X
تبلیغات
گروه کوهنوردی توانا


گروه کوهنوردی توانا

«به نام ایزد قادر توانا»

 

    به علت آسیب دیدگی شدید آقای مهندس شاهرودی، پیمایش دره ی شمخال به زمانی دیگر موکول شد؛ اما باز هم در آخر این هفته برخی از اعضای گروه صعودهایی داشتند که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

  • صعود به قله چمن توسط زوج کوهنورد آقای علیرضا پژند و خانم یاشا علیخواه و پدر محترمشان آقای کلنل علیخواه
  • صعود به قله فلسکه توسط آقایان: نوری _ رضوانی _ بخشایش

ما نیز به نوبه ی خود صعود این عزیزان به قله های مرتفع استانی را تبریک عرض نموده و آرزوی شادابی، تندرستی و سلامتی برای این عزیزان داریم.

نوشته شده در جمعه 1387/04/14ساعت 20:55 توسط مهرداد زهتاب| |

«پارک یانگ سیک Park Young-Seok»

 

پارک یانگ سیک

اورست را قطب سوم کره زمین پس از قطبهای شمال و جنوب می نامند. افراد کمی در دنیا موفق به فتح اورست شده اند، در میان فاتحان این کوه هم تعداد کمی از آنها بوده اند که از کپسول اکسیژن استفاده نمی کردند. همچنین تعداد نادری موفق به فتح قطبهای کره زمین شده اند، در میان آنهایی که با کمک سورتمه و اسکی به قلب قطب ها رفته اند، معدود افرادی را می توان یافت که بدون پشتیبانی دیگران موفق به این امر شده باشند.

در کنار صعود اورست و پیمایش قطبها، تعداد معدودی از کوهنوردان بزرگ دنیا توانسته اند 14 قله 8000 متری را نیز فتح نمایند، که البته اورست نیز در میان آنها است.

فتح هر چهار مورد یاد شده، کاری است بسیار بزرگ و قابل تحسین که آنرا گراند اسلم کوهنوردی می نامند و در دنیا تنها یک نفر موفق به این کار بزرگ شده.

 

برای خواندن دنباله موضوع روی گزینه "ادامه" کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 22:24 توسط مهرداد زهتاب| |

«به نام ایزد قادر توانا»

 

   با سلامی دوباره  خدمت تمامی همنوردان و بازدیدکنندگان عزیز :

   شاکرم خداوند مهربان را که دوباره این فرصت  رو به من داد که با بروز کردن وبلاگ در خدمت شما عزیزان باشم. راستش در حدود ۱۰ روزی بود که به یک مسافرت ورزشی رفته بودم و نمی توانستنم به خوبی به کارهای وب بپردازم؛ علی أی حال تشکر می کنم از کسانی که در این مدت برای بروز بودن وبلاگ زحمت کشیدند، از جمله پدرعزیزم و همچنین سرکار خانم فرزانه مصطفی پور که جدیدا به جمع نویسندگان وبلاگ پیوستند، جا داره از حضور ایشون ابراز خرسندی کنم و به ایشون تبریک و خوشامد بگم. امیدوارم با فعالیت و تلاش در زمینه هرچه پربارتر کردن وب، یاری گرنویسندگان وبلاگ باشند. علاوه بر این از دوستان بزرگواری که در این سفر چند روزه  مرا مورد لطف خود قرار داده و با تماس های تلفنی جویای حال این حقیر بودند، جناب آقای داوری و جناب آقای نبی خانی و جناب آقای سید جواد رضوی، سرکار خانم داوری؛ دوست خوبم آقای امید تحقیقی و همچنین خواهر بزرگوار ایشون خانم الهام تحقیقی که زحمت زیادی در این سفر برای من کشیدند؛ کمال تشکر، سپاس و قدردانی را دارم. سلامتی و شادابی و نشاط روز افزون برای این عزیزان و تمامی همنوردان خوبم آرزومندم.

   با تشکر     

مهرداد زهتاب

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 23:55 توسط مهرداد زهتاب| |

با سلام به همه همنوردان :

        در تعطیلات هفته جاری طبق برنامه و بامید خدا ٬ راهپیمایی در مسیر زیبای دره شمخال را خواهیم داشت. به همین لحاظ اطلاعاتی در این  زمینه را خالی  از لطف نمی بینیم. 

 

"مسیر دره شمخال"

 

    مسیر این دره در 5 کیلومتری باجگیران و در 57 کیلومتری شمال غرب درگز ارتفاع سرچشمه 2000 متر و طول آن 7 کیلومتر می‌باشد. مسیر این دره کال شمخال و از ده آن شروع می‌شود ابتدای دره با ارتفاع حدود 200 متر و آب محدود و عرض متوسط 10 متر، دیواره‌ای صخره‌ای عمود، دیده می‌شود در مسیر دره به چشمه‌های متعددی برمی‌خوریم که سرچشمه آنها ارتفاعات شمال دره می‌باشد در این قسمت عمق دره به حدود 300 متر و با حجم آبی زیاد که در کف سنگی دره جاری می‌شود.  و  درختان گردوی وحشی و یک آبشار زیبا (ناودان بهشت) دیده می‌شود. آب رود شمخال بسیار زلال و گوارا می‌باشد، دیواره‌های زیادی در مسیر دره دیده می‌شود که اکثراً  مناسب سنگنوردی می‌باشند .    و بلندترین آنها با حدود  200 متر ارتفاع به نام دیواره  پنیری شمخال مشهور می‌باشد مناظر و ساختارهای سنگی دیواره‌ای دره بسیار زیبا و کم نظیر می‌باشد در قسمتهای انتهایی دره در نزدیکی دو آبی درونگر عرض رده به حداقل می‌رسد و کاملاً عمود می‌باشد و دو آبی که می‌رسیم در سمت راست دره در بادام و رودان از جنوب غربی جریان پیدا کرده و در این محل با رود شمخال تداخل پیدا می‌کند و رود دورنگر را تشکیل می‌دهد و با حجم آب فوق العاده زیاد به طرف محمدتقی یبگ و درگز پیش می‌رود عرض دره در این قسمت به حدود 100 متر می‌رسد و طول آن تا حاشیه جاده درگز مشهد حدود 7 کیلومتر می‌باشد .  و در انتهای آن باغات میوه  و شالیزارهای برنج و پارک ملی تندرو دیده می‌شود کل مسیر حدود 6 تا 8 ساعت زمان می‌برد. ضمنا مسیر دره شمخال تا روستای درونگر حدود ۳۲ کلیلومتر است.

     و اما تصاویری زیبا از دره شمخال:

برای دیدن بقیه تصاویر روی گزینه "ادامه" کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 9:37 توسط مهرداد زهتاب| |

«به نام ایزد قادر توانا»

 

  • تاریخ:پنحشنبه و جمعه ۱۳و ۱۴/ تیرماه / ۸۷
  • مسیر دره پیمایی: دره زیبای شمخال _ درونگر
  • وعده غذایی: سه وعده
  • زمان و محل قرار: ۱۴:۳۰پنجشنبه ۱۳ /۴ / ۸۷ از میدان تلویزیون _ نوفل
  • وسیله: اتوبوس
  • برگشت: جمعه ۱۴/۴/۸۷ شب

 

توجه:جهت انجام هماهنگی های لازم حتما تا

(چهارشنبه ۱۲/۴/۸۷ ) اطلاع دهید.

                          

به امید برگزاری موفق این برنامه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 7:58 توسط مهرداد زهتاب| |

 

آمار این برنامه:

تاریخ: جمعه ۷/۴/۸۷

حرکت: ۵:۱۵ صبح

بازگشت: ۱۲:۱۵ بعد از ظهر

وعده غذایی: یک وعده

وسیله: شخصی

شرایط جوی: صاف _آفتابی _ گرم

مسیر: مشهد _ طرقبه _ نغندر

تعداد: ۳۳نفر

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _  شهاب شاهرودی _ نبی خانی _ فتحی _  خلیل پور _ گوهر نیا _  بیگی _ مصطفی عظیم زاده_ طوسی _ رفیعی _ مهدی زیبا _ مهرداد محمدلو

خانم ها: شاهرودی _ زهتاب _ آزاده شاهرودی _ مهتاب زهتاب _ نبی خانی _ فتحی _ سعیده فتحی _ فرنازعرب _ خلیل پور _ گوهرنیا _ هانیه بیگی _ شیوا قاسمی _ مریم نژادعلی _طوسی _ خلیل پور _ ملیکا خلیل پور _ زیبا _ مریم زیبا _ محمدی _ محمدی

برای دیدن عکسهای این برنامه روی گزینه "ادامه" در کادر پایین کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1387/04/07ساعت 20:11 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ:۳۱/۳/۸۷

حرکت: ۴:۳۰ صبح

بازگشت:۹:۱۵شب

شرایط جوی: صاف و آفتابی وگرم

وسیله: عمومی

وعده غذایی: دو وعده

مسیر: مشهد_ دولت آباد _ سد دولت آباد

مسیر کوهپیمایی: (دولت آباد _قله ی شیرباد_ بوژان) بعد از سد دولت آباد در کف رودخانه بسمت جلو پیش می رویم تا به دوراهی بین دو دره می رسیم.    گرده را به طرف بالا ادامه داده و یال سمت راست راسوار شده و از همین مسیر به قله می رسیم از  قله، دره بوژان خودنمایی می کند بعد از عبور از چشمه شکری دره سرسبز را ادامه میدهیم تا به روستای پر برکت بوژان برسیم.    

 شرکت کنندگان:

آقایان: زهتاب _ نبی خانی _ رفیعی _ بخشایش _ پژند _ داوری _ وافری _ وحید باقری _ محسن مقیمی _ نقابی _ حیدری _ مهدی رضوی 

خانم ها : داوری _ زینال نژاد _ نسرین کسرائیان _ یاشا علیخواه

زمان های تعریف شده : مشهد( ۴:۳۰) _ سد دولت آباد ( ۷:۰۰) _ دو راهی ، صبحانه (۷:۴۵) به مدت سه ربع _ قله( ۱۱:۴۵) _ چشمه شکری و نهار( ۱۵:۱۵) بمدت یکساعت و ربع _ بوژان (۱۸:۱۵).

جناب آقای مهندس شاهرودی سرپرست محترم گروه و استاد بزرگوار در این برنامه بعلت کسالت حضور نداشتند که واقعا جایشان خالی بود شفای عاجل را برای ایشان از خداوند بزرگ خواهانیم. 

 

برای دیدن عکسهای این برنامه روی گزینه "ادامه" در کادر پایین کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/02ساعت 0:20 توسط مهرداد زهتاب| |

«سرجیو مارتینی Sergio Martini»

سرجیو مارتینی سرجیو مارتینی کوهنورد ایتالیائی در 29 جولای سال 1949 در شهر کوچک " روورتو" در شمال ایتالیا و درست در کنار " دولومیتها" به دنیا آمد.
سرجیو کوهنوردی را از همان ابتدای جوانی و در اواسط دهه 60 آغاز کرد، وی زمانی توجهات را به خود جلب کرد که توانست مسیرهایی نو را بر روی جبهه شمالی " مارمولادا" باز کند. او همچنین دو بار به همراه تیمهایی از ایتالیا در منطقه " پاتاگونیا" بر روی دیواره ها و قلل " فیتزروی" و " سرتوره" تلاش نمود.
مارتینی در سال 1976 صعودهایش در هیمالیا را آغاز کرد. در آن زمان او 27 سال سن داشت و در نخستین تلاش خود توانست قله کوه 8167 متری " دائولاگیری" را صعود نماید و این اولین صعود 8000 متری وی بشمار میرفت.
در سال 1983 او توانست به کوه 8611 متری "کی2" صعود کند. او میگوید :" در آن زمان من تصمیم گرفتم بدلیل مشغله زیاد زندگی ام هر سال تنها در یک صعود شرکت کنم".

 

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادمه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/30ساعت 11:33 توسط مهرداد زهتاب| |

جنگل ابر پر بود از زیبایی ها، زیبایی هایی که باید می بودی و با تمام وجود احساس می کردی؛ زیبایی هایی که گذشت زمان آن ها را کمرنگ نمی کند، بلکه ارزش خاطراتش را روز به روز افزون می کند. اما در این بین  کسانی نیز حضور داشتند، که تصاویری با ارزش ازین مکان بهشتی ثبت کردند؛ جناب آقای حمید حسینی، یکی از این هنرمندان خوب گروه عکسهای بسیار زیبایی را برای ما ارسال کرده اند، ضمن عرض تشکر از ایشان و بر حسب قدردانی تعدادی از عکس ها را در زیر قرار می دهم:

جنگل زیبای ابر

جنگل زیبای ابر

پای قله تیغ مریم

         عکس ها: حمید حسینی

نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/29ساعت 22:56 توسط مهرداد زهتاب| |

«خوآن اویارزابال Juan Oiarzabal»

 

خوآن اویارزابالخوآن اویارزابال یکی از سرسختترین فاتحان قلل 8000 متری دنیا، در 30 مارس 1956 در ویتوریا گاسنیز اسپانیا متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسه جسوس اوبررو در همان زادگاهش به پایان رساند و در زمینه الکترونیک مشغول به کار شد.

اویارزابال در نوجوانی به ورزش ژیمناستیک پرداخت و البته پس از آن به تشویق پدر و دوستانش به کوهنوردی روی آورد و خیلی زود توانست در این ورزش خیلی سریع رشد نماید. پیش از روی آوردن به صعود قلل مرتفع وی چندین مسیر دشوار را بر روی قلل فنی آلپ و اسپانیا صعود کرد.

اویارزابال تا سال 2005 در مدت 23 سال کوهنوردی جدی توانست در 35 هیئت بزرگ شرکت نماید و او ششمین فاتح تمام 14 قله 8000 متری و البته چهارمین کسی بود که تمام این قلل را بدون کپسول اکسیژن مصنوعی فتح نمود. بی شک او یکی از پایدارترین کوهنوردانی است که تاکنون هیمالیا به خود دیده. وی در سال 1999 نشان لیاقت در زمینه ورزش را از دولت اسپانیا دریافت نمود. همچنین در سال 2000 بعنوان شهروند نمونه باسک برگذیده شد.

 

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادمه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/29ساعت 12:28 توسط مهرداد زهتاب| |

تاریخ: جمعه ۳۱/۳/۸۷

مسیر کوهپیمایی: دره دولت آباد (چناران) _ قله شیرباد _ دره بوژان (نیشابور)

وعده غذایی: دو وعده

زمان و محل قرار: ۴:۰۰ میدان ملک آباد _ ۴:۱۵ فلکه پارک (دکّه نان رضوی)

 

توجه: جهت انجام همانگی های لازم حتما تا فردا (چهارشنبه ۲۹/۳/۸۷) اطلاع دهید.

 

«به امید برگزاری موفق این برنامه»

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/03/28ساعت 14:45 توسط مهرداد زهتاب| |

«کریستوف ویلیچکی Krzysztof Wielicki»


کریستوف ویلیچکی شانزده سال پس از نخستین صعود زمستانی اورست، یعنی در سال 1996 کریستوف ویلیچکی کوهنورد شاخص لهستانی توانست با یک صعود بزرگ دیگر کارنامه فتوحات خود بر روی هشت هزار متریها را به پایان برساند. نانگاپاربات کوه افسانه ای هیمالیا، تنها شاهد صعود یک کوهنورد جسور از گرده دیامیر بود. درست در زمانیکه هیچ کوهنوردی در منطقه حضور نداشت و شاید تنها انسانهای حاضر کوهپایه نشینها و چوپانهای منطقه بودند.
ویلیچکی سرمست از صعود موفقش به "کی 2" اینبار به تنهایی از دره دیامیر بالا رفت و در نهایت با فتح نهمین کوه مرتفع جهان خود را به عنوان پنجمین ستاره آسمان هیمالیا معرفی کرد.

او صعودهایش را 16 سال قبل آغاز کرده بود. یعنی زمستان سال 1980 زمانیکه هیئت اعزامی لهستان به سرپرستی آندره زاوادا قصد صعود اورست را داشت و این زمان همراه با تولد پدیده ای در ورزش کوهنوردی بود.

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادمه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/03/27ساعت 13:5 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: جمعه ۲۴/۳/۸۷

حرکت: ۵:۱۵ صبح

بازگشت: ۶:۱۵ بعد از ظهر

وعده غذایی: دو وعده

وسیله: عمومی

شرایط جوی: صاف تا نیمه ابری _ گرم

مسیر: مشهد _ طرقبه _ طرقدر _ دهبار

مسیر کوهپیمائی: روستای دهبار _ در امتداد مسیر رودخانه _ از انتهای باغات به سمت راست _ آغاز شیب سربالایی _ حرکت به سمت بالا از شیب ملایم جاده ی دهبار _ پایان مسیر جاده و آغاز گرده ی منتهی به قله _ فتح قله روبروی فلسکه

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _ مهرداد زهتاب _ شهاب شاهرودی _ عنبرانی _ بخشایش _ نبی خانی _ زحمتی _ احمدی _ فتحی _ پژند _ وافری _ رضوانی _ حسینیون _ حسین حسینیون _ خلیل پور _ گوهر نیا _ مهدی رضوی _ بیگی _ بختیاری _ باقری

خانم ها: شاهرودی _ داوری _ سیاسی _ نبی خانی _ زحمتی _ احمدی _ فتحی _ علیخواه _ زینال نژاد _ خلیل پور _ الهام تحقیقی _ آرزو نظام دوست _ بهاره ایروانی

 

«برای دیدن عکسهای این برنامه روی گزینه "ادامه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1387/03/24ساعت 21:12 توسط مهرداد زهتاب| |

«کارلوس کارسولیو Carlos Carsolio»

 

کارلوس کارسولیو کارلوس کارسولیو در 4 اکتبر 1962 در مکزیک متولد شد. در نوجوانی به سنگنوردی روی آورد و صعودهایی را بر روی صخره های منطقه یوسیمیتی و رشته کوه راکی صورت داد. در سال 1985 بعنوان نخستین کوهنورد مکزیکی موفق شد از مسیر جنوبی قله کوه آکانکاگوآ بلندترین قله آمریکای جنوبی را فتح نماید. در همان سال وی عضو تیمی مشترک بر روی نانگاپاربات بود. سه کوهنورد لهستانی(کاکوسکا، هنریخ، لوبدزنسکی) و یک کانادایی اعضای دیگر این تیم بودند که موفق به صعود مسیری نو در بخش روپال(جنوب شرقی) شدند. این جبهه با حدود 4.5 کیلومتر طول بلندترین جبهه صخره ای کوههای دنیا به شمار می رود. مسیر آنها بعدها دیگر توسط هیچ کوهنوردی صعود نشد. کارلوس در این سال همچون یک شاگرد مشغول آموختن از کاکوسکا کوهنورد بزرگ لهستانی بود.

 

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادمه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1387/03/24ساعت 19:40 توسط مهرداد زهتاب| |

«ارهارد لورتان Erhard Loretan»

 

ارهارد لورتان در سال 1959 در شهر بوله سوئیس به دنیا آمد. او کابینت سازی بود که در کنار کارش راهنمائی کوهنوردان را نیز صورت می داد. وی رفتن به کوهستان را از 11 سالگی آغاز نمود. در سال 1973 نخستین صعود از جبهه شمالی به یک کوه را در سن 13 سالگی آغاز نمود. یکسال پس از آن شروع به صعود کوهها به صورت انفرادی نمود و بمرور صعود مسیرهای دشوار و البته خیلی دشوار را هم صورت داد. کوهنوردی دربرنزاوبرلند، ولز، مون بلان و دولومیتها، از کارهای دائمی این کوهنورد جوان بود.

در نخستین صعود بزرگ خارج از آلپ خود در 1980 به آند رفت و از آن پس به سختی می شد نامی از او در هیمالیا نشنید.

 

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادمه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/03/21ساعت 14:0 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: از ۱۳ تا  ۱۷/۳/۸۷

حرکت: ۲۱:۳۰ شب دوشنبه ۱۳/۳/۸۷

بازگشت: ۰۰:۱۵ بامداد جمعه ۱۷/۳/۸۷

شرایط جوی: صاف _ نیمه ابری _ مه بارانی

وسیله: عمومی

مسیر: مشهد _ شاهرود _ روستای سرخ دره _ شیرین آباد _ آزاد شهر _ مشهد

شرح اجمال بر سفر:

روز سه شنبه _ رسیدن به شاهرود در ۵:۳۰ صبح _ پیوستن تیم راهنما و حرکت به سمت آزاد شهر _ ادامه مسیراز کیلومتر ۳۵ جاده ی شاهرود به آزاد شهر و رفتن به سمت روستای سرخ دره _ پیوستن آقای غلامی به همراه دو قاطر بر اساس هماهنگی های قبلی _ حرکت به سمت کوهها و دره های قطری ابر _ عبور از جنگلهاو مناطق زیبا تا رسیدن به منطقه ی شاه بلد و زدن کمپ و اطراق _ صرف ناهار، اقامه ی نماز، جمع آوری هیزم، ذبح گوسفندو تهیه قرمه برای شام _ فتح قله "تیغ رعنا" _ صرف شام _ خواب شب

روز چهار شنبه _ حرکت از کمپ در ساعت ۶:۴۰ صبح _ صرف صبحانه در محل آبشار آلوچال _ رسیدن پس از  ۵ ساعت کوهپیمائی به محل چشمه شاه پسند _ صرف ناهار (آبگوشتی بسیار لذیذ که از ساعتی قبل توسط آقای رضوانی تهیه و تدارک دیده شده بود.) _ حرکت از چشمه شاه پسند به محل شب مانی در ساعت ۱۶:۴۵ _ بدتر شدن شرایط جوی، سختی مسیر به علت آمدن سیل و ریختن بار قاطر ها باعث کمی اختلال در ادمه مسیر شد، که باز هم با تدبیر به موقع جناب اقای زنگانه و همیاری همنوردان و حمل وسائل قاطر تا مسیر هموار و قابل عبورتر مشکلات مرتفع گردید و پس از حدود ۲ ساعت کوهپیمائی در ساعت ۱۹:۰۰عصر به محل کمپ رسیدیم.

روز پنج شنبه _ حرکت از محل کمپ در ساعت ۷:۰۰ صبح _ رسیدن به روستای شیرین آباد در ساعت ۱۱:۳۰ ظهر _ صرف چای که به همت بومی های محل تهیه شده بود و ما از این بابت سپاسگذار ایشانیم. _ صرف ناهار در سات ۱۳:۰۰بعد از ظهر در رستوران _ رسیدن به مشهد در ساعت ۲۳:۴۵ شب

لیست افراد شرکت کننده:

میانگین سنی شرکت کنندگان ۸ سال الی ۶۵سال بود که به شرح ذیل است: 

آقایان: شاهرودی (۵۲ساله)_ زهتاب(۴۹ساله) _ مهرداد زهتاب(۱۹ساله) _ شهاب شاهرودی(۸ساله) _ بخشایش(۵۴ساله) _ طوسی(۶۵ساله) _ زیبا(۵۲ساله) _ رضوانی(۵۸ساله) _ نوری(۵۴ساله) _ امید تحقیقی(۲۵ساله) _ داوری(۵۰ساله) _ گوهرنیا(۵۳ساله) _ حسینیون(۶۱ساله) _ حسین حسینیون(۲۵ساله) _ حمید حسینی(۳۸ساله) _ احمدی نیا _ سید جواد سقاء رضوی(۳۸ساله) _ تنها طلب _ رفیعی _ مولایی _ کرمانی _ نبی خانی(۵۸ساله) _ مهدی محرومی _ علی مصطفی پور(۴۷ساله) _ محمد هادی مصطفی پور(۱۲ساله) _ عطاران _  محمد صباغ _ احمد صباغ _ محمد رضا صباغ(۱۲ساله) _ علی زنگانه(۴۷ساله) _ اخیانی

خانم ها: شاهرودی _ زهتاب _ مهتاب زهتاب _ نازنین نبی خانی ـ معصومه مصطفی پور _ فرزانه مصطفی پور _ بخشایش _ حوریه علیپور _ رضوانی _ فرانک اخیانی _ مینا اخیانی _ فرناز اخیانی

(از ذکر سن و سال خانم ها معذوریم!!!)

