماكن تفريحي فراواني در طول جاده اصلي زشك ديده مي شود.

    ظرفیتهای گردشگری زشک:
    ظرفيتهاي گردشگري روستاي زشك عبارت است از: كوهها و دره ها، رودهاي پر آب و دايمي، چشمه هاي متنوع، چشم انداز طبيعي، محصولات باغي، عسل و ماهي، بازار محلي، مسافت كم با شهر مشهد، اماكن مسكوني سنتي و باغهاي وسيع و خوش منظره هستند

    گردشگري در زشك جايگاه ويژه اي دارد، در تعطيلات تابستاني و روزهاي جمعه جمعي از شهروندان مشهد و نيز مسافران ساير شهرها به اين روستا سفر مي كنند.
    اجراي برنامه هاي گردشگري و حمايتهاي دولتي، گسترش بخش خدمات و تبليغات و ساخت سايتهاي ويژه گردشگري مي تواند در جذب گردشگر مؤثر باشد.
    اين روستا داراي مسيرهاي خاص كوهنوردي است كه كوهنوردان با استفاده از آب و هواي مناسب اين روستا مي توانند به راحتي از مسيرهاي ايجاد شده به بالاي كوههاي زشك صعود نمايند. با توجه به اين ويژگي مي توان اين ورزش را با تبليغات گسترش داد.

    قله چمن:
    اين قله با 
    ۳۰۲۰ مترارتفاع ( ثبت شده بر روي تابلوي قله ) البته به نظر مي رسد كه اين عدد صحيح نباشد  و ارتفاع 2500متر صحيح تر است . متاسفانه ما يادمان رفت Gps بزنيم و به يك عدد قطعي برسيم .  به هر حال با توجه به موقعيت جغرافيائي و علم به اين مسئله كه نزديكترين قله مرتفع جهت صعود كوهنوردان مشهدي مي باشد يكي از قله هاي پر تردد در فصول مختلف سال براي كوهنوردان می باشد.

    (لازم به ذکر است این قله هم از قلل رشته کوه بینالود است.)

    و اما مسير اين قله بدين صورت مي باشد :
    پس از ميدانگاهي روستا با طي مسافت
    3200 متر در دره زشك به مكاني خواهيد رسيد كه رودخانه اين دره به دو شاخه منشعب مي گردد . اين مكان را به توجه به وجود چشمه اي دائمي چشمه غلغلي مي نامند

    و در ادامه براي رسيدن به مسير صعودي قله چمن مي بايست از مسير سمت چپ ( از كنار رودخانه منشعب شده سمت چپ ) حدود ۵۰۰ متر ديگر طي طريق نمود تا به آبگيري در سمت چپ مسير برسيد كه از قنات پاي قله تغذيه مي گردد .
    از كنار قنات مي توان مسير صعودي قله چمن را كه به صورت پاكوب تراورس مي باشد

    مشاهده نمود . شيب تند اوليه اين قله مكان مناسبي براي تمرين كوهنوردان مي باشد.
    مناظر زيبا و چشم نواز اين قله از فراز آن ؛ خصوصا در فصل پائيز خستگي هر پيمايشگر اين قله را در نگاه اول از تن برون مي كند .

     

    و اما آمار اين برنامه :31 نفر

    تاريخ : 29-7-90

    رفت:5:30

    برگشت:14:15

    وعده غذايي: يك وعده

    وسيله:يكدستگاه ميني بوس و چهار دستگاه سواري

    شرايط جوي:معتدل و صاف تا كمي ابري در بعد از ظهر همراه با بارش

    راهنما:حسينيون

    اجراي نرمش: بخشايش

    افراد شركت كننده در برنامه :

    آقايان : شاهرودي - شهاب – حسينيون – هادي و محمد منصوري – محسن شهابي _ نجف زاده – عابدزاده – بخشايش – داوودي – مهدي پور – طوسي – عرب – محمد ممنوني -  احمديان – بيگي – ساغريدوز – حبيبي – زهتاب

    خانم ها : شاهرودي – عطيه جودوي – شوكت و فاطمه و طيبه منصوري – عرب – بهاره ممنوني – فاطمه جهان نما – طيبه و فاطمه برك پو - مهتاب زهتاب

     

    سانحه : دو تن از همنوردان از ناحيه سر و مچ پا دچار مشكل شده بودند كه با همكاري دوستان رفع شد .

    حاشيه : خوشبختانه نداشتيم

    هزينه : 3500تومان

     

     

    بدرود

    نوشته شده در جمعه 1390/07/29ساعت 21:53 توسط رضا زهتاب| |


    به نام یزدان پاک

    با درود و سلام

     

    آمار این برنامه :

    تاریخ : از 9-6-90  الی  11-6-90

    رفت : 15:15روز چهارشنبه مصادف با عید فطر 9-6-90 حرکت از مشهد

    برگشت : 3:45 صبح روز شنبه 12-6-90 ورود به مشهد

    شرایط جوی : صاف – آرام – آفتابی – نسبتا خنک

    وعده غذایی : شش وعده

    وسیله : یکدستگاه اتوبوس و دو راس قاطر جهت حمل بار

    مسیر : مشهد – شاهرود – جاده خوش ییلاق (جاده آزادشهر) –بعد از پلیس راه دومین جاده فرعی در سمت چپ – قلعه نوخرقان – یخام – روستای افراتخته

    افراد شرکت کننده : از مشهد 35 نفر از شاهرود 13 نفر (48نفر)

    آقایان : جعفر و شهاب شاهرودی- زهتاب – حسینیون - عطا و رسول جودوی- حسین صفری – بخشایش- خلیل پور- نجف زاده -میلاد محمدزاده – حسین و رضا رضوانی – عبدا... کرمانشاهی – عباس عابدزاده – اسماعیل پهلوان – تقی علیمحمدی – سعید داوودی – جواد عابدی – علیرضا پژند – هادی احمدیان – جواد داوری – علی و رضا و مرتضی و ابوالضل زنگانه – حسین قاسمی – محمود و محمدرضا و مهدی و محمد صباغ – وکیلیان – ابراهیم غلامی

    خانم ها : شاهرودی – حسینیون – بخشایش – عطیه جودوی – بهاره مرادی – یاسمین عبداللهی – نگین علیزاده – مونا سرو آزاد – میمنت جعفرخانی – عاطفه و فاطمه عابدزاده – فاطمه شیبانی – محبوبه نیک پرور – فاطمه زنگانه – مهتاب زهتاب

    شرحی مختصر بر این برنامه :

    حرکت از مشهد بوسیله یکدستگاه اتوبوس با سه ربع تاخیر در ساعت سه و ربع بعد از ظهر انجام گرفت .