 

و در آخر:

  • از آقای زنگانه که زحمات زیادی را بعنوان راهنما در این سفر کشیدندو تا آخرین لحظه گروه را همراهی کردندو با بردباری مشکلات گروه را تحمل نموده و در کل برنامه ی بسیار خوبی را راهبری و هدایت کرده و به سرانجام رساندند٬ کمال تشکر و سپاس را داریم و نیز از دوستان ایشان(آقایان صباغ و آقای اخیانی و خانواده محترمشان) سپاسگزاریم.
  • از آقای رضوانی به خاطر تمامی زحماتشون در این سفر بسیار متشکریم.
  • ودر نهایت از مدیریت خوب آقای مهندس شاهرودی سرپرست محترم گروه که ستون و تکیه گاه اصلی برنامه ها هستند ممنونیم.
  • ضمنا به کلیه همنوردان و بویژه خانم ها و کودکان که در این سفر با صبوری و تحمل سختی ها٬ مسافت حدود ۵۵ کیلومتری را طی نمودند٬تبریک گفته و آرزوی موفقیت برای همه همنوردان را خواهانیم.

 

 

برای دیدن عکسهای این برنامه روی گزینه "ادامه" کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/03/18ساعت 1:16 توسط مهرداد زهتاب| |

تعطیلات هفته ی جاری زمان بسیار مناسبی است برای در دامان طبیعت بودن، تا زمان بیشتری با زیبایی های آن خلوت کنی، تا از وقار و متانت و در عین حال صفا و صمیمیت و مهمان نوازیش درس گرفته، شخصیتت را که مجروح بی مهری ها، و ..... است، در آن فضا قوی کنی و امید داشته باشی هنوز جایی هست که آلودگی های جوامع انسانی در آن رخنه نکرده باشد، و بتوانی لحظاتی خالق زیبایی ها را یاد کنی، بدون اینکه پرده ی سیاه ریا بین تو و او فاصله انداخته باشد. تا خودت را بهتر بشناسی و بدانی که لایق این زیبایی ها هستی، تا دیگر روح انسایتت را به نقود مادی نفروشی و بدانی اگر چه نسیه اما آنقدر زیبا مکان هایی انتظارت را می کشند، که حاضری تمام دارایی ات را برای لحظه ای در آنجا بودن بپردازی. آنوقتست که رها از مادیت، روح معنوی، جمال خدا را به تو نشان می دهد، و در حالی که از خود بی خودی به سمت نوری می روی که شبهای ظلمانی طبیعت وحشی را روشن تر از شبهای پرزرق و برق شهرها می کند.

علی أی حال با این مقدمه به سراغ برنامه ای برویم که قرار است در این چند روز تعطیلی توسط گروه انجام شود. برنامه ما پیمایش جنگل زیبا و رویایی ابر است. برای همین لازم دیدم در مورد چند و چون این برنامه، توضیحاتی را بیان کنم:  

جنگل زيبا و خوش‌آب و هواي ابر در50 كيلومتري شمال شرق شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستاي ابر قرار دارد و ادامه جنگل‌هاي سرسبز شمال كشور است و از آنجا كه فضاي اين جنگل را پوششي از ابر فرا گرفته به همين دليل اين جنگل را جنگل ابر مي‌نامند. ارتفاع زياد جنگل از سطح دريا، پايين بودن درجه حرارت درفصل گرما و وجود چشمه ‌سارهاي فراوان و پوشش جنگلي متنوع از شاخصه‌هاي اين جنگل است.

اما برای اطلاعات تکمیلی راجع به مسیر، موقعیت و شرایط جغرافیایی و جوی و در عین حال زیبایی های آن تعدادی عکس و دو مطلب،

که اولی:

با مایه ی ادبی همراه است و به قلم فرسایی سرکار خانم سارا لقایی می باشد.

و مطلب دوم:

که کمی تخصصی تر، و شامل نقشه ی مسیر، مختصات جغرافیایی کمپ ها و مکان های خاص آن است و به همت هیئت کوهنوردی طرقبه تهیه شده است.

امیدوارم مفید باشد.

اینهم یکی از عکسهایی که باید در ادامه ی مطالب بقیه رو ببینید:

 

 

       جنگل رویایی ابر

 

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادمه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1387/03/12ساعت 23:31 توسط مهرداد زهتاب| |

«جرزی کاکوشکا Jerzy Kukuczka»جرزی کاکوشکا

 

جرزی (یورک) کاکوسکا در سال 1948 در شهر کاتویچ لهستان چشم به جهان گشود. کاکوشکا در سال1986 صعود به تمامی 8000 متریها را پس از تنها 8 سال تلاش به پایان رساند (این امر برای مسنر 16 سال به طول انجامید). بسیاری او را برجسته ترین کوهنورد تمامی اعصار در هیمالیا می شناسند.

کاکوسکا اغلب صعودهایش را از مسیر جدید یا در زمستان صورت داد. در واقع او با گشایش 9 مسیر بر روی 8000 متریها، 5 صعود آلپی بر روی این قلل و در نهایت 4 صعود زمستانی این لقب را از آن خود نموده.

 

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادمه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1387/03/12ساعت 20:15 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: جمعه ۱۰/۳/۸۷

حرکت: ۴:۱۵ صبح

بازگشت: ۸:۱۵ شب

وعده غذایی: دو وعده

وسیله: عمومی

شرایط جوی: صاف تا نیمه ابری _ نسبتا خنک

مسیر: مشهد _ زشک _ خرو _ بازگشت به مشهد

مسیر کوهپیمائی: روستای زشک _ چشمه غلغلی _ دو آبی (مسیر سمت راست به طرف قله شیرباد _ مسیر مستقیم به طرف انتهای دره ی زشک) _ ادامه ی مسیر مستقیم تا انتهای دره _ شیب سر بالایی به طرف جاده ی "خور" _  اتمام شیب _ جاده ی خور (سمت چپ بطرف قله چمن۲ _ مسیر پاکوب سرازیر به طرف دره ی خور) _  سمت چپ و فتح قله چمن۲ _ سرازیر به سمت دره ی خور _ دره ی خور _ روستای خور

لیست افراد شرت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _ مهرداد زهتاب _ سید جواد سقاء رضوی _ سید مهدی رضوی _ حسینیون _ احمدیان _ بخشایش _ نوری _ رضوانی _ علیپور _ کرمانشاهی _ درویشیان _ رضا رفیعی _ .... رفیعی _ مهران رفیعی _ نقابی _ نرغانی _ توکلی _ حیدری _ وافری _ حیدری _ وحید باقری _ ایمان باقری _ بختیاری _ زید آبادی _ مصطفی پور _ امیر مصطفی پور _ کسرائی _ نبی خانی

خانم ها: داوری _ نسرین کسرائیان

 

برای دیدن عکس های این برنامه روی گزینه "ادامه" کلیک کنید .


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 22:20 توسط مهرداد زهتاب| |

«فاتحین قلل ۸۰۰۰ متری»

«به ترتیب زمان صعود»

 

«برای خواندن اطلاعات تکمیلی راجع به هر یک از فاتحین روی نام و یا عکس آن فاتح کلیک کنید.»

 رینهولد مسنر

1. رینهولد مسنر

نام کشور: ایتالیا

مدت زمان انجام صعودها: 16 سال _ از سال 1970 تا 1986 میلادی

سن در پایان صعودها: 42 سال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جرزی کاکوشکا

2.     جرزی کاکوشکا

نام کشور: لهستان

مدت زمان انجام صعودها: 8 سال _ از سال 1979 تا 1987 میلادی

سن در پایان صعودها: 41 سال

 

 

 

 

 

 

 

3.    ارهارد لورتانارهارد لورتان

نام کشور: سوئیس

مدت زمان انجام صعودها: 13 سال _ از سال 1982 تا 1995 میلادی

سن در پایان صعودها: 36 سال

 

 

کارلوس کارسولیو

4.     کارلوس کارسولیو

نام کشور: مکزیک

مدت زمان انجام صعودها: 11 سال _ از سال 1985 تا 1996 میلادی

سن در پایان صعودها: 33 سال

 

 

 

 

 

 

 

کریستوف ویلیچکی   5.   کریستوف ویلیچکی

             نام کشور: لهستان

مدت زمان انجام صعودها: 16 سال _ از سال 1980 _ 1996 میلادی

سن در پایان صعودها: 46 سال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوآن اورازابال6.    خوآن اورازابال

            نام کشور: اسپانیا

مدت زمان انجام صعودها: 14 سال _  از سال 1985 تا 1999 میلادی

سن در پایان صعودها: 43 سال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرجیو مارتینی 7.  سرجیو مارتینی

            نام کشور: ایتالیا

مدت زمان انجام صعودها: 24 سال _ از سال 1976 تا 2000 میلادی

سن در پایان صعودها: 49 سال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پارک یانگ سیک

8.     پارک یانگ سیک

نام کشور: کره

مدت زمان انجام صعودها: 8 سال _ از سال 1993 تا 2001 میلادی

سن در پایان صعودها: 39 سال

 

 

 

 

 

آم هونگ ایل9.     آم هونگ ایل

     نام کشور: کره

مدت زمان انجام صعودها: 16 سال _ از سال 1988 تا 2001 میلادی

سن در پایان صعودها: 53 سال

 

       

 

 

 

 

 

 آلبرتو اینوراتوگی

       10.  آلبرتو اینوراتوگی

              نام کشور: اسپانیا

مدت زمان انجام صعودها: 11 سال _ از سال 1991 تا 2002 میلادی

سن در پایان صعودها: 34 سال

 

        

 

 

 

 

 

 

 

 هان وانگ یونگ

       11 هان وانگ یونگ   

نام کشور: کره

مدت زمان انجام صعودها: 9سال _ از سال 1994 تا 2003 میلادی

سن در پایان صعودها:

 

       

 

 

 

 

 

 

 

 

 اد ویسترز

 

    

       12.  اد ویسترز

              نام کشور: آمریکا

مدت زمان انجام صعودها: 15 سال _ از سال 1989 تا 2004 میلادی

سن در پایان صعودها: 46 سال

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

آلن هینکس

       13.  آلن هینکس

نام کشور: انگلستان

مدت زمان انجام صعودها: 18 سال _ از سال 1987 تا 2005 میلادی

سن در پایان صعودها: 51 سال

 

    

 

 

 سیلویو موندلینی

       14.  سیلویو موندلینی

نام کشور: ایتالیا

مدت زمان انجام صعودها: 14 سال _ از سال 1993 تا 2007 میلادی

سن در پایان صعودها: 49 سال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ایوان والرو

        15. ایوان والرو

نام کشور: اکوادور

مدت زمان انجام صعودها: 11 سال _ از سال 1997 تا 2008 میلادی

سن در پایان صعودها: 49 سال

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: everestnews.com

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

 

نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 20:41 توسط مهرداد زهتاب| |

«به نام ایزد قادر توانا»

گروه کوهنوردی توانا ـ با کمال افتخار اعلام می دارد، سرکار خانم الهام تحقیقی (قهرمان قایقرانی آسیا و عضو تیم ملی ایران در رشته کاناپولو ـ و از اعضاء گروه) به عنوان دومین ورزشکار برتر استان خراسان رضوی انتخاب شدند. در ضمن جناب آقای رضا بخشایش (فرزند جناب آقای احمد بخشایش از اعضاء پرتوان گروه) به مقام قهرمانی آسیا در ورزش کاراته ـ رشته ی "آبکیدو" ـ دست یافتند. به هر دوی این قهرمانان و همنوردان تبریک عرض می نماییم، و امیدواریم همچنان سالم و پرتوان بوده و باعث سرفرازی کشور عزیزمان ایران باشند. 

 

 «با تشکر»

«گروه کوهنوردی توانا»

نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 15:29 توسط مهرداد زهتاب| |

«شیشاپانگما Shisha Pangma»

قله شیشاپانگما 

نام کوه: شیشاپانگما، گوزنتیان

ارتفاع: 8027 متر، 26،289 فیت

موقعیت جغرافیایی: 28،35عرض شمالی _ 85،78 طول شرقی

محل قرار گیری: تبت

بهترین ماههای صعود: آوریل، می و آگوست، سپتامبر

اولین صعود: 1964 میلادی

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو، نپال

شیشاپانگما 8027 متر

تیغه هر لحظه نازکتر می شد. جبهه شمالی مملو از برف پودر بود و بسیار خطرناک و صعب العبور نشان می داد. جبهه جنوبی شیب بیشتری داشت و در هاله مخلوطی از سنگ و یخ محو و ناپدید می شد.

«الکس مکین تایر»

قله چهاردهم از نظر بررسی هندیها، سالهای متمادی در زبان سانسکریت به گوزنتیان Gosainthan مشهور بود، که به معنای مکان مقدس می باشد. وجود این نام سانسکریت برای کوهی در تبت کمی عجیب بود. اما اعتقاد بر این بود که نام کوه از کوههای مجاور یا دریاچه ای مقدس برای هندوان که در امتداد مرز نپال واقع شده و امتداد یافته گرفته شده.

 

                     

اما شیشاپانگما به مفهوم نوک و کاکل کوهی برفراز چمنزار است، که البته نامی بس شاعرانه است. البته چینی ها معتقدند این نام آب و هوای بد معنا می دهد. پس از اشغال تبت توسط چینی ها تلاش شد تا نام "کوسنگ تسان فنگ" بر روی کوه نهاده شود. اما این تلاش شکست خورد و در نهایت همان نام تبتی شیشاپانگما رسمیت یافت. شیشاپانگما تنها قله 8000 متری مستقل در تبت می باشد.

شیشاپانگما نخستین بار در 1921 از فاصله حدود 45 کیلومتری توسط هیئت شناسایی انگلستان دیده شد، پس از آن هم مورد توجه تمامی هیئتهایی که برای صعود اورست به بخش جنوبی فلات تبت پای نهادند قرار گرفت.

در 1945 اشنایدر و هارر که از کمپ زندانیان جنگ دوم جهانی گریخته بودند این کوه را نقشه برداری کردند. سپس در 1945 بیل تیلمن انگلیسی تیمی کوچک را در جبهه غربی شیشاپانگما رهبری کرد. در این تیم تنسینگ نورگی که بعدها به همراه هیلاری نخستین صعود اورست را انجام داده بود نیز عضویت داشت. تا سال 1961 این کوه که در منطقه ممنوعه تبت بود تنها از دور توسط تعدادی زمین شناس عکسبرداری شد.

اما در 1961، زمانیکه سایر 8000 متریها فتح شده بودند، چینی ها تیمی را برای شناسایی عازم بخش شمالی کوه کردند. در 1963 تیم شناسایی تا 7160 متری کوه بالا رفت.

یکسال بعد یعنی در 1964 چینی ها با گروهی متشکل از 200 نفر شامل کوهنورد، باربر و البته تعدادی دانشمند علاقمند به محیط به منطقه بازگشتند. کوهنوردان این تیم از زمستان قبل در اردو بسر می بردند و نوعی کمپ نظامی از جمله اجازه گرفتن از مافوق و شنا کردن در آب سرد را تحمل نموده بودند.

آنها برای حمل راحتتر بار تا 5900 متر جاده احداث کردند و البته کار خود را با احداث یک سینما در کمپ 5900 کامل کردند.

تیم تا ابتدای تیغه 3 کمپ برپا کرد. دو کمپ نیز روی تیغه و تا 7700 متر برقرار شد. در 2 می 10 کوهنورد از جمله وانگ فوزو از اعضای تیم سال 1960 جبهه شمالی اورست که البته کمی بالاتر از کمپ 20 متر روی یخ سقوط کرد توانستند پس از 4.5 ساعت به قله برسند. آنها قله را هرمی برفی توصیف کردند که روی تیغه ای شرقی-غربی قرار گرفته. بعدها و با صعودهای بی شمار غربی ها به این کوه، صعود چینی ها همانند ادعای 1960 صعودشان در شب به اورست و قرار دادن نیم تنه مائو روی قله و البته با توجه به نداشتن عکس صعود، با شک روبرو شد. البته آنها عکسهایی داشتند که تنها کوهنوردان به همراه آسمانی آبی در آن مشخص بود. با اینحال شرح صعودشان نشان می داد آنها حداقل تا انتهای تیغه صعود کرده اند. با اینحال امروزه همچنان این صعود بعنوان نخستین صعود شیشاپانگما شناخته می شود. چنگ تیان لیانگ، وانگ فوزو، ویوزونگیو، سوجینگ (سرپرست تیم)، هانگ جان یان که همگی چینی بودند به همراه کوهنوردان تبتی دوج، میما زاکسی، سنم دوج و یونگدن نخستین فاتحان شیشاپانگما بودند.

پس از این صعود 16 سال هیچ کوهنوردی به شیشاپانگما نرفت تا اینکه در 1980 راههای تبت بر روی کوهنوردان بازشد. ژاپنی ها به جبهه شمالی اورست رفتند و یک تیم آلمانی به رهبری گونتر استروم و مانفرد آبلین به شیشا پانگما آمد. در 7 می میشل داچر، ولفگانگ شافر، گونتر استروم و فریتز زینتل به قله رسیدند. 5 روز بعد نیز سیگی هوپفر و مانفرد استروم از همین تیم قله را فتح نمودند. در 1981 خانم جونکو تابای ژاپنی به همراه دو دو باربر چینی قله را صعود کرد تا همانند اورست نخستین زن فاتح شیشاپانگما هم باشد. یک ماه پس از ژاپنیها راینولد مسنر و فریدل موچلخنر با کمی تغییر در مسیر عادی به قله رسیدند. این پنجمین 8000 متری مسنر بود. تیم آنها قصد داشت از مسیر جدید در جبهه شمالی صعود کند اما فرا رسیدن مونسن موجب شد تا آن دو به سرعت راهی مسیر عادی شده و پس از یک بیتوته در 6800 متر به قله برسند.

در 1982 راجر باکستر، الکس مکینتایر و داگ اسکات با دو شب بیتوته بر روی مسیر جدید جنوب غربی به سبک آلپی قله را صعود کنند.

سال 1983 شیشاپانگما نخستین قربانی خود را گرفت. فریتز لوشینگر اولین فاتح لوتسه در 1954 که کسی که در 59 سالگی دائولاگیری را هم صعود کرده بود، در سن 62 سالگی بر اثر خیز ریوی در شیشاپانگما کشته شد.

تا 1987 صعودهای متعدد دیگری هم از مسیر عادی صورت گرفت، تا اینکه در 18 سپتامبر جرزی کاکوسکا و آرتور هاجرز با صعود مسیر جدید تیغه غربی قله را فتح نمودند. کاکوسکا قسمتی از مسیر بازگشت را با اسکی طی نمود. با این صعود وی توانست بر همه قلل 8000 متری فائق آید و دومین شخصی باشد که پس از مسنر به این مهم دست میابد.

چند روز پس از صعود تیم لهستانی آلن هینکس انگلیسی(سیزدهمین فاتح 8000 متریها در سال2005) به همراه استیو آنتیچ از راهی نو در جبهه شمال غربی به قله رسیدند.

در 1989 تیمی یوگسلاو توانست دو مسیر جدید در جبهه غربی گشایش کند. در فصل پس از مونسن همین سال ارهارد لورتان، ویتک کورتیکا و ژان تیروله توانستند مسیری نو در جبهه جنوبی بازکنند. البته این مسیر در بهار همین سال توسط یوگسلاوها تلاش ناموفی را شاهد بود اما کوهنوردان سوئیسی و لهستانی سرانجام از آن با موفقیت به قله رسیدند. البته آنها تنها تا قله مرکزی بالا رفتند. به همین دلیل لورتان برای ثبت قله اصلی شیشاپانگما در میان صعودهایش چند سال بعد مجددا به این کوه بازگشت.

در 1993 کریستوف ویلیچکی از مسیری نو در سمت راست مسیر 82 انگلیسیها با عبور از یخچالی پر شیب به قله رسید. ویلیچکی همچنین کوهنوردانی را که تا لبه فلات چوآیو بالا می آیند و تنها تا قله مرکزی صعود می کنند را به باد انتقاد گرفت. زیرا قله مرکزی چند متر از قله اصلی کوتاهتر بود و البته تا قله اصلی بیش از 2 ساعت راه ناهموار باقی بود.

در همین سال ژان کریستوف لافائل بشکل انفرادی قله مرکزی شیشاپانگما را صعود کرد اما بدلیل طوفان نتوانست به قله اصلی برسد. او دو روز بعد مسیری نو را در سمت راست جبهه شمالی صعود کرد و با رفتن به روی تیغه شرقی به قله رسید ولی بازهم کمبود زمان مانع شد تا مسیرش را به قله اصلی ادامه دهد. او برای این تلاش جایزه معتبر کریستال طلایی را از فدراسیون کوهنوردی فرانسه دریافت نمود.

در سال 95 ارهارد لورتان برای صعود قله اصلی به شیشاپانگما بازگشت و توانست به شکل انفرادی دو روزه از کمپ اصلی قله اصلی را صعود نماید.

در 1999 همچنین مرگ الکس لو بهترین کوهنورد آمریکا و دیوید بریجدر بر اثر سقوط بهمن بار دیگر نام شیشاپانگما را بر سر زبانها آورد. کنراد آنکر(کسی که موفق شد پس از 75 سال جسد مالوری را در اورست بیابد) دیگر عضو این گروه بود که از این حادثه جان سالم به در برد.

در پائیز 2004 لافائل مجددا به شیشاپانگما بازگشت و توانست قله اصلی این کوه را از مسیر دشوار اسکاتلندیها (مکینتایر، باکستر و جونز) در جبهه جنوبی در تاریخ 11 دسامبرفتح نماید. وی صعود خود به شیشاپانگما را در 11 نوامبر آغاز و پس از فتح قله در 15 دسامبر به پایان رساند. این نخستین صعود زمستانی شیشاپانگما از نظر نپالیها به شمار می رفت. البته در روز 14 ژانویه سیمون مورو و پیوتر موراوسکی کوهنوردان ایتالیایی توانستند شیشاپانگما را فتح نمایند. در اینکه آیا صعود لافائل زمستانی محسوب می گردد در میان اروپائیها اختلاف نظروجود دارد اما نپالیها ماههای دسامبر، ژانویه و فوریه را ماههای فصل زمستان می دانند. آنها برخلاف اروپائیها صعود لافائل را اولین صعود زمستانی شیشاپانگما به حساب می آورند و باز هم کریستال طلایی به لافائل اهدا شد. در صعود به شیشاپانگما، لافائل 90 درصد مسیر را به شیوه کاملا آلپی طی کرد و تنها از 300 متر طناب ثابت استفاده نمود که 200 متر آن در ارتفاع 7000 تا 7200 کار گذاشته شد و 100 متر هم بر روی شکافهای ژرف یخچال جنوبی شیشاپانگما نصب گردید. مسیر صعود به جبهه جنوبی 2200 متر طول داشته و درجه سختی آن VII ثبت گردیده با شیب یخ 80 درجه و شیب ترکیبی مسیر(سنگ و یخ) 55 درجه بود. وی همچنین در میان 6 کاندیدای کسب جایزه کلنگ طلایی Pioletd’or برای صعود به شیشاپانگما قرار گرفت اما موفق به کسب آن نشد.

بدون شک امروز شیشاپانگما بعنوان یک 8000 متری محبوب کوهنوردان و گردشگران را به تبت جذب می کند. در نتیجه تیمهای تجاری زیادی نیز به این کوه روی آورده اند و احتمالا این کوه پس از اورست، چوآیو، گاشربروم II محبوبترین و پر صعودترین 8000 متری می باشد.

نکته: تیم ملی کوهنوردی ایران در بهار 1379 پس از فتح چوآیو به شیشاپانگما رفت و سه عضو این تیم در 7 خرداد موفق به فتح قله شدند.

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 10:42 توسط مهرداد زهتاب| |

«گاشربروم دو GasherbrumII»

قله گاشربروم دو

  

نام کوه: گاشربروم II ، کی4

ارتفاع: 8035 متر، 26362 فیت

موقعیت جغرافیایی: 35،45عرض شمالی _ 76،39طول شرقی 

محل قرار گیری: قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود: ژوئن، جولای، آگوست 

اولین صعود: 1956 میلادی

اولین صعود کننده: لارچ، موراوکو، ویلنپارت هر سه از اطریش

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: راولپندی پاکستان

گروه گاشربرومها توده عظیمی از قلل هستند که همچون یک نعل اسب در جنوب یخچال گاشربرومها قرار گرفته اند. در شرق یخچال گاشربرومها، گاشربروم I توسط گردنه ای از گاشربرومII و III جدا شده و قله گاشربروم II در فاصله 5 کیلومتر و 530 متری از قله گاشربروم I قرار دارد.

در قسمت شمال غربی از این قلل گردنه ای مرتفع قله زیبای گاشربروم IV را به این توده متصل نموده، و در جنوب این قلل خط الراسی همچون زین گاشربروم V و VI به توده اصلی وصل کرده است. در نامگذاری کلاسیک قلل منطقه که توسط جی.مونگومری صورت گرفت وی گاشربروم I را کی5 و گاشربروم II را کی4 نامگذاری نمود. اما نام گاشربروم که نامی است بالتی، دیواره درخشان معنی می دهد و اشاره ای است به دیواره درخشان گاشربروم IV در هنگام غروب خورشید.

توده گاشربرومها در بالای یخچال یالترو قرار دارند. در 1892 گانوی، و در 1909 دوک ابروزی قلل گاشربروم را از نظر گذراندند و سلا عکاس ایتالیایی همراه ابروزی نخستین عکسها را از این مجموعه مرتفع گرفت.

در 1934 یک هیئت بین المللی به رهبری گونتر دیرن فورث با رسیدن به یخچال گاشربرومها مسیر را تا محلی که امروزه کمپ اصلی گاشربروم I و II قرار دارد، ادامه داد. دیرن فورث یالی را مشاهده نمود که بدون وجود خطر بهمن به قله گاشربروم II ختم می شد. اما چیزی که مانع از تلاش وی برای صعود شد، ناتوانی باربرهای بالتی در حمایت از تیمش بود.

نخستین صعود

در 1956 تیم هیمالیا نوردی اطریش به سرپرستی فریتز موراوکو برای شناسایی و در صورت امکان صعود گاشربروم II وارد منطقه شد. این تیم را گروهی از باربران بالتی همراهی می کردند. آنها کمپ اصلی خود را در محل طلاقی ابروزی با یخچال گاشربرومها برقرار نمودند و کمپ 1 در ابتدای یال جنوب غربی برقرار شد. در سال 1934 دیرن فورث یالی برفی را که در بخش شرقی کمپ اصلی و در جنوب کوه قرار داشت مناسب صعود تشخیص داده بود. اما اطریشیها یال جنوب غربی را که امروزه مسیر نرمال صعود شناخته می شود مناسب تر یافتند. در روزهای نخست صعود کمپ اول مورد تهاجم بهمنهای خطرناک زیادی قرار گرفت و آنها مجبور به تغییر محل آن شدند. آنها کمپ 2 را در 6700 متری و کمپ 3 را در 7150 متری برپا کردند. موراوکو امیدوار بود کمپ نهایی را در بخش پایانی برفها برپا کند، اما باربران بالتی از ادامه حمل بارها به بالا خودداری نمودند. در 6 جولای یعنی 4 روز پس از این واقعه موراوکو، لارچ و ویلنپارت با حمل کوله بارهای سنگین کوپ سوم را به سمت بالا ترک نمودند. آنها مجبور به جا گذاردن کپسولهای اکسیژن شدند. مسیر خطرناک و برفها ناپایدار بودند، ضمن آنکه آنها طناب نیز به همراه نداشتند. بدین شکل در شیب زیاد مسیر قادر به حمایت یکدیگر نبودند. در زیر صخره های یال جنوب شرقی و در ارتفاع 7500 متری آنها مکان تختی را برای شب مانی یافتند. پس از شبی سرد و خوردن صبحانه ای مختصر آنها با گام نهادن بر روی یال شمال شرقی صعود خود را ادامه دادند. در ساعت 9 صبح آنها به اواخر یال رسیدند. ابتدای مسیر با برفی عمیق همراه بود، سپس عبور از کنار بخش صخره ای مسیر و در نهای ساعت 30/11 روز 7 جولای آن سه توانستند بر فراز سیزدهمین کوه مرتفع دنیا بایستند. هوا آنقدر گرم بود که آنها بتوانند بدون مشکل بادگیرهای خود را از تن خارج نمایند. بدین شکل آنها پس از به اهتزاز در آوردن پرچم کشورشان را پائین را در پیش گرفتند.

در 1975 و درست 19 سال پس از نخستین صعود یک گروه کوهنورد فرانسوی وارد کمپ اصلی گاشربروم II شدند. هدف آنها یال جنوبی بود که دیرنفورث آنرا مسیری قابل صعود تشخیص داده بود. این مسیر در زیرهرم قله به مسیر شرقی (مسیر صعود اطریشیها) وصل می شد. تیم حمله متشکل از مارک باتارد (نخستین کسی که در 1988 اورست را از مسیر جنوبی یک روزه صعود کرد) و یانیک سیگنور کمپ سوم خود را در این محل برپا نمودند و روز بعد با صعود این مسیر در ساعت 9 صبح قله را صعود کرده و پس از 19 سال از نخستین صعود دومین گروه از فاتحان قله را شکل دادند. زمانی که آنها قله را به سمت پائین ترک می کردند، لوئیس ادوبرت و برنارد ویلارت بعنوان دومین گروه به سمت بالا می آمدند تا روز بعد قله را صعود نمایند. آنها اواخر شب به سمت قله حمله کردند و ساعت 3 بامداد بر فراز آن ایستادند. در راه بازگشت هوا دگرگون شد، باد شدید همراه با سرما آنها را در بر گرفت. آنها به سختی به کمپ سوم رسیدند و تصمیم گرفتند همان روز به کمپ 2 بروند. آنها در برفی عمیق و سرمایی حدود 40- درجه و بادی شدید از یکدیگر جدا افتاده راهی پائین شدند، و زمانیکه ادوبرت به کمپ دوم رسید دیگر ویلارت را ندید. بدین شکل گاشربروم II نخستین قربانی خود را گرفت.

درست یک روز پس از نخستین صعود فرانسویها، دو تیم از کوهنوردان لهستانی به کمپ اصلی گاشربروم II رسیدند. یکی از این تیمها که تمامی نفرات آنرا زنان تشکیل می داد قصد صعود گاشربروم III را داشت. رهبری این تیم را وندا رتکویچ بر عهده داشت. آنها در حالی به کمپ اصلی رسیدند که تیم مردان مجوز صعود به هیچ قله ای را نداشت و تنها به عنوان همراهان تیم زنان به منطقه آمده بود.

تیم لهستانی ها مسیر اطریشیهای 56 را پیش گرفت و کمپ سوم خود را در 7350 متری برپا کرد. در 1 آگوست سه مرد و دو زن به گردنه مابین گاشربروم II و III رسیدند. تیم مردان یال غربی گاشربروم II را دست نیافتنی دیدند و تصمیم گرفتند کوه را به سمت یال شمال غربی تراورس نمایند. در نهایت آنها توانستند سومین مسیر قله گاشربروم را گشایش کرده به قله برسند.

گرچه دو زن همراه آنها در تلاش خود برای صعود گاشربروم III ناکام شدند، اما چند روز بعد دو مرد و دو زن این صعود را تکمیل کرده، قله گاشربرومIII به ارتفاع 7950 مترکه پانزدهمین کوه بلند دنیا به شمار می رود را فتح کردند. این کوه تا آن زمان بلندترین کوه 7000 متری صعود نشده به شمار می رفت و البته نخستین کوه مرتفعی بود که اولین صعود آنرا زنان صورت می دادند. چند روز بعد هالینا کورگر، سیرکومسکا و آنا اوکوپینسکا از همین تیم توانستند قله گاشربروم II را هم صعود کنند تا بدین شکل نخستین زنان فاتح این کوه و البته نخستین زنانی باشند که یک 8000 متری را بدون اکسیژن مصنوعی فتح می کنند.

تا سال 1981 این کوه از مسیر نرمال بارها فتح شد تا اینکه در این سال تیمی فرانسوی متشکل از اریک بیود، فلیپ گرینر و کریستین جنین(نخستین زن فرانسوی فاتح اورست در سال 1990) به همراه کوهنورد پر توان پاکستانی، شیرخان توانستند نخستین صعود آلپی کوه را در مدت زمان 4 روز صورت دهند.

سال بعد شیرخان باز هم کوه را صعود کرد، البته اینبار به همراه نظیر سبیر و راینولد مسنر. این هشتمین 8000 متری مسنر به شمار می رفت. در همین سال یک زوج فرانسوی موریس و لیلین بارارد نیز قله را صعود کردند. ضمن آنکه برادر لیلیان نیز در این روز قله را صعود کرد.

در سال 1982 گاشربرومII سه قربانی دیگر نیز گرفت، یکی از این افراد کوهنورد اطریشی نوربرت ولف بود، جسد وی توسط مسنر و دو کوهنورد پاکستانی یافت شد. اما آنها بی تفاوت از کنار وی گذشتند. این کار مسنر موجب شد تا مقالات زیادی بر علیه وی به چاپ رسد و او را کوهنوردی بنامند که از روی جسد سایرین پا بر فراز قلل می نهد. دو سال بعد، زمانیکه مسنر به همراه کمرلندر برای تراورس گاشربرومها به آنجا آمد، زمان زیادی را برای دفن نوربرت ولف صرف نمود. جالب آنکه تا آن روز کوهنوردان بسیاری نیز همانند مسنر و دو پاکستانی از کنار جسد ولف بی تفاوت گذشته بودند.

در 1983 جرزی کاکوسکا و ویتک کورتیکا در مدت سه روز و به سبک آلپی مسیری را بر روی یال شرقی گشودند. آنها با فرود از مسیر نرمال اولین تراورس کوه را هم انجام دادند. این پنجمین 8000 متری کاکوسکا بود. این دو همچنین در این سال گاشربروم I را هم از مسیری جدید صعود کردند.

در 1984 علاوه بر تراورس گاشربرومها توسط مسنر و کمرلندر، که مسنر آنرا بزرگترین کار تمام دوران کوهنوردی خود می دانست، پیر ژانوس با پاراشوت و ژان مارک بون با پاراگلایدر از فراز گاشربرومII فرود آمدند. بون در 8 جولای قله را با پاراگلایدر 17 کیلویی خود صعود کرده بود، اما بخاطر باد شدید و نامناسب از پرش اجتناب نمود. او در 14 جولای مجدد قله را صعود کرد و البته اینبار در مدت زمان 16 ساعت از کمپ اصلی. بون 4 ساعت برای خارج کردن پاراگلایدر خود از برف و سر هم کردن آن زمان صرف نمود و در نهایت در مدت 20 دقیقه به کمپ اصلی رسید.

در همین سال تیری رنارد کوهنورد فرانسوی نیز با اسکی از قله فرود آمد.

در 1958 نخستین تیم تجاری پایش به گاشربرومII باز شد. در این سال همچنین شیرخان سومین صعود خود بر روی این کوه را صورت داد.

در 1995 کارلوس کارسولیو توانست با صعود از مسیر غرب یال جنوب غربی قله را صعود نماید. در این سال همچنین ژان کریستوف لافائل کوهنورد فرانسوی تنها در مدت 4 روز گاشربروم II و I را به صورت آزاد صعود نمود.

در 1997 آناتولی بوکرایف کوهنورد توانمند قزاق این کوه را در مدت زمان 12 ساعت صعود کرد. وی راهنمای یک تیم تجاری بر روی این کوه بود. بوکرایف در زمستان 1997 بر روی آناپورنا گرفتار بهمن گردید و کشته شد.

امروزه گاشربروم دو بعنوان راحتترین 8000 متری قراقروم یکی از پرطرفدارترین کوههای 8000 متری دنیا نیز می باشد و پس از اورست و چوآیو دارای بالاترین تعداد صعودها است.

نکته: گاشربروم II در سال 1997 توسط تیم ملی کوهنوردی ایران فتح شد. رسول نقوی، محمد حسن نجاریان و حمید رضا اولنج فاتحان قله بودند.

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

               

نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/09ساعت 20:34 توسط مهرداد زهتاب| |

«برودپیک Broad Peak»

قله برودپیک

نام کوه: برودپیک، فالکون کانگری، کی3

ارتفاع: 8047 متر، 26400 فیت

موقعیت جغرافیایی: 35،48عرض شمالی _ 76،34طول شرقی

محل قرار گیری: قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود: ژوئن، جولای، آگوست

اولین صعود: 1957 میلادی

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: راولپندی پاکستان

برودپیک دوازدهمین کوه مرتفع دنیا بخشی از توده عظیم گاشربرومها بوده و در 8 کیلومتری از کوه کی2، در طول یخچال بالترو و بالای کنکوردیها در مرز چین و پاکستان قرار دارد. در نخستین مساحی ها توجه زیادی به این کوه نشد، شاید علت آن پنهان بودن از دید کاوشگران بوده. مسیر کمپ اصلی برودپیک از طریق اسکاردو و آسکوله می باشد و در طول آن میتوان قللی نظیر ترانگوها، گاشربرومها، کی2 و چوگولیزا 7654 متر را مشاهده کرد.

 برودپیک در بخش شرقی یخچال گادوین آستین و در فضایی مابین گردنه سلا و گردنه فالکون و گروه گاشربرومها قرار دارد.

در سال 1892 مارتین کانوی نام برودپیک (کوه پهناور) را بخاطر پهناور بودن سطح خط الراس منتهی به قله – حدود 5/1 کیلومتر- برآن نهاد(این نام قبلا به کوه چوگولیزا اطلاق می شد). نام فالکون کانگری نیز بر این کوه نهاده شده که البته معنای همان کوه پهناور را می دهد که نامی است بالتی، ولی ظاهرا با اقبال عمومی مواجه نشد و پاکستانیها نیز نظیر سایر غربی ها کوه را برودپیک می نامند.

پس از کانوی کوه توسط سایر کاوشگران و کوهنوردان همچون اکنستین و آبروزی و بعدها توسط تمامی کسانیکه برای صعود قلل مرتفع منطقه وارد قراقروم می شدند نیز مشاهده شد.

کوه برودپیک از سه قله شمالی 7600 متر، مرکزی 8005 متر و قله اصلی 8047 مترتشکیل شده.

تا سال 1954 هیچ تلاشی بر روی برودپیک صورت نگرفت. در این سال تیمی متشکل از کوهنوردان اطریشی، آلمانی به رهبری دکتر هرلیخ کوفر جهت صعود کی2 وارد پاکستان شد، اما آنها فهمیدند تیمی ایتالیایی پیش از ایشان اجازه صعود به کی2 را دریافت نموده. هرلیخ کوفر پذیرفت برای شناسایی گاشربروم I و همینطور یخچال سیاچن به آن مناطق برود. او همچنین پذیرفت تا اجازه صعود خود را به سال 1955 موکول نماید. همچنین پیشنهاد کرد در پائیز هم نظری به منطقه بیاندازد.

در اواخر سپتامبر هرلیخ کوفر به آسکوله رسید او اجازه تلاش بر روی برودپیک را هم دریافت کرده بود. زمانیکه آنها وارد منطقه شدند عبور باربران بر روی یخچال سیاچن را همراه با ریسک دیدند، اما هرلیخ کوفر راه دسترسی به کوه از طریق کونکوردیها را بسیار مناسب دید. هرلیخ کوفر گرده غربی که میان قله اصلی و میانی در می آمد را قابل صعود تشخیص داد. این مسیر توسط دیرن فورث پیشنهاد شده بود که در صعود سال 1934 به گاشربروم I آنرا دیده بود. شیب تند مسیر حمل بار را برای باربران بالتی دشوار می نمود. بنابراین آنها به سمت شرق آمده یال جنوب شرقی را انتخاب کردند. این مسیر شامل 300 متر دهلیز بود که دیرن فورث آنرا خطرناک و بهمنی تشخیص داده بود. کوهنوردان نام دهلیز را لوله توپ نهاده بودند. تیم تا 6900 متر بالا رفت اما سقوط بهمن در دهلیز موجب جراحت سه نفر از اعضا شد. در اوایل زمستان و پیش از شروع بارشها تیم منطقه را ترک نمود.

در 1957 هرمان بول که اینک قهرمان نانگاپاربات شناخته می شد، تصمیم گرفت با تیمی کوچک، صعود سبکباری را بر روی برودپیک انجام دهد. همانند نانگاپاربات او تصمیم داشت باز هم کپسول اکسیژن همراه نبرد. زمانیکه او تصمیم به انتخاب اعضا گرفت از مارکوس شاموک هم برای همراهی دعوت نمود. شاموک دوست داشت تا هم طناب خود فریتز وینتراستیلر نیز در برنامه باشد. آنها تصمیم گرفتند دو کرده بشوند پس بول از کورت دیمبرگر جوان که به تازگی دیواره Giant Meringue را صعود کرده بود دعوت نمود تا وی را در صعود همراهی نماید. شاموک هزینه برنامه را از طریق آلپاین کلاپ اطریش که خود عضو آنجا بود تامین کرد، اما شرط آنها سرپرستی خود شاموک بود. بول موافقت کرد و قرار شد خودش مسئول فنی صعود باشد.

بول تصمیم داشت از کمپ اصلی به بالا، خودشان بارها را حمل نمایند تا ضمن هم هوایی، صعود کاملا توسط خود تیم صورت گیرد. تیم در ماه می به کونکوردیها رسید. آنها در 13 می کار خود را از غرب گرده مورد اشاره دیرن فورث آغاز کردند. تا 21 می دو کمپ در 5800 و 6400 متر برپا کردند. آنها می توانستند مقداری از طنابهای تیم سال قبل هرلیخ کوفر را دیده و از آنها کمک گیرند و البته مقداری طناب را هم در مسیر کمپ سوم قرار دادند. پس از 5 روز هوای خراب توانستند کمپ سوم خود را زیر گردنه بین قله اصلی و قله مرکزی در 6950 متری برپا نمایند. آنها قصد داشتند روز بعد (29 می) کمپ 4 را بر روی گردنه برپا کنند، اما برف سنگین موجب شد تا تنها بتوانند به 7800 متر برسند. آنها می دانستند قله در بالای خط الراس قرار دارد پس بدون برپایی کمپ 4 مسیر خود را به سمت بالا ادامه دادند. ساعت 6 بعد از ظهر دیمبرگر و وینتراستیلر در جلو و بول به همراه شاموک در پیشان به نک قله رسیدند ولی تازه متوجه شدند آنجا قله اصلی نیست و قله اصلی بعد از یک گردنه طولانی و حدود 15 تا 20 متر بلندتر از قله ای است که آنها فتح کرده بودند. آنها برای ادامه راه زمان نداشتند پس مجبور به بازگشت و رفتن به کمپ سوم شدند.

تیم یک هفته بعد تلاش دیگری را برای دستیابی به قله اصلی آغاز کرد و در روز 8 جون به کمپ سوم رسید. آنها نیمه های شب به سمت قله حرکت کردند و در روشنایی روز به گردنه مابین دو قله رسیدند، هوا بدون باد ولی بسیار سرد بود. شوماخ و وینتر زودتر به گردنه رسیده بودند و زمانیکه بول و دیمبرگر به گردنه رسیدند آن دو آنجا را ترک نمودند. آنها از دومسیر متفاوت صعود کردند و مسیر صعود بول و دیمبرگر در سایه و بسیار سرد بود و بول از ناحیه انگشتان پا که در نانگاپاربات دچار سرمازدگی شده بود بخصوص محل دو انگشت قطع شده خود بسیار رنج می برد. در ساعت 30/2 دقیقه بول و دیمبرگر به ابتدای تیغه پایانی مسیر رسیدند. بول از درد پا همانجا متوقف شد و دیمبرگر به تنهایی مسیر را ادامه داد. شوماک و وینتراستیلر ساعت 05/5 به قله رسیدند و زمانیکه دیمبرگر به قله رسید آن دو خود را برای فرود آماده می کردند. قله به حالت سه گوش بود و بلندترین نقطه آن نقابی بلند و عظیم بود که دیمبرگر و وینتراستیلر از رفتن بر روی آن اجتناب کرده بودند.

زمانیکه شاموک و وینتراستیلر به پائین باز می گشتند بول را دیدند که به آرامی بالا می رود. آنها به او متذکر شدند که تا قله ساعتی راه دارد، اما او به آرامی ادامه داد و پائینتر از قله به دیمبرگر که به استقبالش آمده بود پیوست، آن دو ساعت 7 بعد از ظهر بر روی قله بودند و پیش از غروب خورشید به پائین بازگشتند. در نهایت در تاریکی به کمپ سوم رسیدند.

با این صعود هرمان بول پس از شرپا گیالزن نوربو(نخستین صعود ماناسلو به همراه ژاپنیها و صعود به ماکالو چند روز پس از اولین صعود قله) دومین کسی بود که به دو قله 8000 متری صعود می کرد. البته بعدها دیمبرگر نیز با صعود دائولاگیری به آن دو پیوست.

این نخستین صعود آلپی یک کوه مرتفع به شمار می رفت. آنها به سلامت به کمپ اصلی بازگشتند اما تیمشان کامل به اطریش بازنگشت.

در 19 جون دو نفر از اعضای همین تیم یعنی مارکوس شاموک و وینتراستیلر توانستند نخستین صعود اسکیل بروم 7360 متر Skil Brum  را به سبک آلپی و در مدت زمان 53 ساعت انجام دهند.

در روز 27 جون هرمان بول بر اثر سقوط از یک کلاهک سنگی در چوگولیزا، در پیش دیدگان کورت دیمبرگر کشته شد. جسد بول در داخل شکافهای چوگولیزا محو گردید و هرگز پیدا نشد. او نه تنها بهترین کوهنورد اطریش در آن زمان بلکه یکی از برترین کوهنوردان عصر خود بود و با صعودهای بزرگش برای همیشه نام خود را جاویدان ساخت.