    ساعت نیم بامداد دهم شهریور به شاهرود رسیدیم و در منزل یکی از دوستان بسیار خوبمون آقای وکیلیان اسکان پیدا کردیم و شب را در آنجا استراحت کردیم جا داره از ایشان و همچنین از راهنمای خوبمون آقای زنگانه و آقای صباغ و خانواده های محترمشان تشکر کنیم و خدا قوت به اشون عرض کنیم . مثل همیشه مدیون زحمات این عزیزان هستیم .

    ساعت 6:30 صبح از شاهرود حرکت کردیم در جاده شاهرود به آزاد شهر( بعد از پلیس راه دومین جاده فرعی در سمت چپ) وارد جاده خاکی شدیم  درساعت 9:05 صبح در محلی بنام قلعه نوخرقان از اتوبوس پیاده شدیم طبق هماهنگی قبلی قاطرچی منتظر ما بود ، چادرها و کیسه خواب ها را به قاطر دادیم ، به راه افتادیم . پوشش گیاهی منطقه کم کم تغییر می کرد ، بعد از نرمشی مختصر به راه خود ادامه دادیم .

    از دور دیواره سفید رنگ چشمه یخام کاملا مشهود بود وارد جنگل شدیم و بتدریج به محلی به نام "آرام" رسیدم . از این محل باید به سمت چپ و شیب بالا را به طرف خط الراس می رفتیم که اشتباها راه سمت راست را رفتیم خیلی زود به اشتباه خود پی بردیم و به مسیر اصلی و صحیح برگشتیم .

    قابل ذکر است آقای زنگانه باتفاق خانواده ، شب قبل ، از طرف علی آباد به منطقه آمده بودند و در چشمه یخام مستقر شده بودند .

    بعد از هفت ساعت پیمایش جنگل ساعت 15:45 دقیقه به محل کمپ رسیدیم . چادرها را برپا کرده ، بعد از صرف نهار و استراحت بچه ها دور هم جمع شده و در کنار آتش چای  صرف کرده و گپ و گفتگو مشغول بودند .

    ساعت 5:30 صبح یازدهم شهریور بیدارباش زده شد ، صبحانه صرف شد و تیم ساعت 7:45 اماده حرکت به سمت روستای افراتخته شد .

    در تمام مسیر قلعه موران(میران) دیده می شد زیر پای قلعه موران "خاک پیرزن" و "سیاه رودبار " قرار داشت . روستای شیرین آباد در زیر این آبادی ها کاملا مشهود بود .

    در مسیر از چشمه های مختلفی عبور کردیم که متاسفانه اغلب آنها خشک شده بود . از جمله ، چشمه معروف "زولان" بود .  در بالای این چشمه ارتفاعات "گرگی زن" و روبروی آن "چاله خرس " و در سمت راست این ها قله "عشقی کوه" زیبایی خاصی را به منطقه داده بود.

    در نهایت بعد از گذشتن از فراز و نشیب جنگل انبوه این مسیر در ساعت 13:30 ظهر به روستای افراتخته رسیدیم .(حدود شش ساعت)

    در مسیر با رستورانی که اغلب میزبان تیم ماست هماهنگ کرده و سفارش نهار را دادیم . ساعت 15:45 بعد ازظهر به رستوران رسیدیم بعد از صرف نهار سوار اتوبوس شده و ساعت 3:45 صبح دوازدهم شهریور به مشهد رسیدیم .

    در خرداد سال 87 باتفاق خانواده های بزرگ توانا پیمایش لذتبخش و مفرحی در منطقه ابر و قطری اجرا کردیم که جهت گرامیداشت و خاطره دوستانی که امسال با ما نبودند حضورتان تقدیم می دارم .

    قابل ذکر است تصاویر توسط دوست خوبمون  آقای حمید حسیتی گرفته شده است .



    بدرود

    نوشته شده در یکشنبه 1390/06/13ساعت 0:0 توسط رضا زهتاب| |



    به نامه یزدان پاک

    با درود و سلام

    با خبر شدیم اتفاق ناگواری برای کوهنوردان مشهدی رخ داده ضمن تاسف و تسلیت به جامعه ورزشی بویژه کوهنوردان شهرمان و خانواده محترمشان ٬ نظر شما را به مشروح خبر فوق جلب می کنم .

    رسول تقوي راهنماي محلي کوهنوردي کلاردشت، از کشته و زخمي شدن سه کوهنورد مشهدي، خبر داد: «سه کوهنورد مشهدي بر اثر سقوط دو سنگ بزرگ در ارتفاع چهار هزار و 650 متري قله تخت سليمان کشته و زخمي شدند.» وي افزود: «سه‌شنبه هشتم شهريور، تيم 13 نفره کوهنوردي مشهد به سرپرستي حسين اماني، رئيس هيئت کوهنوردي خراسان‌رضوي‌ براي صعود به قله علم‌کوه و تخت سليمان وارد کلاردشت شدند.» تقوي افزود: «حسين اماني به دليل کسالت در قرارگاه حضور يافته و هدايت و سرپرستي تيم به بنده محول شد. روز عيد فطر عازم قله شده و شب براي استراحت در سرچال مانديم و ساعت شش بامداد به طرف قله حرکت کرديم.» تقوي افزود: «در ارتفاعات چهار هزار و 650 متري قله تخت سليمان بوديم که دو سنگ بزرگ از بالا دست رها شد و به گروه اصابت کرد که متأسفانه عليرضا اماني 45 ساله، برادر حسين اماني سرپرست گروه کوهنوردي مشهد، کشته و دو نفر ديگر به اسامي علي رمضاني و اسدا... حبيبي نيکجو، به شدت زخمي شدند.»

    ضمنا مراسم تشییع کوهیار فقید ٬ زنده یاد علیرضا امانی فردا  یکشنبه  ۱۳-۶-۹۰  ده صبح از خیابان امام خمینی ۸۳ انجام خواهد شد . دوستان در صورت تمایل می توانند در این مراسم شرکت نمایند .

    ضمنا گزارش برنامه پیمایش جنگل ابر از مسیر شاهرود - یخام - افراتخته ( که بخوبی و سلامت اجراگردید )   آماده شده و بزودی در وب قرار خواهیم داد.


    نوشته شده در شنبه 1390/06/12ساعت 23:33 توسط رضا زهتاب| |

    به نام یزدان پاک

    با درود و سلام


    جمعه دوم ماه رمضان هم به بزم افطاری در کنار دوستان آمدیم تا خدا را شاکر باشیم و لحظات همراه با ثنا و دعا را غنیمت شمرده و قدر همدیگر را بدانیم

    این هفته تیم مهمان آقایان رضوی و عابدزاده و دیگر دوستان بودند که از همه عزیزان ممنونیم 


    آمار هفته دوم

    تاریخ :21-5-90 مصادف با یازدهم رمضان 1432

    وعده غذایی : افطاری

    وسیله : شخصی

    افراد شرکت کننده : 61 نفر

    آقایان :شاهرودی – زهتاب – مهرداد – شهاب – غلامی – بخشایش – ساغریدوز – محسن شهریاری – مهدی پور – مهدی رضوی – امیر و صادق خلیل پور – علی محمدی –علی و پویا حبیبی – محمد بخت آزما - هادی و محمد منصوری – محمدی – عابدی – حسینیون -  زیبا – صادق عرب – سیدان – صفری – امید تحقیقی – سعید نیرومند

    خانم ها : شاهرودی – زهتاب – آزاده – مهتاب – بخشایش – عصمت و عفت برک پو – نیکا و نیکی ساغریدوز –اکرم و سحر و ثنا مهدی پور- ملیکا و شهین خلیل پور – مهدیه محمدی – شیوا حبیبی – شوکت و طیبه منصوری – محمدی – عابدی - نیلوفرو نیایش عابدی – حسینیون – مهری و مریم زیبا – زهرا کمالی – نرگس نیرومند - عرب – سرو آزاد – یاسمن صفری

                                  ********************         

                                            ********


    در ضمن در روز یکشنبه 23 مرداد که مصادف بود با شب چهارده ماه رمضان برنامه شب رویی داشتیم از ارتفاعات خلج (معجونی) به ارتفاعات آب و برق (قله زو )

    جهت افطاری بین معجونی و شیخ بها توقف کردیم . در یک شب بیاد ماندنی و دور از هیاهوی شهر در بلندای ارتفاعات خلج ،  شهر مشهد چشم انداز قشنگی داشت ، با مختصر افطاری که هرکدام از دوستان با خود آورده بودند دور هم صرف کردیم . لذت این افطاری هیچوقت فراموش نمی شود .


    تاریخ : 23-5-90 

    رفت : 17:30

    برگشت :2:30 صبح 24-5-90

    وعده غذایی : افطاری

    وسیله : مینی بوس و شخصی

    افراد شرکت کننده : 12 نفر

    آقایان و خانم ها : جعفر وطیبه شاهرودی – هادی و شوکت منصوری – سرو آزاد – حمیدی – نجف زاده – پهلوان – علیمحمدی- مهدی پور – امام پور - زهتاب

              

                                  

                                       ***************

                                             *******


                                                     


    و اما هفته سوم را نیزقبل از افطار با کوهپیمایی در تپه ماهورهای نغندر شروع کردیم و نزدیک اذان مغرب به باغ سید برگشتیم . میزبان این هفته آقایان زیبا و بخشایش و مهدی پور بودند که از زحمات این عزیزان و خانواده های محترمشان سپاسگزاریم .


    و اما آمار این هفته :

    تاریخ : 28-5-90 مصادف با هیجدهم رمضان 1432

    وعده غذایی : افطاری

    وسیله : شخصی

    افراد شرکت کننده :63 نفر

    آقایان :حسینیون – فتحی – احمد و مسعود بخشایش – جعفر و شهاب شاهرودی – علیزاده – نجف زاده - رامین محمودی – زیبا – هادی و مرتضی احمدیان – مهاجر – داوودی – عابدزاده – جهانگیر الماسیان – صادق عرب – عابدی – امیر و صادق خلیل پور – محمد محمدی - صفری – علی و پویا حبیبی – محمد بخت آزما – مهدی پور – امید دوزنده - زهتاب

    خانم ها :طیبه وعاطفه و آزاده  شاهرودی  - حوریه علیپور -  مریم و مهتاب زهتاب – نگین علیزاده – تکتم حسینی – مهری و مریم زیبا – احمدیان – فتحی – فهیمه و لیلا بخشایش – سمیرا یعقوبی – عابدزاده – نیلوفر و ستایش عابدی – زهرا و مریم الماسیان – بتول تهرانی – میمنت و عاطفه و فاطمه عابدزاده – شهین و ملیکا خلیل پور – یاسمین صفری – برک پو- شیوا حبیبی – الهام شهابی – تکتم لطیف – آروشا فرهادی – اکرم و سحر و ثنا مهدی پور

    بدرود

    نوشته شده در یکشنبه 1390/05/30ساعت 18:38 توسط رضا زهتاب| |

    به نام یزدان پاک

    با درود و سلام

    با فرا رسیدن ماه رمضان برنامه ها با تغییرات کلی از نظر زمان و مکان اجرا می شود .

    طبق سنوات قبل در ماه رمضان تپه ماهورهای نغندر مهمان ما بود . بعد از رسیدن به محل قرار که 700 یا 800 متر بالاتر از نغندر است در یکی از باغ های روستا اطراق کرده ، ماشین ها را پارک کردیم و جهت کوهپیمایی در مسیر تپه ماهورها قرار گرفتیم بعد از دو ساعت کوهپیمایی با لبان تشنه و گرسنه دست به دعا برداشتیم که خدایا مرگ ما را در بستر قرار نده .

    افطاری های ماه رمضان فرصت خوبی است که اکثر دوستان دور هم جمع می شوند و دیداری تازه می کنند .