صعودهای بعد

در 1975 تیمی از لهستان قله مرکزی برودپیک را صعود نمود. مسیر صعود قله همان مسیر سال 1957 یعنی از طریق گردنه مابین دو قله بود. آنها تا ابتدای صخره های منتهی به قله پیش رفتند ولی خستگی منجر به ماندن سه نفر و صعود تنها دو نفر از آنها یعنی کازیمیر کلادزیک و جانوس کولیس به قله اصلی شد. در بازگشت تیم آنها در تاریکی مطلق دچار حادثه گردید و یکی از نفرات (بودان نواکزیک) بدلیل کنده شدن کارگاه سقوط کرد و کشته شد. سایرین برای مقابله با تاریکی، سرما و بوران مجبور به بیتوته در دل برف شدند. صبح روز بعد آنها به دنبال طنابهای ثابت به پائینحرکت کردند و البته بدلیل هوای خراب در اطراف سرگردان شدند و شبی دیگر رانیز مجبور به بیتوته شدند. در واقع آنها برای دوری از باد شدید به سمت یال شمال شرقی رفته بودند، به همین دلیل نمی توانستند کمپشان را بیابند. روز بعد آندری سیکورسکی نیز بر اثر سقوط محو شد و لحظاتی بعد مارک کسیچکی و کولیس هم سقوط کردند، که تنها کولیس موفق به نجات خود شد، او و گلازک به زحمت کمپی را برقرار نمودند در حالیکه هر دو به شدت سرمازده بودند. در نهایت آن دو به پائین بازگشتند. در لهستان کولیس تمام انگشتان خود را از دست داد.

در 1976 تیمی کوچک از کوهنوردان فرانسوی به سرپرستی یانیک سیگنور در تلاش برای صعود از مسیر عادی شکست خورد.

در سال 1977 یعنی 20 سال پس از نخستین صعود، تیمی پر تعداد از کوهنوردان ژاپنی توانست بار دیگر از مسیر نرمال قله را صعود نماید. در روز 8 آگوست کازایوشی نورو، تاکاشی اوزاکی و یوشی یوجی شوجی توانستند قله را فتح نمایند.

در 1978 فرانسویها باز هم به برودپیک آمدند. اینبار یانیک سیگنور به همراه جورج بتمبورگ به شکل آلپی برای فتح قله تلاش نمودند، و باز هم مسیر عادی. در روز قله زمانیکه بتمبورگ پائینتر از قله فرعی ماند، یانیک سیگنور به تنهایی قله را صعود کرد. البته بتمبور مدعی بود سیگنور تنها قله فرعی را صعود کرده. بعدها سیگنور اعتراف کرد توانسته تا گردنه مابین دو قله بالا رود.

اما تا سال 1982 برودپیک تنها از طریق مسیر نرمال صعود شده بود، تا اینکه در این سال راینولد مسنر به همراه دو کوهنورد بزرگ پاکستانی یعنی نظیر صبیر و شیر خان توانستند راهی نو در این کوه گشایش کنند.

برودپیک نهمین 8000 متری مسنر و سومین 8000 متری او در یکسال (پس از کانچن چونگا و گاشربروم II) بود. آنها تنها در مدت 4 روز به سبک آلپی قله را صعود نمودند. در مسیر صعود قله تیم مسنر با دو کوهنورد لهستانی به نامهای جرزی کاکوسکا و ویتک کورتیکا برخورد نمود که ظاهرا از قله باز می گشتند. وجود دو همراه پاکستانی مسنر عاملی بود برای آنکه لهستانیها صعودشان که ظاهرا بدون مجوز بوده را مخفی نمایند. آنها که دارای مجوز صعود به کی2 بودند برای این کارشان در اسلام آباد مورد بازخواست مقامات وزارت توریست قرار گرفتند. در این سال آنا ژروینسکا و کریستین پولموسکا از لهستان نخستین زنانی بودند که بر روی برودپیک تلاش نمودند. آنها در صعودی آلپی دو کمپ را در مسیر نرمال برپا کردند و نهایتا در 30 جون آنا در گردنه مابین دو قله متوقف شد و کریستین به تنهایی قله را فتح نمود.

در 18 جولای 1984 درست 27 سال و 39 روز بعد از نخستین صعود برودپیک، کورت دیمبرگر موفق شد مجددا بر فراز قله بایستد، اما اینبار بجای هرمان بول، بریتون جولی تولیس وی را همراهی می کرد. البته یک روز پیش از صعود دیمبرگر به قله کاکوسکای لهستانی به همراه کورتیکا برای دومین بار برودپیک را صعود کرده بودند. آن دو در صعودی بزرگ تنها در مدت 4 روز توانستند از طریق قله شمالی برودپیک به ارتفاع 7600 متر به قله مرکزی رسیده و سپس و از مسیر 1975 خودشان با رسیدن به گردنه مابین دو قله، مجددا برودپیک را صعود نمایند.

اما در این سال کریستوف ویلیچکی لهستانی توانست در یک صعود سریع قله را فتح نماید. او کمپ اصلی را در ساعت 1 نیمه شب 14 جولای ترک نمود و ساعت 4 بامداد به کمپ 1 رسید. در ساعت 8 صبح کمپ 2 و در 2 بعد از ظهر قله میانی را صعود کرد. او در ساعت 4 بعد از ظهر و تنها 1 ساعت پس از هم تیمی هایش که همان روز از کمپ آخر به سمت قله رفته بودند به قله رسید. در واقع او 3150 متر اختلاف ارتفاع از کمپ اصلی را تنها در مدت زمان 13 ساعت صعود نمود. او در بازگشت ساعت 30/10 به کمپ اصلی بازگشت. این صعود نخستین فتح 1 روزه یک 8000 متری به شمار می رفت. کاری که بعدها یعنی در 1986 بوسیله بنیو شامو و یکسال بعد توسط نوربرت جاز بر روی برودپیک تکرار شد.

در مارس 1988 زمانیکه لهستانیها در صعود زمستانه به کی2 شکست خوردند، دو تن از اعضای تیم آنها یعنی ماسیج بربکا و الساندر لوه به برودپیک آمدند. در 3 مارچ آنها کمپ اصلی را ترک نموده و به شیوه آلپی صعود کردند. حجم برف بسیار زیاد بود، آنها کمپ خود را در 7700 متری برپا نمودند. روز بعد بربکا به تنهایی به سمت قله صعود کرد و توانست ساعت 6 بعد از ظهر در هوایی خراب به جایی برسد که گمان می کرد قله باشد، با تاریک شدن هوا در 7900 متری متوقف شد و روز بعد به لوه رسید در حالیکه هر دو سرمازده بودند. اما آن دو سالم به کمپ اصلی بازگشتند. بعدها بربکا با دیدن عکسهای برودپیک به اشتباه خود پی برد و متوجه شد او تنها تا قله پیشین بالا رفته.

تا سال 1992 تمامی صعودهای برودپیک از سمت پاکستان صورت می گرفت تا اینکه در این سال تیمی اسپانیایی توانست از جبهه چین قله را فتح نماید. این تیم را یک ایتالیایی و یک اطریشی(کورت دیمبرگر، وی در 60 سالگی بعنوان فیلمبردار تیم را همراهی می کرد) همراهی می کردند. آنها از مسیر قله مرکزی که یخی با شیب 70 درجه بود و نزدیک قله شیب آن به 65 درجه کاهش میافت به قله رسیدند. سه اسپانیایی و یک ایتالیایی تیم قله را تشکیل می دادند. تیم قله از کمپ سوم در 7350 متر به سمت قله رفتند و در روزی طولانی به زیرقله رسیدند. آنها شب را با لوازمی کم بیتوته نمودند و روز بعد هنگام طلوع خورشید قله را صعود کرده، سالم به پائین بازگشتند.

در 1994 کارلوس کارسولیو با صعود مسیری جدید در برودپیک بعنوان چهارمین فاتح تمام 8000 متریها انتخاب شد. مسیر او در سمت راست مسیر اصلی قرار داشت. او سومین شب مانی خود را در زیر قله پیشین انجام داد. او بدلیل خرابی هوا به پائین بازگشت و پس از بهبود شرایط اینبار از مسیر نرمال صعود نمود. کارسولیو که تا زیر قله پیشین از مسیر جدید صعود کرده بود، اینبار از مسیر نرمال قله اصلی را فتح کرد. در این سال همچنین کمرلندر با صعود برودپیک به نهمین 8000 متری خود رسید. وی حد فاصل دو قله میانی و اصلی را با اسکی طی نمود، ضمن آنکه گوران گورپ سوئدی توانست در مدت زمان 18 ساعت و 15 دقیقه از کمپ اصلی قله را صعود نماید.

در 1997 برادران اینوراتوگی (آلبرتو و فیلیپ) و پس از آنها دو کوهنورد دیگر از تیم باسک اسپانیا یعنی ریک آلن و کوهنورد استرالیایی اندرو لاک از مسیر جنوب، جنوب غربی به قله رسیدند.

در1995 همچنین مسیر دیگری توسط کوهنوردان قزاق از جمله دنیس یوروبکو بر روی برودپیک گشایش یافت که تنها صعود قله اصلی در این سال بود. این یازدهمین 8000 متری یوربکو کوهنورد بزرگ قزاق نیز به شمار می رفت.

بهر حال برودپیک را می توان از جمله 8000 متریهای پر صعود و کم تلفات به حساب آورد، این در حالی است که صعود کنندگان بسیاری نیز تنها تا قله میانی آن بالا رفته اند و اگر بعد مسافت کوه از کمپ آخر زیاد نبود بی شک صعودهای کوه چند برابر حال بود.

نکته:

در تابستان 1384 آقای مهدی اعتمادی فر از کشورمان توانست قله برودپیک را فتح نماید.

 

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/09ساعت 11:19 توسط مهرداد زهتاب| |

«گاشربروم یک GasherbrumI»  

قله گاشربروم یک  

نام کوه: هیدن پیک(کوه پنهان)، گاشربرومI، کی 5

ارتفاع: 8068 متر، 26،470 فیت

موقعیت جغرافیایی: 35،43 عرض شمالی _ 76،42 طول شرقی

محل قرار گیری: کشمیر، سینک

بهترین ماههای صعود: جولای، آگوست

نزدیکترین شهر: آسکوله

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: راولپندی

اولین صعود: 1958 هیئت اعزامی از کشور آمریکا

اولین صعود کننده: پت شوئینگ، اندی کوفمن

گاشربروم I جزو دوردستترین قلل مرتفع منطقه قراقروم می باشد که در شمال شرقی یخچال 36 مایلی بالترو قرار دارد. گاشربرو I بلندترین قله از مجموعه قلل گاشربروم است که بصورت نیم دایره در اطراف یخچال جنوبی گاشربرومها قرار گرفته اند. قللی تیز با برجهای سنگی و خط الراسی بسیار خشن که یالهای پرشیب و دیواره ها و برجهایی فراوان آنها را احاطه کرده اند.

گاشربروم I را هیدن پیک (کوه پنهان) نیز می نامند و این نامی است که در سال 1892 ویلیام مارتین بر روی آن نهاد که بسیار هم پر معنی بود. زیرا تا قبل از ورود به دره گاشربرومها امکان مشاهده کوه وجود ندارد.

 اما نام گاشربروم به معنای دیواره درخشان است که برگرفته از دیواره طلایی کوه گاشربروم IV است و بدین شکل نام تمامی قلل این خط الراس را هم گاشربروم نهادند و به احتمال زیاد این نام از زبان ترکی و کلمه گاشکابرون (پیشانی سفید) گرفته شده است.

نام دیگر این کوه کی5 می باشد و این نامی است که مونت گومری در 1856 بر روی آن نهاد. مونت گومری یک مساح بود و بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد.

اما توده عظیم گاشربرومها جزو رفیعترین قلل مرتفع دنیا به شمار می روند. در واقع اگر برودپیک را هم جزوی از این بخش به حساب آوریم سه قله گاشربرومI با 8068 متر یازدهمین، برودپیک با 8047 متر دوازدهمین و گاشربرومII با 8035 متر سیزدهمین کوه مرتفع دنیا به شمار می روند. ضمن آنکه گاشربروم III با 7952 متر به عنوان پانزدهمین کوه مرتفع دنیا شناخته می شود و البته معروفترین کوه این خط الراس گاشربروم IV با 7925 متر ارتفاع و دیواره درخشانش یکی از صعب العبورترین و مشهورترین قلل دنیا به شمار می رود.

گاشربرومها در سال 1861 توسط گادوین آستین علامت گذاری شدند. اولین تلاش بر روی گاشربروم I نیز در سال 1934 بوسیله سوئیسیها و به سرپرستی دیرن فورث صورت گرفت و آندره روش و هنس آرتل تا ارتفاع 6300 متری بالا رفتند. دو سال بعد اعضای یک تیم فرانسوی به سرپرستی فرانسیس هنری تا ارتفاع 7000 متری کوه از مسیر جنوبی بالا رفتند ولی بدلیل فرا رسیدن فصل بارشهای موسمی مجبور به بازگشت شدند.

در نهایت در سال 1958 تیمی از آمریکا که از تلاش ناموفق خود بر روی کی 2 به گاشربروم I آمده بود توانست با صعود دو نفر از اعضایش بر این کوه فایق آید.

اما پس از این صعود تا 17 سال بعد گاشربروم I هیچ فاتحی برخود ندید تا اینکه در سال 1975 راینولد مسنر و پیتر هبلر موفق شدند در یک صعود به سبک آلپی برفراز کوه بایستند و نخستین صعود آلپی بر روی یکی از قلل 8000 متری را انجام دهند. مسنر 9 سال بعد یعنی در 1984 بار دیگر به گاشربرومها بازگشت و اینبار وی به همراه هنس کمرلندر موفق به انجام کار جدید دیگری شدند. اینبار آنها غیر ممکن دیگری را با تراورس گاشربروم II به I عملی ساختند. گمان می رود آنها تراورس گاشربرومها را از صعود سال قبل ارهارد لرتان، مارسل رودی و سان نویل الهام گرفته باشند که در مدت دو هفته توانستند سه قله گاشربروم I,II و برودپیک را صعود کنند. هرچند بنیو شامو و اریک اسکوفیر کوهنوردان توانمند فرانسوی در سال 1985 توانستند در مدت 20 روز علاوه بر گاشربروم II و I قله کی2 را هم فتح کنند، که کاری بس درخشان بود. (بعدها اسکوفیر در برودپیک، مارسل رودی در ماکالو و بنیو شامو در کانچن چونگا کشته شدند).

اما امروزه گاشربروم I به عنوان یکی از قلل مرتفع و خطرناک منطقه قراقروم مورد توجه کوهنوردانی است که تنها به قصد مبارزه به کوهستان می روند.

ارتفاع قلل منطقه:

گاشربروم I 8068 متر، 26،470 فیت

برودپیک 8047 متر، 26،400 فیت

گاشربرومII 8035 متر، 26،360 فیت

گاشربروم III 7952متر، 26،089 فیت

گاشربرومIV 7925متر، 26،000 فیت

نکته- کوهنوردان ایرانی دو بار بر روی گاشربروم I تلاشهای ناموفقی را صورت دادند.

- در سال 1356 تیمی از کلوپ کوهنوردی دماوند بر روی این قله تلاش نمود که بدلیل مشکلاتی که یکی از همراهان ایجاد نمود ، ناموفق به کشور بازگشت.

- در سال 1382 تیم ملی کوهنوردی ایران در تلاش برای صعود قله بدلیل ریزش بهمن محمد اوراز یکی از بهترین کوهنوردان خود را از دست داد.

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/08ساعت 20:53 توسط مهرداد زهتاب| |

«آناپورنا Annapurna»

قله آناپورنا

نام کوه: آناپورنا 

ارتفاع: 8091 متر، 26،545 فیت

موقعیت جغرافیایی: 28،35 عرض شمالی _ 83،57 طول شرقی

محل قرار گیری: نپال

بهترین ماههای صعود: آوریل و می و سپتامبر و اکتبر

نزدیکترین شهر: پخارا

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو

اولین صعود: 1950 میلادی، هیئت اعزامی از کشور فرانسه

اولین صعود کننده: موریس هرزوک، لوئیس لاشنال

بر روی رشته کوهی عظیم که از شرق به غرب و به طول 55 کیلومتر از ماریساندی به کالی گانداکی گسترده شده رشته کوه عظیمی واقع شده که آنرا الهه محصول می نامند.

 نخستین بار در سال 1950 پس از آنکه هیئت اعزامی از کشور فرانسه از پیداکردن مسیری برای صعود به دائولاگیری نامید شد به این کوه روی آورد. در این صعود که با حماسه و جانفشانی اعضای تیم همراه بود کوهنوردان نامی فرانسه موریس هرزوک و لوئیس لاشنال موفق به فتح قله و البته فتح نخستین کوه 8000 متری دنیا شدند این صعود در 3 جون به ثبت رسید. آنها برای صعود قله بهای گذافی پرداختند که همانا سرمازدگی هر دو نفر و از دست دادن تمامی انگشتان دست و پای لاشنال از جمله ی آن بود. آن دو که در بازگشت از قله کاملا تحلیل رفته بود، با کمک دوستان و هم تیمی های خود لیونل تری و گاستین ربوفا که هر دو از کوهنوردان برجسته عصر خود بودند، به شکلی حماسی به پائین منتقل شدند. در حالیکه یکی از آنها بر اثر سقوط شب سختی را درون یک شکاف به سر برد. از این تیم در پاریس همچون گروهی قهرمان استقبال شد.

هرزوک کتابی حماسی به رشته تحریر در آورد و از دوستانش ستایش کرد.

در 1955 لیونل تری به همراه تیم فرانسویها به ماکالو رفت و با سرپرستی جان کوزی قله را صعود کرد. در این سال متاسفانه لشنال هنگام اسکی به اعماق دره ای در شامونی سقوط کرد و کشته شد.

کوه آناپورنا دارای یخچالهایی عظیم دردامنه غربی و شمال غرب خود می باشد.

نام کوه از زبان سانسکریت گرفته شده و به معنای الهه محصول است. این توده عظیم همچنین از چند قله فرعی تشکیل شده که مهمترین آنها عبارتند از:

آناپورناI: 8091 متر، 26،565 فیت

آناپورنا:II 7937متر، 26،040 فیت

آناپورناIII: 7555 متر، 24،786 فیت

آناپورناVI: 7525متر، 24،688 فیت

گانگاپورنا: 7455متر، 24،457 فیت

آناپورنای جنوبی: 7219متر، 23،684 فیت

آناپورناI در غرب و آناپورناII در شرق از این رشته کوه محافظت می کنند.

در سال 1970 هیئتی از کوهنوردان کشور انگلستان به سرپرستی کریس بانینگتون موفق شد دیواره رعب آور جنوبی کوه را فتح نماید. این نخستین صعود یک دیواره در هیمالیا بود. دوگال هستون و دان ویلانس افراد صعود کننده به قله از این مسیر بودند. در این صعود ایان کلاف هنگام بازگشت بر اثر سقوط یک برج یخی کشته شد.

نمای زیبای رشته کوه آناپورنا بخصوص کوه مقدس ماچاپوچار، هرساله کوهنوردان و جهانگردان زیادی را به این سوی از دنیا روان می کند.

اما به رغم زیبایی نسبت کشته های کوه به صعود هایش تقریبا 50% می باشد که از این حیث در میان 8000 متریها رتبه نخست را داراست.

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت 21:4 توسط مهرداد زهتاب| |

«نانگاپاربات Nanga Parbat»

 

قله نانگاپاربات 

 

نام کوه: نانگاپاربات، دیامیر

 

ارتفاع: 8126 متر، 26،658 فیت

 

موقعیت جغرافیایی: 35،14 عرض شمالی _ 36،74 طول شرقی

 

محل قرار گیری: پاکستان، ایالت بالتیستان

 

بهترین ماههای صعود: ژوئن، جولای، آگوست، سپتامبر

 

نزدیکترین شهر: چیلاس

 

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: راولپندی

 

اولین صعود: 1953 هیئت آلمانی، اطریشی

 

اولین صعود کننده: هرمان بول

هنگام طلوع خورشید دودی غلیظ آنجا را فرا می گیرد. گویی خدایان در حال طبخ نان هستند(افسانه ای محلی).

هیمالیا رشته کوه بسیار وسیعی است که کوههای مرکزی آن در نپال، کوههای شرقی در مرز سیکیم و بوتان و غرب آن تا پاکستان کشیده شده. نانگاپاربات در گوشه غربی این رشته کوه قرار دارد.

خط الراس این کوه مجزا از سایر قلل رشته کوه هیمالیا می باشد و قلل آن بوسیله رودهای ایندوس و آستوری محاصره شده اند.

نانگاپاربات یا نانگاپارواتا به معنای کوه عریان می باشد، که نامی بسیار با معنا برای کوه است. هر چند آن را دیامیر نیز می نامند که سلطان کوهها معنا می دهد.

نانگا پاربات دارای سه رخ پهناور است. جبهه راکیوت که بر بخش شمالی کوه مسلط گشته، جبهه نقره فام جنوبی و فلات گسترده آن و رخ پرعظمت دیامیر که با بخشی صخره ای آغاز و بعد به شکل یخشار (آبشار یخی) کوه را در بر گرفته.

جبهه روپال نیز که در بخش جنوبی قرار گرفته را می توان بزرگترین جبهه صخره ای کوههای جهان نامید، که با حدود 4500 متر ارتفاع از سطح دره ها قد برافراشته. راینهولد مسنر اولین فاتح این جبهه روپال را کاری فراتر از دشوارترین صعودهای آلپ می داند.

رخ پهناور کوه از دره های لم یزرع ایندوس بسیار تماشایی است.

در مطالعات صورت گرفته از سوی اداره جغرافیای پیشاور به همراه گروهی از زمین شناسان آمریکایی پیدایش نانگاپاربات را مربوط به 400000 سال قبل و درست زمانیکه شبهه قاره هند به قاره اوراسیا برخورد کرد میدانند. آنها معتقدند در میان کوههای جهان نانگاپاربات سریعترین رشد را داشته و این کوه همچنان در حال بالا رفتن است.

دسترسی به کوه از طریق بزرگراه قراقروم بسیار راحت است. گرچه صعود آن آنچنان راحت به نظر نمی رسد.

سالها پیش از اولین صعودها، نانگاپاربات را راحتترین کوه 8000 متری دنیا می دانستند. اما نخستین تلاشها خلاف این را ثابت کرد.

یخچالهای ناپایدار و طوفانهای یکنواخت و دائمی در کنار بهمنهای هولناک جشن کوچک نخستین فاتح کوه بودند.

هرمان بول با موفقیت کوه را فتح نمود اما این صعود به بهای از دست رفتن 31 کوهنورد و باربر در تلاشهای قبلی امکان پذیر شد.

نانگاپاربات در قرن نوزدهم توسط اروپائیان رویت شد. برادران شلانتوئیت که اهل مونیخ بودند در 1854 به این سوی از کره خاکی گام نهادند. آنها تصویری از کوه را ترسیم کردند که امروزه بعنوان نخستین عکس از نانگاپاربات شناخته می شود.

اما با کشته شدن یکی از دو برادر در سال 1857 در کاشگار نفرینهای نانگاپاربات آغاز شد که تا امروز نیز ادامه داشته و کوه عریان هرسال کوهنوردانی را اسیر نفرینهای خود می کند و زمانیکه در نخستین تلاشهای کوه 16 نفر از جمله 7 کوهنورد و 9 باربر بر روی کوه جانشان را از دست دادند لقب زشت کوه قاتل بر روی نانگاپاربات نهاده شد.

در واقع داستان صعودهای این کوه در همین زمانی آغاز گشت که باز می گردد به سال 1895 که یک هیئت انگلیسی به رهبری ای.اف. مومری بر روی جبهه های جنوب وغربی کوه شروع به تلاش برای پیداکردن راهی جهت صعود قله نمود. بهمنی عظیم کوهنوردان را در دل کوه قاتل مدفون کرد و آنها اولین قربانیان درون کوهستان بودند.