      تیم ٬  این هفته را میهمان خانواده  محترم آقای منصوری بود . که جا داره از ایشان و  خانواده محترمشان کمال قدردانی را داشته باشیم و به خاطر زحماتی که با دهان روزه برای تدارک این افطاری کشیدند به ایشان خسته نباشید بگیم  .

    قابل ذکر است عده ایی از دوستان هم در این روزها در صدد صعود به قلل دماوند و سبلان هستند که برایشان صعودی موفق و سلامت را آرزومندیم 

     

    تاریخ: جمعه 14-5-90

    حرکت: 17 عصر از مشهد

    بازگشت: 23:00 از نغندر

    وعده غذایی: 1 وعده (افطاری)

    وسیله: شخصی

    شرایط جوی: صاف آفتابی گرم

    افراد شرکت کننده در برنامه:70نفر

    آقایان : حسینیون - طوسی - جعفر و شهاب شاهرودی - غلامی - بخشایش - ساغریدوز - محسن شهریاری - مهدی پور - توحید محمد حسینی - مهدی رضوی - هادی و مرتضی احمدیان - صادق و امیر خلیل پور - علی و پویا حبیبی - هادی و محمد منصوری - شهابی - برات و علی و عرفان امام پور - محمدی - عابدی - پژند - زیبا - محمد شریعتی - عباس و محمد حسین صدریزاده - محمد محمود پور - علی سرگلزایی - نجف زاده - رضا و مهرداد زهتاب

    خانم ها : طیبه و آزاده شاهرودی - مریم و مهتاب زهتاب - بخشایش - طوسی - حسینیون - مهری و مریم زیبا - نیکی و نیکتا ساغریدوز - عصمت و طیبه برک پو - اکرم و سحر و ستایش مهدی پور - حمیدی - سروناز محمد حسینی - فرح باقری - نیکتا احمدیان - شهین و ملیکا خلیل پور - محمدی - شوکت و فاطمه و طیبه منصوری - طاهره امیدی - یاشا و روژان پژند - ثمین شریعتی - ملیحه غضنفری - زهرا و هانیه صدریزاده - نگین علیزاده

    نوشته شده در دوشنبه 1390/05/17ساعت 23:12 توسط رضا زهتاب| |

    به نام یزدان پاک

    با درود و سلام

        این هفته بعد از حدود یکسال تپه ماهورهای نغندر میزبان ما بودند این مسیر معمولا دو منظوره هست عده ایی از رودخانه (دره) و عده ایی هم از شیب بالا قله را صعود می کنند متاسفانه بعلت خشکسالی در رودخانه هیچ آبی نبود و همگی ما هم تصمیم گرفتیم از بالا تپه ماهورها را طی کنیم و از همان مسیر برگردیم . همین مسیر  هم مثل بقیه جا ها از تیغ و بی رحمی انسان و ماشین در امان نمانده ! همه مسیر را جاده کشیدند و اکو سیستم منطقه را بهم زدند واقعا باعث تاسف است .

    و اما آمار این برنامه

    تاریخ : 7-5-90

    رفت : 5:45 صبح

    برگشت : 10:15

    مسیر: مشهد – طرقبه -نغندر

    وسیله: شخصی

    وعده غذایی: یک وعده

    شرایط جوی:صاف افتابی

    افراد شرکت کننده در برنامه

    آقایان : بخشایش - پدرامی - امینی - توحید محمد حسینی - صادق عرب  - پهلوان - زهتاب

    خانم ها : زهرا الماسیان - زهره الماسیان - ناهید باقری - فرح باقری - سروناز محمد جسینی

    قابل ذکر است عده ایی از دوستان خوبمون همین هفته قله آراگاتس در ارمنستان را با موفقیت صعود کردند که جا داره به تمامی این عزیزان و اعضا محترم گروه تبریک بگوییم و این افتخار دیگری است برای گروه همیشه پوینده گروه توانا .

    ضمنا تصاویر برنامه را آقای محمدحسینی ارسال کردند که قبلا از زحمات ایشان ممنویم .        

    و اما تصاویر این برنامه :

    تیم در حال نرمش توسط اقای بخشایش -نعندر7-5-90

    در مسیر قله نغندر7-5-90

    در مسیر قله نغندر7-5-90

    عکس دسته جمعی7-5-90

    طبیعت زیبای منطقه7-5-90

    بقیه تصاویر در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه 1390/05/08ساعت 6:29 توسط رضا زهتاب| |

    به نام یزدان پاک

    با درود و سلام

        امسال تابستان بعلت مصادف شدن این فصل با ماه رمضان نتوانستیم برنامه های برون استانی را بصورت تیمی اجرا کنیم ولی دوستان بطور دسته های کوچک به قله های دیگر کشورمان از جمله سبلان و دماوند و غیره را صعود کردند.

    البته علم کوه را در برنامه داشتیم که بعلت سیل و بسته شدن مسیر رودبارک و تنگه گلو این برنامه هم به بعد از طبیعی شدن مسیر موکول شد

    و اما برای این هفته تپه ماهورهای نغندر را در نظر گرفته ایم که اانشا.. در جمعه های ماه رمضان هم البته قبل از افطار برنامه در این منطقه اجرا خواهد شد و افطار را هم در یکی از باغات نزدیک نغندر صرف خواهیم کرد

    و اما زمان و مکان اجرای برنامه این هفته

    حرکت " ساعت 5:30 صبح جمعه 7-5-90

    مکان تجمع : بلوار وکیل آباد - بعد از سه راه آزاد شهر - جنب شرکت برق

    یک وعده صبحانه

    وسیله شخصی

    برگشت حدود 10 صبح خواهد بود

    به امید دیدار شما در این برنامه

    بدرود

    نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/05ساعت 6:24 توسط رضا زهتاب| |

     به نام یزدان پاک

    با درود و سلام

     

    آمار این برنامه

    تاریخ : 3- 4-90

    رفت : 4:30 صبح

    برگشت : 21:45 شب

    مسیر: مشهد – شهرک گلبهار – روستای فریزی -  خانچه ابراهیمی

    وسیله: دو دستگاه مینی بوس

    وعده غذایی: دو وعده

    شرایط جوی:صاف تا نیمه ابری همراه با بارش پراکنده – خنک

    افراد شرکت کننده در برنامه : 28 نفر

    آقایان : شاهرودی – زهتاب – حسینیون – داوودی – بخشایش- افحمی – مزینی – نظیف کار – امیر مسعودنیا – نجف زاده – حبیبی – منصوری – سروش جمالی – سید مرتضی و مجتبی حسینی – مجید هادیزاده – صادق عرب – سعید مهدی پور – علیمحمدی

    خانم ها : داوری – منصوری – نگین علیزاده – فاطمه و مریم شیبانی – زینب فرخی – صدیقه الماسیان – راهله حجتی نژاد – طیبه برکپو

    شرحی مختصر درباره رشته کوه بینالود

    مشهورترین کوه استان خراسان به بلندی ۳۲۱۱ متر که در 52 کیلومتری شمال غربی شهر مشهد و چند کیلومتری شمال شهر نیشابور قرار دارد. این کوه بخشی از رشته‌کوه البرز است و به بام خراسان شهرت دارد. این کوه بین نیشابور و مشهد واقع شده‌است. با توجه به گرم خشک بودن منطقه دارای بارندگی قابل توجهی است (تقریباً ۴۰۰_۵۰۰) میلیمتر در سال. از دیگر قلل این رشته کوه می‌توان به شیرباد (۳۲۵۰) فلسکه (۳۱۰۰) قوچگر (۳۰۵۰) نام برد. در بخش شمالی این رشته کوه رشته کوه فرعی وجود دارد که دارای دره‌های صخره‌ای با ارتفاع ۲۰۰-۳۰۰متر می‌باشد. که معروف ترین و پر آب ترین آن اخلمد می‌باشد که داری چندین آبشار می‌باشد که آبشار اصلی ۴۰متر ارتفاع دارد.

    مسیر هاو زمان صعود به قله بینالود

    برای رسیدن به قله می توان از جبهه های مختلف صعود نمود. مسیرهای صعود عبارتند از:

    1- جبهه شمالی: که شامل یال فریزی است و مبدا آن روستای فریزی یکی از آبادی های شهر چناران و در شمال شهرک گلبهار است .

    2- جبهه جنوبی که شامل سه مسیر صعود است.

    الف)یال دو کوهی  (مسیر زمستانی)

    ب)یال گرده.

     ج)مسیر سوزنی ها.

    لازم به ذکر است که در هر کدام از جبهه های مذکور خوشبختانه با تلاش کوهنوردان پناهگاهی ساخته شده است که در امر صعود به صعود کنندگان خیلی کمک می کند

    بهترین مسیر برای فصل تابستان جبهه شمالی است هم بلحاظ دسترسی آسانتر به منطقه و وجود دو پناهگاه در مسیر . این جبهه برای دوستانی که از استان های دیگر کشورمان به مشهد  عازم می شوند سهل الوصول تر از نیشابور است .

    تیم ما هم جبهه شمالی یعنی مسیر فریزی را انتخاب کرد و بعد از هماهنگی با دو دستگاه مینی بوس از طریق شهرک گلبهار در 40 کیلومتری شمال غرب مشهد به روستای فریزی رسیدیم از روستای فریزی جاده خاکی و پر پیچ و خم شروع می شود و حتما باید این مسیر را با راه بلد طی کرد این جاده ما را به اول مسیر صعود یعنی خانچه ابراهیمی می رساند این مسیر با مینی بوس حدود یکساعت زمان می برد . پس از پشت سر گذاشتن باغ ها ( اخیرا مالک باغ ، بنا به گفته خودش جهت در امان بودن از آسیب رساندن گرازها دور درخت ها را سیم خاردار کشیده  ) از انتهای سیم خاردار به سمت راست متمایل شده و خودمان را به بالای شیب می رسانیم . جان پناه ایمانی از دور به شما خوش آمد می گوید امسال مسیر ، فوق العاده زیبا و سرسبز است با همه اینکه بارندگی امسال در مشهد کم بوده ولی انگار بینالود همیشه بارش داشته و به همین خاطر هم مثل کوههای هزار مسجد سرسبر و با نشاط بود بعد از استراحتی کوتاه از پاکوب مقابل با طی دو ساعت کوهپیمایی به چشمه زیر سوزنی ها (جان پناه مدرس ) رسیدیم . قابل توجه همنوردان خوبم عرض کنم از انتهای دره فریزی بایستی آب برداشته و خوشبختانه در همه اوقات در جان پناه دومی (مدرس) آب در دسترس است . با استراحت پانزده دقیقه ایی آماده حمله به قله می شویم . از جان پناه مدرس به سمت سوزنی ها راه می افتیم ، سوزنی ها را دور زده و بعد از یکساعت و نیم به قله می رسیم بعد از گرفتن چند عکس و تبریک به همنوردان از همان مسیر برگشته و در خانچه ابراهیمی سوار مینی بوس ها شده ، ساعت 21:45 به مشهد می رسیم.

    آمار صعود به قله در یک نگاه ( یکروزه در برنامه تابستانی از جبهه شمالی) :

    حرکت از مشهد بوسیله مینی بوس :4:30  صبح

    روستای فریزی : 6 صبح

    خانچه ابراهیمی: 7:05 صبح

    صبحانه در دره فریزی: 8:00 الی 8:45 صبح

    جان پناه ایمانی: 9:25 صبح     یکربع استراحت

    جان پناه مدرس:11:45 قبل از ظهر   یکربع استراحت

    قله : 13:30 ظهر    بیست دقیقه جهت گرفتن عکس و استراحت

    برگشت به جان پناه مدرس :14:45    صرف نهار و استراحت یکساعت و ربع

    جان پناه ایمانی : 17:15    صرف چایی آویشن و .. چهل و پنج دقیقه

    خانچه ابراهیمی و سوار شدن به مینی بوس : 19:15

    مشهد : 21:45

    در ذیل تصویر کروکی صعود به بینالود ، از جبهه جنوبی که توسط  پایگاه خبری نیشابور تهیه شده در معرض علاقمندان قرار می گیرد . در برنامه بعدی انشا.. کروکی صعود به بینالود از جبهه شمالی را تهیه کرده حضوزتان تقدیم خواهم کرد.