هم اکنون نانگاپاربات با بیش از 60 کشته پس از آناپورنا دارای بیشترین کشته ها (به نسبت صعودها) در میان کوههای 8000 متر است.

 

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت 11:3 توسط مهرداد زهتاب| |

«ماناسلو Manaslu»

قله ماناسلو

نام کوه: ماناسلو، کوتانگ

ارتفاع: 8163 متر، 26،758 فیت

محل قرارگیری: گورخا هیمال، نپال 

موقعیت جغرافیایی: 28،33 عرض شمالی _ 84،34 طول شرقی

بهترین زمان صعود: آوریل و می، سپتامبر و اکتبر

نزدیکترین شهر: پخارا

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو

اولین صعود: 1956 هیئت اعزامی کشور ژاپن

اولین صعود کننده: تی امانیشی ژاپن، شرپا گیالزن نوربو نپال

ماناسلو بلندترین کوه بخش گورخا می باشد. این کوه هشتمین قله مرتفع دنیا به شمار می رود و در 14 مایلی شرق آناپورنا 8091 متر دهمین کوه دنیا قرار دارد.

نام ماناسلو نشات گرفته از زبان سانسکریت و کلمه ماناسا می باشد که می توان آن را کوه مقدس معنی کرد.

وجود خط الراسی طولانی و دره ای یخ زده تشخیص این کوه را از دوردستها امکان پذیر می کند. ضمن آنکه برج قله به این کوه دورنمایی رویایی داده.

اولین صعود کوه در سال 1956 توسط گروهی از کوهنوردان کشور ژاپن و از مسیر شمال شرقی صورت گرفت.

در سال 1972 تعداد 15 کوهنورد کشور کره در ارتفاع 22،800 فیتی کوه بر اثر سقوط بهمنی سهمگین جانشان را از دست دادند، این حادثه بعنوان یکی از فجایع هیمالیا بشمار می رود.

در همین سال راینهولد مسنر کوهنورد تیرولی موفق شد بعنوان سومین انسانی که به دو قله 8000 متر صعود کرده ماناسلو را فتح نماید. بیش از او تنها هرمان بول و کورت دیمبرگر موفق به این امر شده بودند. اما مسنر که بعدها به عنوان نخستین کوهنورد بر تمامی 8000 متریها فائق آمد در ماناسلو هم مانند نانگاپاربات یکی از همراهانش را از دست داد تا با توجه منفی رسانه ها و سایر کوهنوردان روبرو شود.

اما دو سال بعد یعنی در 1974 اخبار بهتری از ماناسلو به گوش رسید و آن اولین صعود یک 8000 متری توسط تیمی از زنان بود. گرچه از سه نفر زن ژاپنی فاتح قله که به همراه شرپایشان به قله رسیدند یکنفر هنگام بازگشت کشته شد.

تاکنون بیش از 250 کوهنورد ماناسلو را فتح کرده اند که در این راه حدود 52 تن جانشان را از دست داده اند و از این لحاظ ماناسلو پس از آناپورنا، نانگاپاربات، کی2 و کانچن چونگا قرار دارد (از نظر نسبت صعودها به کشته ها).

لازم به ذکر است کوهنوردان کشورمان ایران نیز در سال 1355 موفق به فتح قله ماناسلو بعنوان نخستین 8000 متری ایرانیها شدند. در این سال آقای محمد جعفر اسدی از اعضای تیم 8 نفره ایران توانست به همراه یک کوهنورد ژاپنی و یک شرپای نپالی برفراز قله بایستد. سرپرستی این صعود را آقای محمد خاکبیز بر عهده داشت.

دیگر کوههای توده عظیم گورخا عبارتند از:

- ماناسلوی شرقی 7894 متر، 25،900 فیت Manaslu east

- هیمال چولی 7864 متر، 25،801 فیت Himal chuli

- داکورا 7837 متر، 23،470 فیت Dakura

- ماناسلوی شمالی 7154 متر، 23،470 فیت Manaslu north

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در دوشنبه 1387/03/06ساعت 11:48 توسط مهرداد زهتاب| |

«دائولاگیری Dhaulagiri»

قله دائولاگیری

 

نام کوه: دائولاگیری

ارتفاع: 8156 متر، 26،794 فیت

موقعیت جغرافیایی: 28،7 عرض شمالی _ 83،5 طول شرقی

محل قرار گیری: نپال

بهترین ماههای صعود: آوریل، می، سپتامبر و اکتبر

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو

اولین صعود: 1960 هیئت اعزامی از کشورهای سوئیس، اطریش، نپال

اولین صعود کننده: کورت دیمبرگر، پیتر داینر، ارنست فورر، آلبین شلبرت، نیما دورجی و ناوانگ دورجی

کوه دائولاگیری با 8167 متر ارتفاع بعنوان هفتمین کوه دنیا در منطقه عمومی آناپورناها و در شمال کشور نپال قرار دارد. در میان کوههای مرتفع نپال، دائولاگیری بزرگترین کوهی است که تماما در این کشور واقع شده، این کوه در شمال مرکزی نپال و شمال غربی شهر پخارا قرار دارد و از میان تنگه عمیق کالی کانداکی به سمت شرق آناپورنا هیمال گسترده شده. کلمه دائولاگیری به معنای کوه سفید می باشد. 

در سال 1808 زمانیکه غربیان دائولاگیری را برای نخستین بار کشف کردند آنرا بعنوان بلندترین کوه دنیا معرفی نمودند و آنرا بلندتر از چمبورازو که تا آن زمان بلندترین جهان شناخته می شد دانستند. این امر 30 سال پیش از کشف کانچن چونگا توسط کاشفان غربی بود و پس از آن کانچن چونگا بلندترین کوه عالم شناخته شد. خط الراس منتهی به دائولاگیری بالغ بر 30 کیلومتر می باشد و دورادور آنرا یخچالها و یخشارها (آبشارهای یخی) فراگرفته اند. در کنار برج اصلی کوه چندین تاج بلند قرار دارد که از شرق تا غرب گسترده شده اند و هر یک بیش از 7200 متر ارتفاع دارند.

قلل منطقه دائولاگیری

دائولاگیری I 8167 متر، 26،795 فیت

دائولاگیریII 7751 متر، 25،430 فیت

دائولاگیریIII 7715 متر، 25،311 فیت

دائولاگیریIV 7661 متر، 25،135 فیت

دائولاگیریV 7618 متر، 24،992 فیت

دائولاگیریVI 7268 متر، 23،845 فیت

در این میان تنها دائولاگیریI وII مورد توجه قرار دارند و سایر کوههای این رشته از اهمیت چندانی برخوردار نیستند.

در سال 1950 تیمی از کوهنوردان بزرگ کشور فرانسه برای صعود دائولاگیری عازم منطقه شدند. آنها کوه را پر برف و دست نیافتنی دیدند، از اینرو تصمیم خود را تغییر داده به آناپورنا رفتند تا نخستین صعود یک 8000 متری را بر روی آن صورت دهند. سرپرستی این تیم را موریس هرزوگ بر عهده داشت.

ده سال بعد یعنی در 13 می 1960 نخستین صعود دائولاگیری توسط تیمی مشترک از کوهنوردان سوئیس، اطریش و نپال صورت گرفت. کورت دیمبرگر، پیتر داینر، ارنست فورر، آلبین شلبرت به همراه نیما دورجی و ناوانگ دورجی فاتحان نخست کوه بودند. سرپرستی صعود را مکس ایزلین بر عهده داشت. این تیم از مسیر یال شمال شرقی قله را فتح نمود، که امروزه بعنوان مسیرعادی کوه شناخته می شود. کورت دیمبرگر از فاتحان نخست کوه پیش از این به همراه هرمان بول قله بروپیک را فتح کرده بود و با صعود دائولاگیری دومین شخصی بود که به دو قله 8000 متری صعود می کرد.


در صعود سال 1960 کوهنوردان برای نخستین بار توسط هواپیما به منطقه اعزام شدند، گرچه با سقوط هواپیما در نزدیکی کوهستان برای مدتها اعزام کوهنوردان با هواپیما ممنوع شد.

در مجموع از سال 1950 تا 1958 پنج هیئت برروی یال شمالی معروف به شکاف پیر تلاش نموده بودند که تماما ناموفق بود. یکسال بعد نخستین تلاش یال شمال شرقی نیز شکست خورد، اما کوهنوردان آنرا بهتر و قابل دسترس تر از یال شمالی یافتند. این صعود مقدمه صعود سال 1960 بود.

هم اکنون دائولاگیری با بیش از 320 صعود و حدود 56 کشته از جمله قلل دشوار و خطرناک هیمالیا به شمار می رود.

تذکر:

- در بهار 2006 سه تن از کوهنوردان ایرانی به نامهای مهدی اعتمادی فر، امیر حسین جابر انصاری و نادر فروتن اقدام به صعود دائولاگیری نمودند که بدلیل شرایط بد آب و هوا تلاش ایشان ناکام ماند

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در یکشنبه 1387/03/05ساعت 20:48 توسط مهرداد زهتاب| |

«چوآیو Cho Oyu»

 

 قله چوآیو

 

نام کوه: چوآیو

 

ارتفاع: 8201 متر، 26،906 فیت

 

موقعیت جغرافیایی: 28.1 عرض شمالی _ 86.65 طول شرقی

 

محل قرار گیری: نپال، تبت

 

بهترین ماههای صعود: ژانویه، فوریه، آگوست، سپتامبر

 

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: نانیوکی، کنیا

 

اولین صعود: 1954 میلادی

 

نزدیکترین فرودگاه: کاتماندو نپال

 

چوآیو ـ در زمان طلوع سرخ فام خورشید به قله رسیدم، احساس بسیار عجیبی داشتم، به طوریکه این احساس می خواست مرا با خود به دنیای دیگری ببرد. دیواره های پر شیب و تیغه های صعب العبور را پشت سر گذاشته بودم و از انتهای دره ای تاریک و خطرناک بسوی فلات عظیمی حرکت می کردم که غرق در انوار ارغوانی خورشید بود.

"جرزی کاکوشکا"

 

علی رغم هیبت عظیمی که چوآیو دارد، رتبه ششم را در میان 8000 متری ها داراست. تیم کاشف هندی-بریتانیایی در ابتدا رتبه ای از لحاظ ارتفاع برای این کوه تعیین نکرد گرچه با عنوان T45 نامگذاری و بعد به M1 تغییر نام داده شد. اما نزدیکی این کوه با توده ساقاراماتا باعث شد که چوآیو قله ای کوچک در میان قلل عظیم منطقه به نظر رسد. قللی که از ماکالو اغاز و تا دائولاگیری کشیده شده اند. چوآیو در زبان محلی الهه فیروزه ای رنگ معنا می دهد (در زبان تبتی چومو به معنای الهه و یو به معنای فیروزه می باشد، چومویو ترکیبی از این دو کلمه بوده که بعدها به چوآیو تغییر یافته – گرچه هیچ مدرک مستندی در این خصوص وجود ندارد). زیرا هنگام غروب زیبای تبت رنگ کوه فیروزه ای می شود.

در 1921 هیئت بررسی اورست به سرپرستی هوارد بری در سفر اکتشافی اورست از روستای تینگری به لانگ پال رسید و مسیش را تا غرب کوه ادامه داد و موفق شد عکسهای خوبی از قسمتهای غرب و شمال غربی کوه بگیرد. تا 1951 دسترسی و صعود کوه از سمت نپال ممنوع بود و از آن پس بود که کاوش و بررسی گوهنوردی از این سمت آغاز گشت. در این سال تیم بررسی اریک شیپتون تلاش بسیاری برای دستیابی به جبهه شرقی صورت داد اما از رسیدن به نوپلا باز ماند. با اینحال آنها با مشاهده قله از نزدیک متوجه شدند که مسیر آسانی در این جبهه وجود ندارد. سال بعد شیپتون به منطقه بازگشت و با صعود نوپلا تصویر بهتری از چوآیو مشاهده نمود. این تیم سپس به جبهه غربی کوه رفت و نانگ پالا را صعود کرد. از آنجا می شد فهمید در جبهه شمال غرب مسیری وجود دارد که دسترسی به قله از آنجا راحتتر است. سپس هیلاری و لووه از اعضای این تیم تلاشی را برای شناسایی بهتر این مسیر صورت دادند و تا 6800 متری بالا رفتند.

در پائیز 1954 هربرت تیچی اطریشی به همراه سپ جوچلر و هلموت هوبرگر به همراه 7 شرپا به چوآیو آمدند. آنها کمپ 4 خود را در ارتفاع 6980 متری برپاکردنه بودند. روز صعود در ساعت 6 بامداد تیچی به همراه جوچلر و شرپا پاسانگ صعود طولانی خود به سمت قله را آغاز کردند. آنها در ساعت 3 بعد از ظهر به فلات بزرگی رسیدند که قله چوایو را تشکیل می داد، جائیکه به گفته آنها بر روی آن جا برای بازیهای توپی هم وجود داشت! این صعود نخستین صعود یک 8000 متری پس از فصل مونسن بود. از نکات جالب این صعود تلاش پاسانگ داوا لاما بود، وی در مدت تنها سه روز از 4250 متری خود را به تیم حمله رسانده و به اتفاق ایشان قله را صعود نموده بود.

پاسانگ داوا لاما در 1958 نیز توانست قله چوآیو را صعود نماید، اما اینبار او سردار تیمی از کوهنوردان هندی بود. او به همراه سنم گیاتسو قله را صعود کرد. از این تیم ماج ان جایال(اولین رئیس موسسه کوهنوردی دارجلینگ) براثر ادم ریوی جان سپرد.

در 5 می 82 راینولد مسنر به همراه هنس کمرلندر و میشل داچر موفق شدند در یک صعود به سبک آلپی از مسیر جدیدی در جبهه جنوب غربی قله را صعود نمایند. این دهمین 8000 متری مسنر به شمار می رفت. یک سال بعد "زس ورا کومارکف" و "مارگیتا دینا استربف" با صعود از همین مسیر بعنوان نخستین کوهنوردان زن چوآیو را فتح کردند.

در فوریه 85 نخستین صعود زمستانی یک 8000 متری توسط کوهنوردان لهستانی از مسیری جدید بر روی چوآیو صورت گرفت. پاولفسکی، بربکا و چند روز پس از آنها هاینریش و کاکوسکا موفق به فتح قله شدند. این صعود هشتمین 8000 متری کاکوسکا به شمار می رفت. جالب آنکه وی این صعود را تنها چند روز پس از صعود زمستانی به دائولاگیری انجام داد.

در دسامبر 85 دومین صعود زمستانی چوآیو توسط دو کوهنورد چک اما اینبار به سبک آلپی صورت گرفت. جارومیر سجسکال و دسان بچیک صورت گرفت. از ابتدای دهه 80 چوایو به عنوان یکی از راحتترین قلل 8000 متری شهرت یافت و این بواسطه تعدد صعودهای کوه موفق به این کوه بود. همچنین اکسپدیشنهای بزرگ تجاری به این کوه رو آوردند.

در فوریه 88 فرناندو گاردیو نخستین صعود انفرادی یک 8000 متری در زمستان را با صعود به چو ایو انجام داد. همچنین در سپتامبر 88 مارک باتارد فرانسوی که در بهار این سال اورست را در مدت 24 ساعت از مسیر جنوبی صعود کرده بود توانست به همراه شرپا سونگدار چوآیو را در زمان حیرت انگیز 18 ساعت از کمپ اصلی صعود نماید.

بعدها برونو گومی با اسنوبورد، ورونیکا پریلات با اسکی و برونو کورمیر با پاراگلایدر از قله چوایو پائین آمدند(کورمیر بعدها هنگام فرود با چتر از اورست کشته شد). همچنین نخستین تراورس کوه توسط کوهنورد یوگسلاو ایزوک توماسین با صعود از مسیر دشوار شمالی و بازگشت از مسیر نرمال شمال غربی صورت گرفت.

در فوریه 93 ماریان چاپیوسات سوئیسی که به همراه تیمی اسپانیایی به چوآیو آمده بود با صعود قله بعنوان نخستین زن فاتح یک 8000 متری در زمستان شناخته شد. همچنین در سال 95 بریتون نورمن کروچر توانست با پاهای مصنوعی چوآیو را فتح نماید تا نامش بعنوان نخستین معلول فاتح یک 8000 متری ثبت شود. در سال 96 همچنین راسل برایت با صعود 11 ساعته خود و بازگشت در کمتر از 24 ساعت اولین صعود و فرود یکروزه کوه را صورت داد.

چوآیو همچنین دارای یک قله فرعی به ارتفاع 8156 متر می باشد که در ابتدای فلات اصلی قله قرار دارد و شایع است اغب کوهنوردانی که برای صعود به این کوه می آیند تنها تا ابتدای همین فلات بالا می آیند و از طی مسیر طولانی آن صرف نظر می کنند. چوآیو ششمین کوه دنیا امروزه پس از اورست بیشترین صعود یک 8000 متر را داراست و البته از نظر آمار صعودها به کشته ها دارای در رده آخر قلل 8000 متری قرار دارد.

نکته

7 عضو تیم ملی کوهنوردی ایران در تاریخ 21 اردیبهشت 79 موفق به صعود قله چوآیو از مسیر نرمال شمال غرب شدند. دو شرپا این کوهنوردان را در فتح قله همراهی و یاری می کردند.

 

برگرقته از: وبلاگ کوه قاف 

نوشته شده در یکشنبه 1387/03/05ساعت 11:46 توسط مهرداد زهتاب| |

«ماکالو Makalu»

 

قله ماکالو 

 

نام کوه: ماکالو

 

ارتفاع: 8463 متر، 27،765 فیت

 

موقعیت: 27،88 عرض شمالی _ 87،08 طول شرقی

 

محل قرار گیری: نپال، تبت

 

بهترین ماههای صعود: آوریل، می و سپتامبر، اکتبر

 

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو

 

اولین صعود: 1955 میلادی

 

اولین صعود کننده: هیئت اعزامی از کشور فرانسه

 

ماکالو ۸۴۶۳ متر هيولای سياه

کوه ماکالو همراه با قلل اورست و لوتسه در منطقه هيماليای خومبو روالينگ قرار دارد.هيماليای خومبو بوسيله رودخانه آرون از هيماليای کانچن چونگا جدا گشته است،که از شمال به جنوب هيماليا در جريان است و بوسيله رودخانه دودوکسی که از يخچالهای هيماليای خومبو سرچشمه مي گيرد از هيماليای روالينگ جدا مي شود.  

   اين خط الراس در طول مرز نپال و تبت از غرب به شرق و از قلل چوآيو، پوموری، اورست و سپس گردنه جنوبی اورست به سمت قله لوتسه امتداد می يابد و در نهايت به شرق و قله ماکالو کشيده می شود. ماکالو با ارتفاع ۸۴۶۳ متر ارتفاع پس از قلل اورست، کی۲، کانچن چونگا و لوتسه به عنوان پنجمين کوه مرتفع جهان شناخته مي شود.

ماکالو در بررسی های هندی ها در سال 1884، به عنوان سیزدهمین قله شناخته شده بود. طبق این بررسی، نام قله خامبالونگ بود. به نظر می رسید این نام از منطقه خامبا سرچشمه گرفته باشد، گرچه دره شمالی قله، کامالونگ نام دارد که به معنای دره رود کاما است.

به باور عده ای، واژه ماکالو از کامالونگ گرفته شده است. البته این بحث چندان پذیرفتنی نیست و بیشتر امکان دارد منشا نام آن از کلمه سانسکریت ماهاکالا گرفته شده باشد، که به معنای "آب و هوای سترگ است". جالب آنکه ماهاکالا در زبان تبتی به معنای کوه سیاه بزرگ یا هیولای سیاه است؛ توصیفی عالی برای این هرم سنگی غول آسا، در مواقعی که باد برفهای نشسته بر آنرا روبیده باشد.

ماکالو در بررسی سال 1921 توسط هوارد باری دیده شد. در سال 1933 هوستون و در 1951 و 1952 اریک شیپتون عکسهای خوبی از کوه گرفتند.

در 1954 تیمی از آمریکا به سرپرستی ویلیام سیری وبا حضور دکتر ویلیام انسولد تا ارتفاع 7150 متری تیغه شرقی بالا رفت. در همین سال تیمی از نیوزلند بخش شنالی یخچال بارون تا پتانتسه را پیمود سپس تا گردنه ماکالو لا (مابین ماکالو و کانچونتسه) بالا رفتند. در ابتدای صعود ادموند هیلاری که برای نجات هم تیمیش که در شکاف سقوط کرده بود خود دچار شکستگی دنده شد. وی در اواخر برنامه به گروه پیوست ولی به شدت بیمار شد و سایرین برای انتقالش به پائین به برنامه خاتمه دادند. در پائیز فرانسوی ها بازگشتند. آنها با رسیدن به ماکالولا، کانچونتسه 7640 متر و چومولونزو 7790 متر را صعود کردند.

در بهار 1955 تیم فرانسوی بازهم با سرپرستی ژان کوزی به ماکالو آمد. گروهی از اعضای تیم آناپورنای 1950 و تعدادی از نفرات پائیز 1954 ماکالو عضو تیم بودند، از جمله گیدو مانون کسی که در 1952 به همراه لیونل تری اولین صعود فیتزروی در پاتاگونیا را انجام داده بود. در روز 15 می تری و کوزی به عنوان اولین کوهنوردان با کمک اکسیژن مصنوعی به قله رسیدند. در واقع این تیم آنقدر کپسول اکسیژن داشت که نفراتش در ارتفاع پائین هم از اکسیژن کمک می گرفتند. 9 نفر از اعضای این تیم از جمله سردار شرپاها گیالزن نوربو به قله رسیدند. در 1961 هیلاری بازهم به ماکالو برگشت. هدف آنها صعود بدون اکسیژن ماکالو بود ضمن آنکه آنها در جستجوی یتی نیز بودند. انها در ماه مارس بدون داشتن مجوز از آمادابلام بالا رفتند اما دولت نپال که این صعود را غیرقانونی می دانست مجوز ماکالویشان را لغو کرد. آنها به کاتماندو بازگشتند و هیلاری پس از مذاکراتی مجددا مجوز صعود را گرفت. اما تیم هیلاری تنها تا 110 متر مانده به قله بالا رفت. آنها بدلیل خیز ریوی "پیتر مولگرو" از اعضای تیم مجبور به شب مانی در غار برفی شدند. در این شب "نویسون" هم مبتلا به خیز ریوی شد. میشل وارد هم که برای کمک به آنها بالا رفته بود هم دچار ذات الریه گردید. تیم به سختی به پائین بازگشت. در کاتماندو مولگرو تعدادی از انگشتانش را از دست داد.

این تیم آنقدر سختی کشید که نام مولگرو ضرب المثلی برای بیان سختی ها و بیان درد و رنج گردید.

در 1970 ژاپنی ها مسیر تیغه جنوب شرقی را باز کردند. در 1980 کاکوشکای لهستانی نخستین صعود تک نفره واقعی یک 8000 متری را با عبور از تیغه شمال غربی و بدون اکسیژن مصنوعی در 4 روز انجام داد.

در سپتامبر 86 مسنر با صعود از مسیر عادی به سیزدهمین 8000 متری خود صعود کرد. وی پیشتر 3 بار بر روی ماکالو ناکام شده بود، از جمله در صعود دیواره جنوبی و تلاش زمستانی. وی بلافاصله به لوتسه رفت تا با فتح این کوه به عنوان نخستین انسان بر فراز تمامی 8000 متری ها بایستد.