    بدرود

    نوشته شده در دوشنبه 1390/04/06ساعت 12:56 توسط رضا زهتاب| |

    «منصوره گرجی» نایب رئیس فدراسیون در حوزه ی بانوان؛ در ادامه ی بازدیدهای استانی مسئولین فدراسیون، طی روزهای گذشته به استان های همدان و لرستان سفر کرد. «گرجی» در این سفر با مسئولین و اعضای هیئت استان دیدار و در جریان کم و کیف امور و مشکلات این هیئت ها قرار گرفت. گفتنی است: بنا بر توافقات به عمل آمده مقرر شده است یک سالن مستقل جهت فعالیت های هیئت لرستان اختصاص داده شود.

    منبع: فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی

     
    نوشته شده در یکشنبه 1390/03/29ساعت 9:51 توسط رضا زهتاب| |

    به نام یزدان پاک

    با درود و سلام

     

    آمار این برنامه

    تاریخ : 26-3-90  و  27-3-90

    رفت : ۵ صبح 

    برگشت : 13:30

    مسیر: مشهد – جاده طرقبه - روبروی پمپ بنزین - ناصر یاسر- ازغد

    وسیله: مینی بوس و سواری

    وعده غذایی: یک وعده

    شرایط جوی:صاف - آفتابی – گرم

    لیست افراد شرکت کننده : 27 نفر

    آقایان : شاهرودی – زهتاب – حسینیون - سیدان – بخشایش – پدرامی – رضا و محمد محمدی – میثم مرادی – جواد و حسن عابدی – صفری – رسول جودوی – قندهاریون – علیمحمدی – پهلوان – امیر ابراهیمی

    خانم ها : داوری – عطیه جودوی – محبوبه و مهناز و مرضیه میرافکن – الهام دادگر – فاطمه ادیبی – نسرین روحبخش – برک پو(حبیبی) - سکینه قربانی

    افراد شرکت کننده در برنامه قله زو: جعفر شاهرودی – زهتاب – بخشایش – مهدی رضوی – خانم یعقوبی

    شرحی مختصر بر این دو برنامه: صبحگاه پنجشنبه با ترنم پرنده ها و خنکای آخرین روزهای بهار گام در دره زیبای ازغد گذاشتیم و با کوهپیمایی کوتاه خودمان را به چشمه بالای روستا رساندیم . عده ای از دوستان در آنجا ماندند و عده ایی دیگر جهت چیدن آویشن و صعود به قله راهی شدیم بعد از یکساعت به سنگ چین قله ازغد رسیدیم و بعد از گرفتن عکس خودمان را به چشمه رسانده ، صبحانه را صرف کرده براه افتادیم در کل برنامه خوبی بود هم توت خوری داشتیم هم چیدن کاکاتو (البته درستش آویشنه) هم قله هم پیمایش دره .

    عکس های زیبایی هم توسط دوست عزیزمان جعفر شاهرودی گرفته شده که در پست قبلی در دسترس علاقمندان به هنر عکاسی است .

    روز جمعه هم باتفاق چند تن از دوستان قله زو رفتیم که همنورد خوبمون آقای زیبا و چند تن از دوستان دیگر را هم دیدیم که برای ورزش صبحگاهی این مسیر را انتخاب کرده بودند مسیر بسیار خوب و بانشاطی است ولی دوستان چندان از این برنامه استقبال نکردند .

    بدرود

    نوشته شده در شنبه 1390/03/28ساعت 9:53 توسط رضا زهتاب| |

     به نام یزدان پاک

    با درود و سلام

     

    این هفته بلحاظ برنامه سنگینی که در هفته گذشته داشتیم مسیر ارتفاعات خلج یار همیشگیمان قله چین کلاغ را جایگزین کردیم که هم ریکاوری باشه و هم تفریحی . صبح ساعت ۴ از خواب که بیدار شدیم شرایط جوی بسیار متغیر بود گذشته از بارش ٬ رعد و برق از همه خطرناک تر به نظر می رسید .      چون من خودم در گذشته های نسبتا دور که جوان بودم ٬ شاهد بودم که چگونه یک نفر  بر اثر صاعقه جان خودش را از دست داد و ذغال شد وضعیت بسیار تاثر انگیزی بود که هنوز هم از یادم نمی رود ٬ و خبری هم در هفته گذشته از خبرگزاری فارس منتشر شد که در داخل شهر مشهد در میدان سپاد یکنفر بر اثر رعد و برق دار فانی را وداع گفته ٬ به همین علت من خودم مایل به رفتن نبودم و به دوستانی هم که تماس می گرفتند این مطلب را برایشان توضیح دادم ولی چون به رفقا قول داده بودیم سر قرار حاضر شدیم که خوشبختانه تا آنموقع هم هوا خوب شد و از آن رعد و برق ها خبری نبود . جای همه دوستان خالی برنامه را اجرا کردیم و خیلی زود برگشتیم

    آمار این برنامه

    تاریخ : ۲۰-۳-۹۰

    رفت : ساعت ۵ صبح

    برگشت : ۷:۳۰

    مسیر: مشهد - جاده خلج - چین کلاغ

    وسیله: شخصی

    وعده غذایی: یک وعده

    شرایط جوی: صاف تا ابری همراه با بارش پراکنده

    افراد شرکت کننده : ۷ نفر

    آقایان : شاهرودی -  حسینیون - بخشایش - سیدان ـ فتحی - گلرخ ـ  زهتاب

     

     

    عکس دسته جمعی در سال ۸۶  در دامنه قله چین کلاغ

    عکس دسته جمعی در سال 30-1-86

    بدرود

    نوشته شده در شنبه 1390/03/21ساعت 20:15 توسط رضا زهتاب| |

    از برنامه صعود به قله سماموس چند تن از دوستان تصاویر خوبی را به ثبت رساندند که این عزیزان می توانند عکس ها را ارسال کنند تا به نام خودشان در وب قرار دهیم

    تصاویر زیر را همنورد خوبمون آقای نجف زاده گرفته اند که تقدیم حضورتان می نمایم


    منطقه سماموس باغدشت 14-3-90

    جواهرده 14-3-90

    بقیه تصاویر در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    نوشته شده در چهارشنبه 1390/03/18ساعت 14:53 توسط رضا زهتاب| |

    به نام یزدان پاک


    آمار این برنامه

    تاریخ: 12 - 3 - 90  الی 15 - 3 - 90

    رفت : ساعت 15:00 روز پنجشنشبه 12- 3- 90  از مشهد

    برگشت : ساعت 23:50 روز یکشنبه 15 - 3 – 90 به مشهد

    مسیر: مشهد – رامسر - جواهرده

    وسیله: یکدستگاه اتوبوس و سواری

    وعده غذایی: ده وعده

    شرایط جوی: صاف تا نیمه ابری – گرم – در منطقه نسبتا سرد و مه آلود

    لیست افراد شرکت کننده : 27 نفر+4 نفراز جواهرده + 2 نفر از ساری

    آقایان : حسینیون-  طوسی - هادی و محمد منصوری - بخشایش - رضا رضوانی - عنبرانی -  سیدان - مهدی رئیسی - صادق تدین – رامین قوامی – سید نذیر عمرانی – عباس صدری زاده – نجف زاده – امیر بیگی – احمدیان – پژند – پهلوان – قندهاریون – افحمی – مهدی رضوی –حسین رضوانی – علیپور – کرمانشاهی – احسان شریفی - تقی و علی علیمحمدی – زهتاب

    خانم ها : حسینیون – بخشایش – شوکت و طیبه منصوری – فاطمه شیبانی – صدیقه طبسی

    شرحی مختصر بر این برنامه

    چندین سال بود می خواستیم قله سماموس را صعود کنیم که امسال این توفیق و زمان به ما اجازه داد تا گام به این قله زیبا ورویایی بگذاریم

    روز پنجشنبه 12- 3 -  90 ساعت 15 با یکدستگاه اتوبوس و یکدستگاه سواری مشهد را به مقصد جواهرده در رامسر ترک کردیم و بعد از گذشتن از استان سرسبز گلستان و مازندران به نقطه مرزی گیلان و مازندان رسیدیم . اتوبوس زوزه کشان از جاده پیچ در پیچ با شیب  تند به منطقه جواهرده رسید منطقه پر از جذابیت ها و زیبایی ها بود . در جوادهرده هوا کاملا مه آلود و با بارش همراه بود.      امامزاده جواهرده محل اسکان تیم بود ، بعد از اسکان و صرف نهار بچه ها به استراحت پرداختند . قابل ذکر است هماهنگی ها جهت اسکان و صعود به قله با آقای رضوانی انجام شده بود که جا داره از دوستان خوبمان آقایان رضوانی ، علیپور و کرمانشاهی تشکر کنیم .   شب با صحبت کوتاهی که با دوستان انجام شد مقرر گردید صبح ساعت 5  صعود خود را شروع کنیم آقای رضوانی درباره مسیر صعود هم توضیحاتی را ارائه داد

    4 صبح بیداری زده شد ، دوستان آماده حرکت شدند .نا گفته نماند تیمی از تامین اجتماعی بیمارستان فارابی مشهد به منطقه آمده بودند و درخواست کردند که با ما قله را صعود کنند ، در اول صبح و مبدا حرکت با سرپرست تیم تامین اجتماعی صحبت کردیم و توضیح دادیم که ما هیچگونه مسئولیتی در قبال تیم شما را نمی پذیریم و فقط بعنوان کوهنورد و به حکم اخلاق کوهنوردی ما می توانیم همراه شما باشیم . حرکت آغاز شد . مسیر فوق العاده زیبا و رویایی بود و اجازه نمی داد ذره ایی احساس خستگی داشته باشیم . به منطقه بالای سر باغدشت که رسیدیم تیمی از هیات رامسر در آنجا بودند . این دوستان گفتند اگر قله را می خواهید صعود کنید از سمت راست طی مسیر کنید در غیر اینصورت مسیر پایین زمان زیادی را از شما خواهد گرفت و نمی توانید این مسیر را یکروزه صعود کنید . این مطلب را من عینا به راهنمای خوبمان آقای رضوانی منتقل کردم و از ایشان خواستم اگر در صورت امکان به توصیه های دوستان هیات رامسر عمل کنیم ولی ایشان معتقد بودند این مسیر فقط در رفت و برگشت سه ساعت بیشتر است در عوض این مسیر (لپاسر) بسیار زیباست . ولی غافل از اینکه صعود از مسیر لپاسر زمانبندی دو روزه را می طلبد نه یکروزه .  در همین محل با مسئول تیم تامین اجتماعتی آقای رضایی صحبت کردم و به ایشان همین مطلب را منتقل کرده و گفتم ما مطیع راهنما هستیم و پشت سر ایشان حرکت می کنیم و شما هم مختار هستید هر کدام از مسیرها را خواستید طی کنید . ایشان بعد از صحبت با اعضای تیمشان تصمیم گرفتند با تیم ما از مسیر لپاسر قله را صعود کنند . در این نقطه هم چند تن از دوستان که توانایی لازم را جهت صعود از این مسیر به قله را نداشتند برگشته و دو نفر از دوستان را هم مسئول برگشت این عزیزان قرار دادیم ده نفر از تیم ما (توانا)  برگشتند و بقیه به مسیر خود ادامه دادیم با شیب نسبتا تند به پایین حرکت کرده و خود را به باغدشت در کف رودخانه رسانده و صبحانه را صرف کردیم (ساعت 9صبح) بعد از نیم ساعت توقف مسیر را ادامه داده به منطقه بسیار زیبا و سرسبزی به نام لپاسر رسیدیم (لپاسر در لهجه محلی به معنی سرچشمه است ) (ساعت 12:10) بعد از توقف 15 دقیقه ایی به سمت قله حرکت کردیم .   در بین راه (ساعت 14) با چند تن از کوهنوردان که با قاطر از قله برمی گشتند گفتگو کردیم که مدعی شدند تا قله سه ساعت زمان لازم است . از اینجا بحث و جدل در مورد زمانبندی شروع شد ، متاسفانه یکی از بچه های تیم تامین اجتماعی با برخورد بسیار زشت مشکل پیش آمده را دوچندان کرد و باعث تضعیف روحیه و بهم ریختن تمرکز راهنما (آقای رضوانی) شد . متاسفانه ارزیابی و اطلاعات اشتباه راهنما باعث شد بچه ها انرژی زیادی را از دست بدهند . بهرحال با هر مشقتی بود تیم را به خط الراس رساندیم و از کنار قله ی با شکوه و رویایی سماموس بگذریم (با اختلاف حدود 10 متر و مسافت کم) ولی چند تن از دوستان به قله رفته و سریع برگشتند .(ساعت 19:30)