در 1990 کتی کالون بعنوان نخستین زن ماکالو را صعود کرد وی به همراه جان اسکات از مسیر ستون غربی فرانسوی ها به شیوه آلپی قله را فتح کرد.

دیواره غربی ماکالو

در سال 1971 یک تیم فرانسوی به رهبری "روبرت پاراگو" توانست با گشودن راهی نو بر روی تیغه غربی ماکالو به قله پنجمین کوه مرتفع جهان دست یابد.این تیغه دیواره های غربی و جنوبی را از هم جدا میکند و پس از یک بخش سنگی تقریبا قائم در ارتفاع 7350 تا 7700 متر، ستون غربی نامیده میشود. این بخش نیاز به سنگنوردی با درجه "+V" و "A2" دارد که در سطح دریا نیز کاری بسیار دشوار بود اما در ارتفاع 7500 متر ، پیشرفتی در صعودهای دشوار به شمار می رود. در این صعود آب و هوا نیز به سایر مشکلات افزوده بود زیرا بهار 1971 با برف سنگین، دمای بسیار پائین و بادهایی با سرعت بیش از 150 کیلومتر در ساعت، بدترین بهار قرن بود. در بیشتر مسیر " یانیک سینیور" و " برنار مله" پیشتاز بودند و هم آنها پس از دو تلاش ناموفق و بازگشت سومین عضو گروه از 8300 متر، توانستند با مصرف اکسیژن از بالای ستون، سرانجام به قله برسند. در آن زمان – درست یک سال پس از صعود دیواره جنوبی آناپورنا – این صعود قابل توجه بود که ارزش و اعتبار شایسته خود را کسب نکرد.

در 1977 یک گروه بریتانیایی- آمریکایی- یوگسلاو، صعودی بدون شرپا و اکسیژن را روی دیواره غربی آزمایش کرد. در این برنامه چندین سانحه رخ داد که به خاطر نداشتن عوارض جدی، خنده آور به نظر میرسند. آسیبهایی در اثر ریزش سنگ پدید آمد، یک چادر خالی از کوهنورد بر اثر بهمن ویران شد و چادر دیگری در پی ترکیدن چراغ، سوخت و از بین رفت. گروه پیش از رسیدن به 7000 متر بازگشت.

راه ستون غربی فرانسویها در 1980 توسط یک گروه 4 نفره آمریکایی تکرار شد که بدون اکسیژن و به شیوه آلپی صعود کردند. " جان راسکلی " تنها به قله رسید و دیگران به دلایل گوناگون باز ماندند.

در 1981 "وویتک کورتیکا"، "یرزی کاکوسکا" و "آلکس مکینتایر" در فصل پس از بارش در تلاش برای گشودن راهی تازه در دیواره غربی شکست خوردند. سپس کاکوسکا تیغه شمال غرب را بدون اکسیژن و بتنهایی در 4 روز صعود کرد. پیشتر چندین نفر از بخش پایانی این را به تنهایی بالا رفته بودند ولی این نخستین صعود تک نفره واقعی قله و سومین صعود 8000 متری کاکوسکا بود.

در 1986 "کریستوف ویلیچکی" از راه ستون غربی فرانسویها (با کمی تفاوت) به قله رسید.

در 1988 "مارک باتارد" از ستون غربی به تنهایی بالا رفت و از راه اصلی برگشت. با این صعود او اولین تراورس ماکالو را انجام داد. باتارد با دو شرپا تا 7750 متری ثابت گذاری کرده، پائین آمد. سپس عصر 26 آوریل با پشت سر گذاشتن توده ای از تجهیزات به تنهایی به سوی قله حرکت کرد و ساعت 9:45 دقیقه بامداد روز 27 آوریل به قله دست یافت که صعود خوبی بود.

در فصل پس از بارش 1996 "یاسوشی یامانوی" کوهنورد ژاپنی در تلاش جاه طلبانه خود برای صعود تک نفره از راهی تازه در دیواره غربی شکست خورد زیرا گرفتار ریزش سنگ شده ناچار گردید از 7300 متری عقب نشینی کند. اما در بهار 1997 یک گروه روس توانست راهی تازه در این سو بگشاید. راه حقیقی دیواره غربی – خطی مستقیم تا بالای دیواره – شامل سنگنوردی بسیار دشوار در ارتفاع بالا که در معرض ریزش سنگ بود. البته روسها از این راه نرفتند بلکه راهی در سمت چپ ستون غربی برگزیدند که بخشهایی از آن از ریزش در امان بود. البته این نیز یکی از دشوارترین مسیرها روی قلل بلند و کاری قابل توجه بود که تنها پس از رسیدن به بالای ستون غربی – در ارتفاع 8000 متر- از طریق یک کمربر، کمی آسانتر میشد. از 7300 متر به بعد صعود توسط یک تیم 6 نفره به شیوه آلپی ادامه یافت ولی در 8200 متر "صلوات حبیبولین" که در بیشتر مسیر پیشتاز بود – ودر نتیجه تحلیل رفته بود – به ناچار توقف کرد. سایرین به کار ادامه دادند و روز 24 می به قله رسیدند. آنها در برگشت حبیبولین را مرده یافتند. هنگام فرود نیز، "بوگاچفسکی" در پی ریزش سنگ کشته شد.

راه حقیقی دیواره غربی ماکالو که چند گروه روی آن کار کرده اند ولی هیچیک از 7300 متر بالاتر نرفتند همچنان صعود نشده باقی مانده است و از دید برخی، این راه "آخرین مشکل بزرگ" 8000 متری ها می باشد و همچنین این اطمینان وجود دارد که در آغاز قرن جدید صعود گردد.

نکته

در بهار 1380 هفت تن از اعضای تیم 16 نفره ملی کوهنوردی ایران موفق به صعود قله ماکالو شدند.

 

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در شنبه 1387/03/04ساعت 9:50 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: جمعه۳/۳/۸۷

حرکت: ۵:۱۵ صبح

بازگشت: ۱۴:۴۵بعداز ظهر

وعده غذایی: یک وعده

وسیله: عمومی

شرایط جوی: صاف تا تیمه ابری – نسبتا خنک

ارتفاع: ۲۹۱۰ متر

مسیر: مشهد جاده خلج - روستای اردمه – اسلام رود – روستای مغان – غار مغان

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی – زهتاب – مهرداد زهتاب  - شهاب شاهرودی – عنبرانی – زیبا – احمدی – بخشایش- نبی خانی – وافری – علی بختیاری – وحید باقری – عابدزاده – فتحی – طوسی – داوری – مهاجر – مجید هادیزاده - پژند – حسین حسینیون - احمدیان – مرتضی احمدیان – نقابی – نرغانی

خانم ها: شاهرودی – زهتاب – مهتاب  زهتاب – احمدی – بخشایش – نبی خانی – بهاره ایروانی – سپیده قوی بازو – هانیه السادات سیاسی – علیپور – الهام تحقیقی – فتحی – عابدزاده – فاطمه عابدزاده – زهره بهادری و سکینه شادیان (مهمان) – یاشا علیخواه – احمدیان .

لازم به ذکر است جناب آقای سید جواد سقاء رضوی از اعضای محترم گروه، در این روز صعود خود را به قله فلسکه با موفقیت انجام دادند. ما نیز صعود ایشان به دومین فله مرتفع استان خراسان را به ایشان تبریک می گوییم.

برای دیدن عکس های این برنامه روی گزینه ی "ادامه" کلیک کنید. 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1387/03/03ساعت 20:37 توسط مهرداد زهتاب| |

«لوتسهLhotse »

 

 قله لوتسه

 

نام کوه: لوتسه

 

ارتفاع: ۸۵۱۶ متر، ۲۷،۹۲۰ فیت

 

موقعیت جغرافیایی: ۲۷،۹۶ عرض شمالی _ ۸۶،۹۳ طول شرقی

 

محل قرار گیری: نپال، تبت

 

بهترین ماههای صعود: آوریل، می و سپتامبر، اکتبر

 

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو

 

اولین صعود: ۱۹۵۶ هیئت اعزامی از کشور سوئیس

 

اولین صعود کننده: لوشینگر، رایز

 

قله لوتسه به وسيله هيئت مساحی هندی قله E1 ناميده شد ولی به نظر مي رسد که تا سال ۱۹۲۱ که تيم پيشرو شناسايی اورست به سرپرستی "هوارد باری " از دره "کاما" وجبهه غربی يخچال "کانشونگ" به اين منطقه وارد شد هيچ نام محلی اعم از نپالی يا تبتی نداشته باشد. هوارد باری اين قله را لوتسه lho-tse ناميد که قله جنوبی معنا مي داد (زيرا در جنوب کوه اورست قرار داشت). ابتدا قرار بود اين کوه را تنها بعنوان يک ۸۰۰۰ متری فرعی بشناسند، ولی ارتفاع بالا و فاصله حدود ۳ کيلومتری از اورست بهترين دليل برای مستقل شناختن لوتسه بعنوان چهارمين کوه رفيع دنيا بود. گرچه اين کوه چهارمين کوه رفيع دنيا بود اما همسايگی با غول اورست باعث شد که کوهنوردان پيشرو به آن اعتنايی نکنند. دشوار و خطرناک بودن جبهه کانشونگ و گرده شمال شرقی نيز از ديگر عوامل توجه نکردن به اين کوه بود. يال شرقی که بسيار تيز و دندانه دار است پوشيده از برجهای يخی و صخره های يخ زده است. اين يال دارای سه قله بلند فرعی است. شرقی ترين اين قلل "لوتسه شار" با ۸۳۹۸ متر ارتفاع در فاصله ۱ کيلومتری از قله اصلی قرار دارد. بين قله اصلی و لوتسه شارهمچنين دو قله مرکزی قرار دارد، که يکی ۲۵ متر از لوتسه شار کوتاهتر و ديگری به همين ميزان بلندتر است.

ابتدا قرار بود لوتسه شار بعنوان يک ۸۰۰۰ متری مستقل شناخته شود ولی با در نظر گرفتن پائينترين نقطه بر روی يال شرقی که تنها حدود ۲۰۰ متر کوتاهتر از قله اصلی لوتسه است اين امر پذيرفته نشد(هر چند اين مسئله هيچگاه از جذابيتهای لوتسه شار به عنوان يک هدف نکاست) .راه رسيدن به قله لوتسه ابتدا توسط تيم "تيلمن" در ۱۹۵۰ و بعد توسط تيم "شیپتون" در ۱۹۵۱ مشاهده شد (آنها قصد شناسائی جبهه جنوبی اورست را داشتند). هيئتهای سوئيسی و انگليسی در سالهای ۵۲ و ۵۳ در زمان صعود اورست يک گذرگاه را در جبهه غربی مشاهده کردند که تا قله امتداد ميافت. در نهايت نخستين تلاش اين کوه در سال ۱۹۵۵ از همين مسير و پس از عبور از يخچال خمبو و کم غربی صورت گرفت. اين تيم به سرپرستی "نورمن ديرن فورث" و متشکل از کوهنوردان کشورهای سوئيس و آمريکا و همچنين "اروين اشنايدر"(از اعضای تيم ۱۹۳۴ نانگا پاربات) بود. از اين تيم "درنست سن"و "آرتور اسپوهل" به همراه دو شرپا به سمت قله حرکت کردند. پس از سه ساعت تلاش از ۷۶۰۰ اسپوهل و دو شرپای همراه بازگشتند ولی "سن" ادامه داد. اما او نيز در ابتدای دهليز بخاطر تمام شدن اکسيژن همراهش بازگشت. در ۱۹۵۶ سوئيسيها مجددا برای صعود به اورست بازگشتند اما آنها مجوز لوتسه را نيز دريافت کردند. سرپرستی اين تيم را "آلبرت اگلر" بر عهده داشت. سوئيسيها به دو گروه تقسيم شدند و تيم قويتر را برای صعود لوتسه در نظر گرفتند.

در ۱۸می "لوشينگر" به همراه "رايز" توانستند با عبور از دهليز زيبای غربی خود را به قله برسانند و نخستين صعود لوتسه را صورت دهند روز پس از صعود لوتسه اين تيم موفق شد اورست را نيز توسط ۴ تن از اعضايش فتح نمايد). اما لوتسه شار برای نخستين بار در سال ۱۹۶۵ بوسيله گروهی از کوهنوردان ژاپنی هدف قرار گرفت. آنها برغم سقوط بهمن های پی در پی تا ارتفاع ۸۰۰۰ متر بالا رفتند ولی دشوار بودن مسير و همراه نداشتن کپسول اکسيژن آنها را از صعود باز داشت. در۱۹۷۰ تيمی از کوهنوردان اطريشی توانستند با بهره گيری از تجربيات ژاپنی ها اين کوه دشوار را فتح نمايند. با اينحال دو قله مرکزی لوتسه تا سال ۲۰۰۰ هيچ صعود موفقی را به خود نديد و در اين سال تيمی از روسيه به سرپرستی "تيمو فيف" توانست از طريق گردنه جنوبی اورست، با عبور از مسير صعود نشده يال شمالی به سمت قله اصلی و سپس حرکت به سمت چپ و به طرف قله ميانی پس از يافتن مسيری در جبهه کانشونگ و گذاردن بيش از ۱۰۰۰ متر طناب ثابت در روزهای ۲۳،۲۴ و ۲۷ می ۹ نفر از اعضايش را به قله برساند، ديگر قله فرعی لوتسه نيز با بهره گيری از تجربيات تيم سال۲۰۰۰ و درست سه سال بعد يعنی در ۲۰۰۳ توسط روسها فتح شد تا بدين شکل تمامی نقاط بالای ۸۰۰۰ متر دنيا جای گامهای انسان را لمس نمايند.

نکته- تیم ملی کوهنوردی ایران در بهار ۱۳۸۱ موفق شد ۱۲ کوهنورد را به قله لوتسه برساند

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

 

نوشته شده در جمعه 1387/03/03ساعت 0:2 توسط مهرداد زهتاب| |

                                          «کانچن چونگا Kangchenjunga»

قله کانچن چونگا

نام کوه: کانچن چونگا، کانچن دزونگا، کاچد زونگا، کانچا نفادگا

 

ارتفاع:  8586 متر، 28،169 فیت

 

موقعیت جغرافیایی:  27،07 عرض شمالی، 88،13 طول شرقی

 

محل قرار گیری: نپال، ایالت سیکیم هند

 

بهترین ماههای صعود:  آوریل، می

 

اولین صعود:  1955 میلادی

 

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو، نپال

کانچن چونگا سومین قله مرتفع دنیا با ارتفاع 8586 متر در مرز ایالت سیکیم هند و کشور نپال و در 46 مایلی شمال غرب دارجلینگ قرار دارد. این کوه شرقی ترین 8000 متری جهان به شمار می رود.

نام کانچن چونگا به معنای پنج گنجینه برفی است و اشاره ای است به پنج قله مرتفع و پوشیده از برف این رشته کوه (کانچن- توده برف، چون- پنج، گا- گنجینه).

از سال 1838 تا 1849 باورها بر این بود که کانچن چونگا رفیعترین کوه جهان است، اما مساحی های اورست بر این فرضیه خط بطلان کشید. توده کانچن چونگا بسیار پر عظمت می باشد و از چندین قله یخی بر روی خط الراس آن شکل گرفته. در واقع این توده از دو رشته غربی- شزقی و شمالی- جنوبی شکل گرفته و همانند یک X عظیم می باشد که توسط قلل 6 و7000 متری احاطه شده. همانند Siniolchu 6888 متردر بخش شرقی سیکیم، که یکی از زیباترین قلل دنیا می باشد، قله با شکوه ژانو (شیر خفته) 7710 متر Jannu در بخش غربی با جبهه شمالی با شکوهش، قلل قابل مشاهده از دارجلینگ در بخش جنوبی کوه: کابروی شمالی 7338 متر NorthKabru، کابروی جنوبی 7316 متر  South Kabru و قله راتانگ 6678 متر Rathong ، قلل بخش شمالی همانند تواینز T wins (دوقلو) و تنت پیک  Tent Peak(قله چادر) و در نهایت در مرز تبت گردنه جونسونگ 6120 متر Jongsong La.

منطقه کانچن چونگا بدلیل دوردست بودن چندان مورد توجه گردشگران قرار ندارد، از اینرو توانسته زیبائیهای خود را حفظ نماید. از جلوه های منطقه کانچن چونگا می توان به یخچال زمو  Zemu و پارک ملی کانچن چونگا به مساحت 2035 کیلومتر مربع اشاره کرد که در بخش نپال قرار دارند.

قلل مهم منطقه کانچن چونگا:

قله اصلی 8586 متر

قله مرکزی 8482 متر

قله جنوبی 8476 متر

قله غربی (یالون کانگ Yalung Kang) 8433 متر

کانگ یاچن Kangbachen 7903 متر

در 1854 ژوزف دالتون هوکر گیاه شناس معروف انگلیسی در کاوشهایش از این بخش ناشناخته نپال بازدید نمود. او تا دامنه های کانچن چونگا و بخشهایی از تبت پیشرفت.

در 1899 سیاح انگلیسی داگلاس فریشفیلد و عکاس ایتالیایی ویکتور سلا (وی در سال 1909 دوک ابروزی را در سفر به کی2 همراهی نمود، گردنه سلا در منطقه بالترو به افتخار وی نامگذاری شده) دورادور کوه را پیمودند. آنها نخستین کوهنوردانی بودند که رخ عظیم غربی کوه را مشاهده نمودند.

در 1905 نخستین هیئت کوهنوردی بر روی کانچن چونگا به سرپرستی السدر کراولی تا 6200 متری کوه بالا رفت. در این صعود چهار عضو تیم بر اثر سقوط بهمن جان باختند.

در 1929 هیئتی انگلیسی به سرپرستی پول بوئر توانست تا 7400 متری کوه از طریق گرده شمالی صعود نماید. آنها بخاطر طوفان متوقف شدند.

در 1930 هیئتی بین المللی به سرپرستی جورج درنفورد و متشکل از کوهنوردانی آلمانی، اطریشی و انگلیسی بدلیل حجم برف زیاد و طوفان از صعود بازماند.

در 1931 دومین هیئت آلمانی به سرپرستی مجدد پول بوئر در تلاش بر روی گرده شمال شرقی بخاطر هوای خراب شکست خورد. آنها تنها کمی بیش از صعود سال 1929 بالا رفتند.

در سال 1933 یک تیم از کوهنوردان آلمانی به سرپرستی پائول بور تا ارتفاع 7700 متری کوه بالا رفت. یک کوهنورد آلمانی و دو شرپا بر اثر سقوط بهمن در این صعود جان باختند.

در سال 1954 گروه شناسایی کانچن چونگا (The Himalayan Journal Vol. X1X) توانست اطلاعات خوبی را از مسیرهای قابل صعود کسب نماید. این تلاش مقدمه ای برای صعود سال بعد قله بود.

هندوان ساکن در ایالت سیکیم معتقدند قله این کوه مکانی است مقدس ( این امر موجب عدم اجازه صعود به کوهنوردان از سمت هند می باشد) و این نکته ای بود که از چشم نخستین فاتحان کوه دور نماند و آنها از پای نهادن بر فراز کوه اجتناب نمودند.

در نخستین صعود که توسط هیئتی از کوهنوردان کشور انگلستان به سرپرستی چارلز اوانز صورت گرفت، جو براون، جورج باند موفق شدند در 25 می 1955 قله را صعود نمایند. یک روز بعد نورمن هاردی و تونی استریتر بدلیل خرابی هوا از صعود باز ماندند. آنها از همان مسیری صعود کردند که 50 سال قبل السدر گراولی آنرا مسیر اصلی و قابل صعود تشخیص داده بود.

سرسختی کانچن چونگا تا مدتها موجب عدم حضور تیمها در این منطقه شد، تا اینکه در 1973 تیمی ژاپنی با تلاشی قابل تحسین توانست از مسیر جنوب غربی یالون کانگ (قله غربی کانچن چونگا) را فتح نماید. یوتاکا آگتا و تاکئو ماتسودا صعودکنندگان قله بودند.

در 1975 دوکوهنورد آلمانی با نامهای ابرلی و استورم مسیری نو بر روی یالون کانگ گشودند.

دومین تلاش موفق قله اصلی نیز توسط هیئتی از ارتش هندوستان به سرپرستی کلنل کومار در سال 1977 صورت گرفت. آنها از گرده دشوار شمال شرقی موفق به فتح قله شدند.

در 1978 تیمی لهستانی توانست نخستین صعود کانچن چونگای II را صورت دهد.

در سومین تلاش کوهنورد معروف و توانمند انگلیسی داگ اسکات در 1979 موفق به فتح قله شد.

در 1983 نخستین صعود انفرادی و بدون اکسیژن کوه توسط پیر بگین کوهنورد شهیر فرانسوی صورت گرفت.

در سال 1986 نخستین صعود زمستانی کوه توسط کریستوف ویلیجکی و جرزی کاکوسکا کوهنوردان توانمند لهستانی انجام شد.

نخستین تلاش زنان نیز در 1991 با مرگ ماریا فرانتر و ژوزه روزمن ناکام ماند. پیکر آنها بعدها کمی پائینتر از قله یافت شد.

در 1992 وندا رتکویچ کوهنورد زن توانمند لهستانی که قصد داشت حمله نهایی خود را به تنهایی انجام دهد در کمپ آخر خود جان سپرد. کارلوس کارسولیو کوهنورد مکزیکی پیکر بی جان او را در چادرش یافت.

در 1998 جانت هریسون توانست پس از سالها نخستین زنی باشد که به این قله صعود می نماید تا بدین شکل کانچن چونگا آخرین مانع 8000 متری زنان نیز فتح گردد.

 

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/01ساعت 12:45 توسط مهرداد زهتاب| |

                                                 «کی2_ K2»

 

  

       قله کی 2

 

نام کوه: کی2، چوگوری، گادوین آستین

 

ارتفاع: ۸۶۱۱ متر، ۲۸،۲۵۳ فیت

 

موقعیت جغرافیایی: ۳۵،۸۸ عرض شمالی _ ۷۶،۵۱ طول شرقی

 

محل قرار گیری: قراقروم، مابین پاکستان و چین

 

بهترین ماههای صعود: ژوئن، جولای، آگوست

 

اولین صعود: ۱۹۵۴ میلادی

 

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: راولپندی پاکستان

 

کوه کی2 دومین کوه مرتفع دنیا و بی شک سرسختترین قله ۸۰۰۰ متری می باشد که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است.

 این هرم غول آسا، برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پاکستان و در راس یخچال بالترو قرار دارد. کی ۲، ۵۴۹ متر از بلندترین کوههای اطرافش رفیعتر است و این امر موجب شده از دوردستها بتوان این غول را مشاهده و خداوند را تحسین نمود. ارتفاع بلندکوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی ۳۵ درجه موجب شده تا کی۲ دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد از این رو قله ای است از سنگ پوشیده از یخ و برف با ۶ یال مخوف.

در ۱۸۵۶ برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک مساح بود این کوه را از فاصله حدود ۲۰۰ کیلومتری (احتمالا از هاراموش) مشاهده نمود. کوه در میان رشته ای از کوههای رفیع قرار داشت به همین دلیل نیز از هیچ منطقه مسطحی در هند و چین قابل مشاهده نبود(در آن زمان هنوز پاکستان بخشی از خاک هند بود). مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم ۱ تا ۷ نامگذاری کرد، و نام کی۱ تا کی ۷ را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی ۲ به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد و نام چوگوری که نامی بود محلی و کوه کوهها معنا می داد بعدها به فراموشی سپرده شد. البته نام دیگر کوه گادوین آستین می باشد که به افتخار هنری هاورشام گادوین استین بر این کوه نهاده شده بود، اما هیچگاه رسمیت نیافت.