     بهرحال ما خودمان را به جاده خاکی پدافند هوایی رساندیم . قابل ذکر است یکی از بچه های تیم توانا دچار حالت تهوع و ضعف شده بود که با کمک همنوردان توانست مجددا به حالت اولیه برگردد . ولی از تیم تامین اجتماعی دونفر در لپاسر مانده بودند و همه فکر می کردند گم شدند که زمان زیادی را جهت مشخص شدن وضعیت این آقایان از دست دادیم و دو نفر دیگر در مسیر دچار ضعف بودند که یکی از این دوستان بشدت از ناحیه پا دچار مصدومیت و ضعف شده بود و ما مجبورشدیم دو نفر از رفقای توانا (آقایان احمدیان و عنبرانی) را جهت کمک و همراهی ایشان در منطقه جا بگذاریم و با  بقیه تیم از جاده پدافند هوایی بسمت جواهرده سرازیر شدیم . بعد از هماهنگی هایی که با دوستانمان در جواهرده انجام دادیم توانستیم با وسیله نقلیه شاسی بلند که متعلق بود به پدافند هوایی  رامسر ، مصدومین را به پایین منتقل کنیم . هر چند ما در قبال تیم تامین اجتماعی هیچگونه مسئولیت قانونی و غیره نداشتیم و این نکته را در اول برنامه به سرپرست تیم تامین اجتماعی گفته بودیم ولی تا آخرین نفرشان را به پایین منتقل کردیم همراه ایشان بودیم  و این همان تعهدی بود که هر کوهنورد در قبال همنورد خودش احساس می کند . هرچند ما اگر به این تعهد اخلاقی پایبند نبودیم می توانستیم قبل از تاریکی تیم خودمان را به جواهرده برسانیم 

    در اینجا جا داره از پدافند هوایی رامسر بخصوص راننده تویوتا "گروهبان دوم برخورداری" و اورژانس 115 ساری ومسئول هلال احمر رامسر آقای قاسمی تشکر ویژه داشته باشیم و از زحمات همه این عزیزان که با همه امکانات و تجهیزات و دلسوزی و بدون هیچگونه چشمداشتی کمک احوال کوهنوردان بودند قدردانی نماییم .    از دوستان خودم هم از جمله آقایان پهلوان ، بخشایش ، حسینیون و بیگی در جواهرده توانسته بودند با هماهنگی این امکان را برای گروه مهیا کنند تشکر کنم

    بالاخره تیم بعد از بیست ساعت کوهپیمایی ساعت یک بامداد 15-3-90 به سلامت به جواهرده رسید.  20 ساعت کوهپیمایی در منطقه ناشناخته هرچند با مشکلاتی همراه بود ولی تجربه  خوب و جدید و شیرین و بیاد ماندنی بود هر چند خیلی از دوستان هنوز پر از انرژی بودند و می توانستند هفت ، هشت ساعت دیگر هم طی مسیر کنند و همه این ها ، عشق و لذتی است که دوستان به کوه و طبیعت دارند  ( ما در پیاله عکس رخ یار می بینیم ) در پایان نظر شما را به مطلبی که توسط آقای کوروش فرید نوشته شده جلب می نمایم . ایشان در شرح ماجرای صعود انفرادی به قله سماموس نکات بسیار خوب و ریزی را مطرح کردند . و از جاده ایی که از جواهرده به قله کشیده شده معترض بودند که اعتراضشان بواقع درست و لازم است و کشیدن جاده به هر قله در هر نقطه از این زمین مظلوم ، غیر از تخریب طبیعت و نابودی و منابع طبیعی چیز دیگری را با خود ندارد . ولی دراینجا این جاده توانست کمک بزرگی به بچه های تیم (مصدومین) بکند ( عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد !!!) البته باید بعرض برسانم خوشبختانه فعلا این جاده به کل بسته است و هیچکس حق رفت و آمد ندارد و جاده کاملا نظامی اعلام شده و این خود تا حدودی مانع تخریب طبیعت منطقه می شود اگر ادامه داشته باشد

       قابل ذکر است دو تن از دوستان آقایان بخشایش و حسینیون  که تیم ده نفره را به پایین هدایت کردند خودشان از مسیر بالا ، قله را صعود کرده و ساعت 3 بعد از ظهر به جواهرده برگشته بودند .

    به نوبه خودم از تک تک دوستان و همنوردان خوبم  جهت همکاری و شرکت در برنامه صمیمانه سپاسگزارم و همین یکدلی و صمیمیت باعث شد تا برنامه بنحو احسن اجرا شود

    درپایان خدا را شاکریم که برنامه با سلامت کامل و رضایت همنوردان به اتمام رسید و جای همنورد و دوست خوبم آقای شاهرودی خالی بود . در اینجا جا داره فقدان خواهر خانم ایشان را به خانواده داغدار و محترمشان تسلیت عرض نماییم و علو درجات را برای آن عزیز سفر کرده داشته باشیم . واقعا در زمانیکه دوست خوبم جعفر شاهرودی داغدار این واقعه بود رفتن به رویایی ترین قله کشور یعنی سماموس بدون ایشان لطفی نداشت ولی بخاطر تعهدی که به بقیه دوستان داشتیم و به اصرار خود آقای شاهرودی برنامه را اجرا کردیم و این صعود را هدیه می کنیم به ایشان و خانواده محترمشان . و درود می فرستیم به روح بلند آن عزیز سفر کرده

    بدرود

          ...منتظر تصاویر برنامه باشید

    نوشته شده در سه شنبه 1390/03/17ساعت 13:56 توسط رضا زهتاب| |


    Design By : Night Skin