در ۱۸۹۲ مارتین گانوی کاشف انگلیسی گروهی از محققان کوه ها را تا بر روی یخچال بالترو رهبری نمود. آنها تا ابتدای محلی که امروزه به یخچال کنکوردیها معروف است بالا آمدند.

در ۱۹۰۲ برای نخستین بار اسکار اکنسین بر روی جبهه شمالی کوه تلاشی را صورت داد. وی از طریق یال شمال شرقی تا ارتفاع ۶۵۲۵ متری بالا رفت.

اما راه قابل صعود کوه یعنی مسیر جنوب شرقی در ۱۹۰۹ توسط توسط هیئتی ایتالیائی به سرپرستی لوئیجی آمودئو کشف گردید. از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع ۶۲۵۰ متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام یال ابروزی شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، عکسی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین عکس کی۲ به شمار می رود که همچنان موجود است.

در ۱۹۳۸ تیمی آمریکایی به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع ۷۹۲۵ متری کوه بالا رود.

یک سال بعد تیم دیگری از آمریکا به رهبری فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی برپا کرد. آنها تا ۸۳۸۲ متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع ۸۵۷۰ متری جبهه شمالی اورست در سال ۱۹۲۴ بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.

در ۱۹۵۳ تیمی ۷ نفره به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع ۷۵۰۰متری کوه بالا رود. اما خرابی هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، ۵ عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط کردند، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ برپا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی۲ گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.

سال ۱۹۵۴ کی۲ تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود. آشیل کامپاگنونی و لینولاسیدلی دو کوهنوردی بودند که در ۳۱ جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به سرپرستی آردیو دزیو بودند. تیمی با بیش از ۵۰۰ باربر محلی، ۱۱ کوهنورد و ۶ دانشمند. آنها برای صعود قله ۹ کمپ برپا کرد. یکی از کوهنوردان بر اثر ذات الریه جان خود را از دست داد. پس از این صعود چیزی که بیش از فتح قله جلب توجه کرد تلاشهای کوهنورد بزرگ ایتالیایی والتر بوناتی و باربر پاکستانی مهدی بود. که ظاهرا بازیرکی سایرین از صعود قله بازماندند. فاتحان قله همچنین مدعی بودند بوناتی و مهدی زمانیکه کپسولهای اکسیژن را به کمپ آخر حمل می کردند، بدلیل شب مانی در ارتفاع بخشی از اکسیژن را مصرف کرده بودند و تیم قله بخشهای پایانی را بدون اکسیژن طی نمود. گرچه بودن ماسک اکسیژن بر صورت آنها که در تصاویر قله قابل رویت است، این ادعا را توام با شک نمود. بعدها بوناتی در کتابی تحت عنوان "کوههای زندگی من" از خودش دفاع کرد.

پس از صعود ایتالیائیها، کوه تا ۱۹۷۷ صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از ۵۲ کوهنورد و ۱۵۰۰ باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پاکستانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.

یکسال بعد تیمی از آمریکا توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع ۷۷۰۰ متری به طرف یال ابروزی تراورس کردند. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه کسی نخستین صعود بدون اکسیژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب لوئیس ریچارد نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول اکسیژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد. جان روسکلی پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون اکسیژن صعود کرد، اما نه بدلیل خربی سیستم اکسیژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود.

در ۱۹۸۱ ترئو موستورا تلاش موفقی را از یال جنوب غربی رهبری کرد. در ۷ آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پاکستانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند.

در سال ۱۹۸۲ نخستین صعود جبهه شمالی توسط تیمی ژاپنی به رهبری ایسائو شینکای صورت گرفت. ۷ عضو این تیم همگی بدون کپسول اکسیژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به رهبری یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع ۸۲۰۰ متری شدند.

در ۱۹۸۶ نخستین صعود زنان بر روی کی۲ را وندا رتکوویچ کوهنورد زن لهستانی، لیلین بارارد از فرانسه و جولیا تولیس از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول اکسیژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی۲ آرام گرفتند.

در سال ۱۹۸۶ بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی۲ را در مدت زمان ۲۲ ساعت و ۳۰ دقیقه از کمپ پیشرفته ABC صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود ۱۶ ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم I و II ، کی۲ را نیز صعود نماید. اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت ۲۱ روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود.

در این سال همچنین کاکوشکا و پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوسکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی۲ آرام گرفت.

در مجموع در سال ۱۹۸۶ با مرگ ۱۳ کوهنورد بر روی کی۲ فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد.

در سال ۱۹۹۰ تیمی از ژاپن به رهبری تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع ۸۰۰۰ متری با یال شمالی مشترک بود.

در ۱۹۹۱ پیربگین و کریستوف پروفی کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت ۴۸ ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول اکسیژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی۲ باز کنند. صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت.

در بهار ۹۶ یکی از پرتلفات ترین صعودهای کی۲ رغم خورد و این زمانی بود که ۶کوهنورد از جمله آلیسون هرگریوز پس از صعود قله دچار طوفانی سهمگین شده و همگی مفقود شدند.

از نظر میزان صعودها به کشته شدگان این کوهبا نسبت ۴ به ۱ پس از آناپورنا و نانگا پاربات در رده سوم قلل ۸۰۰۰ متری قرار دارد. از این رو این کوه را گاها کوه قاتل یا کوه بی رحم نیز می خوانند.

یکی از فاکتورهایی که صعود به کی۲ را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. بیش از ۴۵ درجه شیب در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری در اغلب نقاط صعود نموده. نیاز به ۲۵۰۰ متر طناب در جبهه جنوبی و ۵۰۰۰ متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبک به کوه بیایند از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه مجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده کردن مسیر گردند و این امر بر خطرات صعود افزوده.

نکته:

در تابستان ۱۳۸۳ آقای داود خادم اصل از اعضای تیمهای ملی کوهنوردی ایران و فاتح قلل چوآیو، شیشاپانگما، ماکالو و لوتسه، بر روی کی۲ هنگام بازگشت از کمپ۴ در طوفان گرفتار شده و جان سپرد. یادش گرامی باد.

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در سه شنبه 1387/02/31ساعت 10:50 توسط مهرداد زهتاب| |

خبرگزاری تابناک ـ مشعل بازي‌هاي المپيك پكن به خاطر جان باختگان در زلزله‌ اخير كشور چين سه روز متوقف خواهد شد.

به گزارش ايسنا، مسوولان ستاد برگزاري بازي‌هاي المپيك پكن ‌٢٠٠٨، در پي وقوع زلزله شديد در استان سيچوآن چين كه منجر به مرگ هزاران نفر از اهالي اين كشور شده است، تصميم گرفتند به مدت سه روز حمل مشعل بازي‌ها را متوقف كنند.

اين در حالي است كه پس از زلزله‌ ‌٩/٧ ريشتري هفته‌ي پيش در چين تاكنون ‌٣٢ هزار نفر كشته و پيش‌بيني مي‌شود رقم قربانيان تا ‌٥٠ هزار نفر هم برسد.

در اين شرايط در حالي كه مسوولان برگزاري بازي‌هاي المپيك مشغول حمل مشعل بازي‌هاي المپيك در كشورشان بودند، پس از اين كه تمام مراسم‌هاي شادي اين مسير را لغو كرده بودند، روز يكشنبه تصميم گرفتند تا حمل مشعل را سه روز (دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه) متوقف كنند.

مسوولان چيني اعلام كرده‌اند كه اين موضوع براي احترام به جانباختگان زلزله‌ استان سيچوآن است.

گروه کوهنوردی توانا ـ ما نیز همدردی با همنوعان مان را وظیفه ی انسانی خود دانسته و تأسف و تأثر خود را از این حادثه دردناک ابراز می داریم.

نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت 20:20 توسط مهرداد زهتاب| |

                                     "قلل ۸۰۰۰ متری دنیا"

 

      بر اساس مطالعات زمین شناسی، زمانی که شبه جزیره هندوستان از توده خشکی عظیم گندوانا در ۲۵۰ میلیون سال پیش جدا شد؛ حرکت تکونیکی خود را به سمت قاره اوراسیا آغاز کرد. وقتی حاشيه شمالي خشكي هندوستان به حاشيه جنوبي خشكي " اروپا-آسيا " رسيد سرعت آن اندكي كم شد ولي متوقف نشد و با آن برخورد کرد. اين برخورد به نام "تصادف قاره اي اروپا-آسيا و هندوستان " مشهور است. (اینجا بخوانید)

     تشکیل رشته کوه هیمالیا از آثار ظاهری و سطحی این برخورد است. این رشته کوه بستر خفتن غولهای با عظمت و خوفناکی است که تا به حال جان شمار زیادی از کوهنوردان را به تاراج برده اند.

     به عبارتی ساده تر هر ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر جهان در این رشته کوه واقع شده اند. سخن را کوتاه کرده، به معرفی این قلل مرتفع بپردازم: 

                                 

نکته: برای خواندن اطلاعات تکمیلی راجع به قله ها روی نام انگلیسی و یا تصویرآنها کلیک کنید.

قله اورست

1-Everest

اورست، ساگاراماتا، چومولنگما -  نپال، تبت 8850 متر 29،029 فیت

الف- قله جنوبی 8750 متر


قله k2

 

2-k2

 

کی 2، چوگوری، گادوین آستین _ پاکستان، چین 8611 متر 28.250 فیت


 

قله کانچن چونگا

 

3-Kangchen junga

 

کانچن چونگا_ نپال، ایالت سیکیم 8586 متر 28.170 فیت

 

الف- قله مرکزی 8482 متر

 

ب- قله جنوبی 8476 متر

 

ج- قله غربی (یالون کانگ) 8433 متر


 

 قله لوتسه

 

4-Lhotse

 

 Lhotse shar

 

لوتسه _  نپال، تبت 8516 متر 27،290 فیت

 

الف- قله میانی اصلی 8423متر

 

ب- لوتسه شار 8398متر

 

ج- قله میانی فرعی 8373 متر


 

قله ماکالو 

 

5-Makalu 

 

ماکالو نپال، تبت 8463 متر 27.765 فیت


 

 قله چوآیو

 

6- Cho Oyu

 

چوآیو، نپال، تبت 8201 متر 26.905 فیت

 

الف- قله شمال غربی 8156 متر


 

قله دائولاگیری 

 

7-Dhaulagiri

 

دائولاگیری _ نپال 8167 متر 26.795 فیت


 

قله ماناسلو

 

8-Manaslu

ماناسلو، كوتنگ _ نپال 8163 متر 26.782 فیت


 

قله نانگاپاربات

 

9- Nanga Parbat

 

نانگاپاربات، دیامیر _ کشمیر 8125 متر 26.656 فیت

 

الف- قله جنوبی 8042 متر


 

قله آناپورنا

 

10-Annapurna

 

آناپورنا، نپال، 8091 متر 26.545 فیت

 

الف- قله مرکزی 8064 متر

 

ب- قله شرقی 8029 متر


 

قله گاشربروم 1

 

11- Gasherbrum I 

 

گاشربروم ۱ ـ هیدن پیک، کشمیر، سین کیانگ 8068 متر 26.470 فیت



قله برودپیک 

 

12- Broad Peak

 

برادپیک، فالکون کانگری، کشمیر، سین کیانگ 8047 متر 26.400 فیت

 

الف- قله میانی 8005 متر



قله گاشربروم 2 

 

13- Gasherbrum II

 

گاشربروم ۲ - کشمیر، سین کیانگ 8035 متر 26.363 فیت


 

قله شیشا پانگما

 

14- Shisha Pangma

 

شیشاپانگما، گوزاینتیان تبت 8027 متر 26.358 فیت

 

الف- شیشاپانگمای مرکزی 8012 متر

                   

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت 11:15 توسط مهرداد زهتاب| |

                                        «اورست Everest»

 

    قله اورست

 

نام کوه: اورست، ساگاراماتا، چومولونگما

 

ارتفاع: ۸۸۵۰ متر، ۲۹،۰۲۹ فیت

 

محل قرارگیری: نپال، تبت

 

موقعیت جغرافیایی: ۲۷،۵۹ عرض شمالی _ ۸۶،۵۶ طول شرقی

 

بهترین ماههای صعود: آوریل و می، سپتامبر و اکتبر

 

اولین صعود: ۱۹۵۳ میلادی  

 

اولین صعود کننده: ادموند هیلاری، تنسینگ نورگی

 

نزدیک ترین فرودگاه محلی: پانگبوچه

 

نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو

 

اورست - بلندترین کوه دنیا بر طبق آخرین اندازه گیریهای ماهواره ای که در ۵ می ۱۹۹۹ صورت گرفت و به تایید انجمن نشنال جغرافی نیز رسید ۸۸۵۰ متر ارتفاع دارد.  کوه اورست در منطقه هیمالیای "خمبو روالینگ" قرار دارد. این کوه بر روی خط الراسی مرتفع قرار گرفته که در طول مرز نپال و تبت از غرب به شرق و از چوآیو تا ماکالو امتداد می یابد. در نپال به آن ساگاراماتا به معنای سر آسمان و در تبت چو مولونگما به معنای مادر خدای زمین می گویند.

در مساحی های سال ۱۸۵۴ یک هیئت انگلیسی نام آنرا قله ۱۵ نهاد و دو سال بعد آنها توانستند ارتفاع قله ۱۵ را ۸۸۳۹ متر اندازه گیری کنند آنرا رفیعترین قله عالم شناختند، اما این اندازه گیری چندان پایدار نبود و پس از آن هندیها ارتفاع قله را ۸۸۴۸ ثبت نمودند. در نهایت در سال ۱۸۶۵ انجمن جغرافیایی سلطنتی در لندن، قله شماره ۱۵ را بعد از مساحی های جورج اورست نامگذاری مجدد نمود و به افتخار این کشف قله شماره ۱۵ را اورست نامیدند.هفت تلاش نخست این کوه تا سال ۱۹۲۱ بیشتر جنبه شناسایی داشت تا صعود. تمامی این تلاشها از سمت تبت صورت گرفت. جایی که مسیر صعود قله از طریق یال شمالی و گردنه شمالی قابل دسترس به نظر می رسید. در سال ۱۹۲۴ جورج مالوری کسیکه پیکان حمله سه هیئت نخست این کوه بود، در تلاش برای فتح قله جان خود را به همراه همنوردش اندرو اروین از دست داد. آنها بی شک گامهایی تا قله فاصله نداشتند

تا سال ۱۹۳۸ یعنی زمان شروع جنگ جهانی دوم تلاشهای ناموفق دیگری نیز صورت گرفت و پس از آن به خاطر جنگ همه چیز متوقف شد. اما با پایان جنگ و اشغال تبت توسط چینیها مرزهای تبت بر روی خارجیها و بخصوص کوهنوردان بسته شد. اما کشور نپال که سابق بر این غیر قابل دسترس بود خلاف این عمل کرد و مرزهای خود را از سال ۱۹۵۰ بر روی خارجیها گشود. بدین شکل محاصره اورست تنگتروتنگتر شد. مسیر صعود تیمهای سال ۵۱ تا ۵۳ از طریق یخچال خمبو، آبشار یخی و کم غربی بود که تیمهایی از انگلستان و سوئیس به آن دست یافتند. سپس جبهه غربی لوتسه و گرده ژنویها و در نهایت گردنه جنوبی شناسایی و صعود شد. در ماه می ۱۹۵۲ کریستین لامبرت سوئیسی و شرپا تنسینگ نورگی هندی - نپالی تا ۸۶۰۰ متر بالا رفتند اما از صعود قله بازماندند. اما یکسال بعد تیمی از انگلستان به سرپرستی جان هانت افسر ارتش انگلستان با گام نهادن در جای پای سوئیسیها در نهایت با دسترسی به یال جنوب شرقی توانست ادموند هیلاری و شرپا تنسینگ نورگی را در ساعت ۳۰/۱۱ روز ۲۹ می راهی قله نماید

 

پس از صعود سال ۵۳ تلاشهای موفق و ناموفق زیادی از مسیرهای مختلف صورت گرفت و تا امروز که بیش از ۵۰ سال از نخستین صعود کوه می گذرد حدود ۲۵۰۰ کوهنورد از ۱۶ مسیر اورست را صعود کرده اند. آنها از ۱۳ تا ۷۰ سال سن داشتند. در این را همچنین بیش از ۱۶۰ نفر جانشان را از دست داده اند. اورست بارها بدون اکسیژن صعود شد. چندین نفر به کمک اسکی و چتر از آن فرود آمدند و کوه بارها تراورس گردید. صعودهای زیادی در مدت تنها یک روز بر روی آن صورت گرفت و افراد بسیاری بر روی آن دچار سرمازدگی شدند. هر کوهنورد برای اخذ اجازه صعود موظف به پرداخت ۶۰۰۰ دلاردرجبهه شمالی و ۱۰۰۰۰ دلار در جنوبی می باشد. در این راه گروههای تجاری بسیاری نیز دست به کار شده و با اخذ مبالغی از ۲۰۰۰۰ تا ۷۵۰۰ دلار کوهنوردان و افراد عادی را عازم بام دنیا می کنند

فیلمهای بسیاری از تلاشهای موفق و نافرجام اورست ساخته شده و کتب فراوانی به نگارش در آمده تا اورست همچنان به عنوان یکی از جذابترین نقاط دنیا مورد توجه باشد

مسیرهای اورست:

  • بیست و نه می ۱۹۵۳ - اولین صعود اورست: تنزینگ نورگی (نپال) و ادموند هیلاری(زلاند نو) هر دو عضو یک هیئت انگلیسی. از مسیر یال جنوب شرقی- با عبور از آبشار یخی، کم غربی و لوتسه فیس- به قله رسیدند.
  • بیست و پنج می ۱۹۶۰ - تیمی از کوهنوردان چین و تبت از مسیر شمالی به قله اورست رسیدند
  • بیست و دو می ۱۹۶۳ - اولین صعود یال غربی اورست توسط تیم امریکا- در واقع دسترسی به یال غربی از طریق جبهه شمالی صورت گرفت- صعود کنندگان ویلی انسولد و تام هورنباین بودند. آنها پس از رسیدن به قله از مسیر جنوب شرقی بازگشته و نخستین تراورس اورست را هم صورت دادند
  • بیست و چهار سپتامبر ۱۹۷۵ - دوگال هستون و داگ اسکات از صعود دیواره جنوب غربی را صورت دادند، سرپرستی این تیم را کریس بانینگتون بر عهده داشت
  • سیزده می ۱۹۷۹ - آندری استریمفیل و یرنی زاپلوتنیک قله را از مسیر اصلی غربی صعود نموده و از مسیر هورنباین بازگشتند
  • ده می ۱۹۸۰ - تسونه شیجی هیرو تاکاشی اوزاکی از ژاپن نخستین صعود مستقیم جبهه شمالی را انجام دادند. این مسیر به دهلیز ژاپنیها معروف شد
  • نوزده می ۱۹۸۰- یرزی کاکوسکا و اندری ژوک از طریق برج جنوبی- درست سمت راست دیواره جنوب غربی- به قله دست یافتند
  • بیست آگوست ۱۹۸۰- راینولد مسنر از ایتالیا از گردنه شمالی تراورسی را به سمت دهلیز شمالی صورت داد. او تنها در مدت ۳ روز از کمپ اصلی خود در ارتفاع ۶۵۰۰ متر بدون استفاده از اکسیژن مصنوعی قله را صعود نمود
  • چهار می ۱۹۸۲- ۱۱ کوهنورد روس از طریق دیواره جنوب غربی – سمت چپ مسیر بانینگتون- صعود نمودند
  • هشت اکتبر ۱۹۸۳- لو ریچارد، کیم مومب و کارلوس بوهلر قله را از طریق جبهه شرقی، معروف به کانشونگ صعود نمودند
  • سوم اکتبر ۱۹۸۴- کوهنوردان استرالیایی تیم مکارتنی، اسنپ و گرگ مورتیمر قله را از طریق دهلیز شمالی صعود نمودند
  • بیست می ۱۹۸۶- شارون وود به عنوان نخستین زن از آمریکای شمالی توانست از مسیر جدید شانه غربی که از یخچال کانشونگ آغاز می شد خود را به دهلیز هورنباین رسانده و قله را صعود کند.
  • دوازده می ۱۹۸۸- کوهنورد انگلیسی، استفان ونبلز از سمت چپ مسیر ۱۹۸۳ کانشونگ به قله برسد. این مسیر در شرق گردنه جنوب شرقی قرار دارد. ونبلز تنها عضو انگلیسی یک گروه کوهنورد آمریکایی بود.
  • یازده می ۱۹۹۵ - اولین صعود مسیر شمال شرقی، این مسیر تماما توسط کیوشی فورونو و شجیکی ایموتو از ژاپن و شرپاها داوا شرینگ، پاسانگ شرپا و نیما شرپا گشایش یافت.
  • بیست می ۱۹۹۶- اولین صعود دهلیز شمال شمالشرقی. توسط پیتر کوزنتسوف، والری کونوف و گریگوری سیمی کولنکوف
  • ده می ۲۰۰۴ - مسیر مستقیم دیواره شمالی. آندریا ماری یو، پاورشا بالین و ایلیاس توح واتولین از تیم روسیه

نکته:

ü      هومن آپرین کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا بعنوان نخستین ایرانی در سال موفق به صعود اورست گردید. وی راهنمای تیمی از کوهنوردان آمریکایی بر روی اورست بود.

ü      تیم ملی کوهنوردی ایران در سال ۱۳۷۷ موفق شد نخستین صعود مستقل ایرانیان را بر روی اورست صورت دهد.

ü      سعید طوسی کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا موفق شد در بهار ۲۰۰۲ بر فراز قله اورست بایستد.

ü      تیم ملی کوهنوردی ایران متشکل از تیمهای مردان و زنان موفق شد در ۳۰ می ۲۰۰۵ بر فراز اورست بایستد. ۹ نفر از اعضای این تیم به همراه 5 شرپا قله را فتح نمودند.

برگرفته از: وبلاگ کوه قاف

نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت 11:0 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: جمعه ۲۷/۲/۸۷

حرکت: ۴:۱۵ صبح

بازگشت: ۲۲:۱۵ شب

وعده غذایی: ۲ وعده

وسیله: عمومی

راهنما: آقای عنبرانی

شرایط جوی:صاف تا نیمه ابری

مسیر: مشهد _  کدکن

مسیر قله: از روستای کدکن _ چشمه پونه _ قله

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _مهرداد زهتاب _ عنبرانی _ سید جواد رضوی _ پدرامی _علمی _  سعید علمی _ نقابی _ رضوانی _ نوری _ پژند _داوری _ مهدی رضوی _ وافری _حمید حسینی _ غلامرضا حیدری _ حسینیون _ نرغانی

خانم ها: یاشا علیخواه _ اعظم کسرائیان _ نسرین کسرائیان

         

«برای دیدن عکسهای این برنامه روی گزینه "ادامه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت 20:42 توسط مهرداد زهتاب| |

قله اورست

روز بزرگداشت قله اورست، با هدف جلب گردشگران بيشتر به نپال ۲۹ ماه مه برابر با ۹ خرداد ۸۷ در اين کشور برگزار مي شود.

خبرگزاري ميراث فرهنگي _ مقامات دولت نپال اعلام کردند به منطور توسعه صنعت گردشگري اين کشور روز ۲۹ ماه مه مراسم ويژه روزاورست رابا شرکت گردشگران ماجراجو و ورزشکاران برگزار مي کنند.

بنابه همين گزارش روز قله اورست در اين روز به عنوان مراسم سالانه اي که شامل نمايش فيلم، و نمايشگاه عکس و ديگر برنامه هاي فرهنگي – ورزشي است با شرکت گردشگران کشورهاي مختلف دراين کشور برگزار مي شود.
پريم راي سخنگي وزارت گردشگي نپال اعلام کرد که امسال اولين بار است که ما مراسم ويژه قله اورست را برگزار مي کنيم و طي آن احترام خود رابه سر ادموندز هيلاري و تنزينگ نورگاي ابراز خواهيم کرد.
او اضافه کرد که اني روز همچنين فرصت مناسبي براي ارتقاي صنعت گردشگري نپال در سطح بين المللي است.
درماه فوريه نيز مقامات نپال فرودگاه ويژه اي را که امکان دسترسي به قله اورست را براي کوهنوردان و ديگر ورزشکاران فراهم مي کند، به ياد و احترام هيلاري و تنزينگ نخستين فاتحان اورست، با نام هيلاري و تنزينگ تغيير نام دادند.
نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0:3 توسط مهرداد زهتاب| |

شکستگی چیست؟ 

 

تعریف شكستگي:

از بين رفتن تداوم استخوان بر اثر عوامل مختلفي مانند ضربه ، انقباض ناگهاني عضله و يا يك بيماري خاص.
انواع شكستگي:

  • شكستگي باز: قطعات شكسته استخوان باعث پارگي پوست گشته و بخارج از بدن راه مي يابد. و معمولا باعث خونريزي نيز مي شود.
  • شكستگي بسته: قطعات شكسته استخوان از پوست خارج نمي شود.

علايم شكستگي:

درد شديد در محل ، تورم همراه با كبودي در محل ، عدم توانايي در حركت دادن عضو شكسته ، تغيير شكل عضو آسيب ديده .
عوارض شكستگي:

عوارض عمومي ( شوك ) ، عوارض موضعي مانند عفونت و سياه شدن .
حال به این سوال برمی خوریم که در هنگام مواجهه با حادثه ی «شكستگي» چه کارهایی باید انجام دهیم؟ برای پاسخ به این سوأل و آگاهی از كمك هاي اوليه در شكستگيها در قسمت ادامه مطلب با ما همراه باشید.

 

«برای خواندن دنباله ی موضوع روی گزینه ی "ادامه" کلیک کنید.»


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/02/24ساعت 11:46 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: جمعه ۲۰/۲/۸۷

حرکت: ۵:۱۵ صبح

بازگشت: ۱۴:۱۵ بعد از ظهر

وعده غذایی: ۱ وعده

وسیله: عمومی

شرایط جوی: صاف _ آفتابی _ گرم

مسیر: مشهد _ روستای حصار _ روستای ازغد ـ دره ی ازغد ـ قله ی ازغد

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _ مهرداد زهتاب _ فتحی _ نبی خانی _ بخشایش _ بهروان _ عنبرانی _ وافری _ جودوی

خانم ها: فتحی _ بخشایش _ سیاسی _ ناهید باقری _ نسرین باقری _ نگار باقری _ سروناز اسلامی _ دل آرام جاودانی _ فرناز عرب _ تکتم طیبی _ مینو غفاریان

 

         "برای دیدن عکسهای این برنامه به ادامه مطلب مراجعه کنید."

 

لازم به ذکر است که در این تاریخ، سه برنامه ی دیگر توسط گروه انجام شد که به شرح ذیل است:

  1. مسیر روستای زشک مشهد به خرو نیشابور توسط آقایان نوری و رضوانی                                 
  2. صعود به قله ی شیرباد توسط زوج کوهنورد (آقای پژند ـ خانم علیخواه)
  3. صعود به قله ی توچال توسط آقای حسینیون

ما نیز به نوبه ی خود صعود های این عزیزان را به ایشان تبریک گفته، و به همنوردی با این بزرگواران افتخار می کنیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/02/21ساعت 15:44 توسط مهرداد زهتاب| |

       به گزارش خبرگزاري فارس، پس از آنكه ۵ هيماليانورد مشخص شده از سوي فدراسيون چين روز گذشته حركت خود را با مشعل از كمپ پنجم با ارتفاع ۸۳۰۰ متر به سمت قله آغاز كردند، به فاصله زماني ۳۰ دقيقه اي پس از حركت اعلام كردند كه به مشكل مواجه شده و اميدها براي رسيدن به آن كم رنگ شد.
در اين شرايط، يك تيم ديگر حركت خود را به سمت كمپ حمله از بيس كمپ آغاز كرد؛ اما در همين فاصله نيما سيرن با هماهنگي صورت گرفته با كمپ اصلي اميد رسيدن به قله را افزايش داد و حركت خود را به تنهايي به سمت بلندترين قله جهان آغاز كرد.
نيما سيرن امروز و دقايقي پيش با گفتن اين جمله از واكي تاكي خود رسما رسيدن مشعل به بلنداي هيماليا را اعلام كرد: "به قله رسيدم. اين نيما سيرن است كه صحبت مي‌كند. بيس كمپ بيس كمپ" نيما سيرن پرچم هاي سمبليك اتحاد ملت‌ها را نيز نصب كرد.
ارتباط ماهواره‌اي با نيما سيرن، كوهنورد برتر چين در دقايق پاياني مكالمه قطع شد؛ اما ارتباط صوتي براي اعلام اين خبر مدرك معتبري است.
آژانش خبري شين هوا نيز با پخش فايل صوتي رسيدن مشعل را تاييد كرد.

نمایی از خط الرأس شمالی و خط الرأس شرقی قله اورست

نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/18ساعت 23:21 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: پنجشنبه و جمعه ۱۲ و ۱۳/۲/۸۷

حرکت:۱۶:۳۰ بعد از ظهر پنجشنبه از خیابان نوفل _ مشهد

بازگشت: ۲۱:۰۰ شب جمعه به مشهد

وعده غذایی: سه وعده

وسیله: عمومی

شرایط جوی: نیمه ابری _ صاف _ آفتابی _ گرم

اقامت شب: مدرسه شبانه روزی شهید علیپور شهرستان کلات

مسیر: مشهد _ کلات نادری _ قره سو _ از انتهای آبشار ها و در مسیر رودخانه تا پای اولنگ و آغاز شیب قله _ از شیب به سمت بالا تا جنگلهای اورس _ سمت راست به طرف آبشار توانا _ سمت چپ به طرف قله سه چینگه ی قره سو

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _ مهرداد زهتاب _ شهاب شاهرودی _ فتحی _ موسوی _ علی ارفع _ نبی خانی _ احمدی _ سهیل احمدی _ زحمتی _ احمدیان _ بیگی _ حسینیون _ مسعود سعدی فر _ عنبرانی _ داوری _ سید جواد سقاء رضوی _ مصطفی عظیم زاده _ حسن وافری _ علیرض مرشدلو _ خلیل پور _ علی قاسمی

خانم ها: شاهرودی _ زهتاب _ مهتاب زهتاب _ آزاده شاهرودی _ فتحی آفاق _ نبی خانی _ احمدی _ نیکبخت _ ایران نژاد _ موسوی _ زحمتی _ حسینیون _ حریری _ داوری _ خلیل پور _ ملیکا خلیل پور _ مشیری _ فرناز عرب _ مرشدلو

:عکس دسته جمعی کنار یکی از آبشارها

 

!!! ... آبشاری از آبشارهای قره سو و اندکی آب برای دلخوشی

نوشته شده در شنبه 1387/02/14ساعت 13:39 توسط مهرداد زهتاب| |

«عوارض جانبی استازولامید _ قرص ارتفاع»

 

عوارض جانبی استازولامید-قرص ارتفاع:

با رواج روز افزون صعودهای سرعتی در بین برخی کوهنوردان، مصرف قرص استازولامید بعنوان یکی از رایج ترین داروها جهت پیشگیری و درمان بیماری حاد ارتفاع یا ارتفاع زدگی، بطور چشمگیری افزایش یافته است. این افزایش بی رویه مصرف دارو، بدون اطلاع از عوارض جانبی آن می تواند سلامت کوهنورد را مورد تهدید قرار دهد. بویژه اینکه افراد مختلف پاسخ های متفاوتی به یک دارو می دهند. اینکه بدن ما ممکن است چه واکنشی در مقابل دارو نشان دهد، امریست پیچیده. آگاهی ما از عوارض دارو بما کمک می کند تا نسبت به بروز مشکلات جسمی در حین فعالیت کوهنوردی و عوامل آن آگاه باشیم.

عوارض شایع:

افزایش حجم ادرار(دیورز) ،کرختی، مور مور شدن و تغییر حسی(پارستزی) بخصوص در دستها و پاها و نواحی تحت فشار، مصرف نوشیدنیهای کربن دار ممکن است بی مزه بنظر برسد، تهوع، عدم تعادل الکترولیتی.

سایر عوارض: ناخوشی- عدم آگاهی نسبت به زمان و مکان، افسردگی، خستگی، ضعف عضلانی، بی اشتهایی، استفراغ، کاهش وزن، خشکی دهان، تشنگی، اسهال، افزایش دفع کلسیم، پتاسیم، منیزیم و سدیم، اسیدوز متابولیک( کاهش میزان PH مایع خارج سلولی ناشی از افزایش یونهای هیدروژن و یا کاهش  یونهای بیکربنات. این وضعیت ممکن است منجر به یک یا بیش از یکی از موارد زیر شود: خمودی، ضعف، درد شکمی،  تهوع، استفراع، دیس پنه یا تنفس مشکل،  هیپرپنه پیشرونده یا افزایش تعداد تنفس، دهیدراتاسیون ، تشنگی، برافزوختگی صورت، نبض پرجهنده، خواب آلودگی فزاینده، اغتشاش شعور، جنگجویی.)؛ هیپرگلیسمی (افزایش اندازه گلوکز در خون که منجر به پوست گر گرفته و خشک ،  فشارخون پایین ، نبض بالا، افزایش شمارش تنفس، پر ادراری ،پرخوری، پرنوشی  و خواب آلودگی می شود.)؛

هیپراورسیمی (اسیداوریک  بیش از حد در خون که منجر به درد پهلو، معده، یا مفاصل می شود)؛ تکرر ادرار، پرادراری، سوزش ادرار، اختلال فعالیت کبد.

عوراض تهدید کننده زندگی:

فلج شل؛ اگرانولوسیتوز (عارضه ای که با عفونت شدید همراه است و بوسیله تب بالا، لرز، ضعف و بی حالی شدید و زخم شدن غشاء مخاطی نظیر دهان، رکتوم یا واژن تظاهر میکند.)

نکاتی در مورد مصرف دارو:

 مصرف طولانی مدت استازولامید منجر به کاهش شدید پتاسیم می شود و نیاز به

رژیم سرشار از پتاسیم وجود دارد.

 گلودرد یا زخم دهان، خونریزی غیر عادی، تب و مشکلات پوستی یا کلیوی را گزارش کنید.

بی حسی، گزگز، سوزش، خواب آلودگی و مشکلات بینایی را گزارش کنید.

بمنظور کاهش  خطر تشکیل سنگهای کلیوی، بقدر کافی مایعات مصرف کنید.

 

                                                                                                                                                           منبع: هم طناب

نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/12ساعت 12:22 توسط مهرداد زهتاب| |

 

V02 max چیست ؟

V02 max حداکثر حجم (V) اکسیژن ( O2 ) بر حسب میلیمتر است که فرد می تواند در یک دقیقه  ، به ازاء هر کیلو گرم وزن بدن ، در حال تنفس در سطح دریا مصرف کند. مصرف اکسیژن اتفاقا به صورت خطی با مصرف انرژی ارتباط دارد ؛ در نتیجه ، با اندازه گیری مصرف اکسیژن ، به طور غیرمستقیم حداکثر ظرفیت  فرد برای انجام کار به طور هوازی اندازه گیری می شود. به یاد داشته باشید که این یکی از چندین جز " آمادگی جسمانی " است و اتفاقا خصوصیتی به ویژه مهم برای عملکرد های استقامتی بالا  در دو ، دوچرخه سواری ، پاروزنی ، اسکی قدرتی ، یا حتی کوه نوردی آلپی به ارتفاعات بلند است. آن دسته از افرادی که وضعیت قلبی عروقی بهتری دارند ، مقادیر V02 max بالاتری خواهند داشت و می توانند شدید تر از آنهایی که تا این اندازه آمادگی ندارند ورزش کنند. اگر V02 max شما در شروع اولین برنامه تمرینی نسبتا پایین است ناامید نشوید --- مطالعات نشان می دهد که  V02 max را می توان به طور قابل توجهی با تمرین منظم و افزایش تدریجی سطح فعالیت تا زمان رسیدن به توانایی انجام کار با شدتی که ضربان قلب را بین 65 تا 85 در صد حداکثر خود برای حداقل20 دقیقه 5-3 بار در هفته افزایش می دهد ،  بالا برد.

 

چرا V02 max برای کوه نوردان صعود کننده به ارتفاعات بالا اهمیت دارد؟

مسئله مصرف اکسیژن در ارتفاعات به علت کاهش فشار اتمسفر پیچیده است. قدم زدن در خیابان جیمز در مرکز شهر سیاتل  با سرعت 3 مایل در ساعت با حمل کوله 50 پوندی در مقایسه با صعود مشقت بار به  Camp Muir یا Camp Schurman  د ر کوه رینیرRainier با همان وزن آسان است. در حالیکه بدن اساسا در هر دو مورد مقدار کار یکسانی را انجام می دهد ، در ارتفاعات توانایی بدن برای انتقال اکسیژن به عضلات در حال کار نسبت به سطح دریا به طور قابل توجهی پایین تر است ، یعنی اینکه بسیار نزدیک به حداکثر ظرفیت تان در " هوای رقیق تر " بر روی رینیر ، دنالی یا دیگر قلل مرتفع ، در حال کار هستید. اما به یاد داشته باشید که داشتن  V02 max بالا تضمین نمی کند که از نظر جسمانی قادر خواهید بود به قله مورد نظرتان صعود کنید --- چون هنوز هم ممکن است دچار HAPE ، HACE یا دیگر بیماری های مرتبط با ارتفاع شوید ، اما با بیشتر بودن آمادگی جسمانی تان احتمال موفقیت تان افزایش می یابد و بدن تان در تمام سطوح شدت ( از جمله موارد نزدیک به آستانه غیر هوازی! ) راحت تر کار می کند.

 

چرا باید از V02 max خود آگاه باشید؟

برخی ممکن است بگویند آگاهی از V02 max خود ، به ویژه اگر برای تفریح ورزش می کنید مهم نیست . بقیه در می یابند که امتحان و بهبود میزان آمادگی جسمانی شخصی ،  آنها را برای کار سخت تر با انگیزه می کند. برخی از این اطلاعات برای ارزیابی تفاوت خود با آنهایی که همان ورزش را انجام می دهند استفاده خواهند کرد . با آگاهی از V02 max فعلی تان ، می توانید به طور عینی پیشرفت تان را به هنگام بهبود دادن آمادگی قلبی عروقی تان ارزیابی کنید. اگر شما ، مردی 28 ساله باشید ، و فصل بهار را با V02 max برابر با 35 ( که پایین است ) شروع کنید و امیدوارید به طور موفقیت آمیز در 6 ماه آینده  به کوه رینیر صعود کنید ، و می بینید که کوه نوردان مرد در گروه سنی شما به قله می رسند متوسط V02 max ، 52 دارند ، آنگاه وقتی برنامه تمرینی کوه نوردی تان را دنبال می کنید ، هدف ویژه و قابل اندازه گیری برای دستیابی دارید ، و  خواهید دانست دقیقا چه زمان به آن می رسید. اگر اتفاقا در بخش هایی از کشور زندگی می کنید که به کوه دسترسی ندارید این موضوع می تواند  از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد ، اما باز هم می خواهید بسنجید تمرین تان را در مقایسه با دیگران چگونه انجام می دهید.

مثال ها :

- V02 max مرد عادی 29-20 ساله: 43-38

- V02 max  مرد عادی در تیم دو میدانی دانشکده: 53-48

- V02 max دوچرخه سوار یا دونده استقامتی: min/kg/ml 75 >

- V02 max بازیکنان زن والیبالیست یا بازیکنان بیسبال مرد: min/kg/ml 50-40

-بالاترین V02 max که تابحال برای یک مرد ثبت شده است : 94 ( اسکی باز رشته نوردیک )

- بالاترین V02 max برای زنان : 77 ) باز هم اسکی باز رشته نوردیک )

- میانگین V02 max در طی کوه نوردی واقعی در چو اویو ( 8201 متر ) در سال 1998 : 67-45 ( ترکیبی از کوه نوردی پیوسته و منقطع در ارتفاعات ) .

با کمال تعجب ، در مطالعه چو اویو ظاهرا آنگونه که محققان انتظار داشتند  V02 max  نقش مهمی را در رسیدن کوه نورد به قله نداشت ، که نشان دهنده این نکته حیاتی است که به نظر می آید اشتیاق و انگیزه قوی برای رسیدن به قله عامل  بسیار مهمی برای موفقیت در ارتفاعات بسیار مرتفع است. به هر حال ، تعادل اساسی باید بین انگیزه و مشغله ذهنی ( obsession ) ، و انگیزه و توانایی جسمانی برقرار باشد.  افراد با V02 max بالا تر قادر خواهند بود سریع تر صعود کنند ، حرارت بیشتری تولید کنند ( بر اثر صعود پیوسته ) ، وقت کمتری را در " منطقه مرگ " بگذرانند ، و قبل از نامساعد شدن هوا با سرعت زیاد به پایین برگردند. داشتن V02 max بالا موفقیت در ارتفاع بالا را تضمین نمی کند ، اما یقینا آن را محتمل تر و آسان تر می کند !

 

نحوه بهبود V02 max:

دونده های استقامت با انجام تکرار بر روی مسیرها ، V02 max شان را بهبود می بخشند ؛ کوه نوردان می توانند با انجام تمرین اینتروال مشابه بر روی پله ها ، تپه ها  ، یا با انجام پیاده روی شیب دار بر روی ترد میل جهت شبیه سازی صعودی که قرار است در کوه انجام دهند ، V02 max شان را بهبود دهند. یک نکته که باید اضافه شود این است که : اگر ضربان قلب تان در اینتروال استراحت ( یا در پایین آمدن از تپه / پله ها ) به 120 بار در دقیقه نرسید ، زمان بهبودی ( recovery ) را قبل از تکرار اینتروال بیشتر کنید. و بالاخره اینکه ، با بهبود سیستم قلبی عروقی تان ، خواهید توانست زمان های بهبودی بین تکرارها را رعایت کنید. این تمرینات می تواند تغییر حیات بخشی را نسبت به تمرینات استقامتی نسبتا یکنواخت ایجاد کنند.

 

برگرفته از: وبلاگ کوه نوردی، ورزش و سلامتی

مترجم: فریدون شیرمحمدلی

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/02/08ساعت 13:52 توسط مهرداد زهتاب| |

با سلام خدمت بازدیدکنندگان و هم نوردان گرامی؛ به اطلاع می رساند که ازین پس تصمیم به نمایش فیلم در وب داریم. فیلم های زیبا و آموزشی از کوهنوردی و مناطق کوهستانی در داخل و خارج کشور . که احتمالا علاوه بر عکس هایی که گزارشات صعودها را به تصویر می کشد فیلم های کوتاهی (از صعودهای گروه) نیز تهیه خواهیم کرد که به صورت آنلاین و یا برای دانلود در وب قرار خواهیم داد.

حالا برای آغاز کار فیلمی از یک صعود برف و یخ در منطقه ی قفقاز مرکزی را برای نمایش آماده کرده ام که امیدوارم جالب باشد.

و نمایی از این صعود:

برای دیدن فیلم این صعود هیجان انگیز به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/02/07ساعت 21:50 توسط مهرداد زهتاب| |

تاریخ: جمعه ۶/۲/۱۳۸۷

حرکت: ۵:۴۵ صبح

بازگشت: ۱۴:۱۵بعد از ظهر

وعده غذایی: ۱ وعده (صبحانه)

شرایط جوی: صاف _ نسبتا گرم

وسیله: عمومی

مسیر: مشهد _ شاندیز _ ابرده _ زشک _ چشمه قلقلی _ صد متر بعد از چشمه قلقلی _ مسیر اولین کوچه باغ (سمت راست) _ چشمه گلابی _ قله

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _ مهرداد زهتاب _ نبی خانی _ مهاجر _ حسینیون _ حسین حسینیون _ احمدی _ رسولی پور _ رفیعی _جواد بهروان _ مصطفی عظیم زاده _ مهدی زیبا _ سخنور _ محمدلو _ کیانوش آقایی _ مهدیزاده _ احمدیان _ مرتضی احمدیان _ پژند _ آذری _ مهدی رضوی

خانم ها: زهتاب _ مهتاب زهتاب _ نبی خانی _ علیپور _ حسینیون _ رسولی پور(منیره سعیدی نجات) _ احمدی _ احمدیان _ مهتا احمدیان _  علیخواه _ یاشا علیخواه _ سمانه آذری _ ناهید باقری _ نسرین باقری _ نگار باقری _ فرحناز باقری _ دل آرام جاودانی _ سروناز محمد حسینی _ داوری _ هانیه السادات سیاسی _ مشیری

عکس های این برنامه:

 بر فراز قله:

 

 

برای دیدن بقیه ی عکس ها به ادامه مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/02/07ساعت 15:17 توسط مهرداد زهتاب| |

«چادر زدن در برنامه های کوهنوردی»


در مورد چادر زدن مطالب زيادي را مي شود پيدا كرد ولي تقريبا هيچ‌كدام از آنها فنون پيشرفته‌اي در ارتباط با اين كار، بخصوص در ارتباط با فصل زمستان ارائه نمي‌كنند.
اگر در شيب زياد و يا در هنگام وزش باد بخواهيد چادر بزنيد.
اگر براي صعود و يا هر كار ديگري مجبور به ترك چادرتان باشيد و خيلي اگرهاي ديگر در اين مقالات مطرح نمي‌شوند. شايد به دليل شرايط متنوع و انتخاب‌هايي كه بيشتر از هرچيز به ابتكار اشخاص مربوط مي‌شود وشايد اجتناب از مباحث فني و دردسرساز كه با تجربه‌ها را در مقابل هم قرار مي‌دهد علت اين مسئله باشد .
از توضيح مكرر راجع به مشخصات چادر و تقسيم بندي‌هاي مربوط به آن گذشته و چند نشانه كلي براي چادرهاي ارتفاع بالا را ياد آور مي‌شوم و پس از آن با تشريح شرايط فرضي به راه‌كارهاي مواجه با آن و نكاتي كه در سرعت و كيفيت نتيجه كار تاثير مي‌گذارد اشاره خواهم كرد.

برای خواندن دنباله موضوع به ادامه مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03ساعت 21:52 توسط مهرداد زهتاب| |

آمار این برنامه:

تاریخ: جمعه ۳۰/۱/۸۶  

حرکت: ۶:۱۵ صبح

بازگشت: ۱۰:۱۵ صبح

وعده غذایی: یک وعده (صبحانه)

شرایط جوی: نیمه ابری

لیست افراد شرکت کننده:

آقایان: شاهرودی _ زهتاب _ مهرداد زهتاب _ فتحی _ مهدی زیبا _ حسینیون _ سعید حسینیون _ احمدیان _ مرتضی احمدیان _ شهاب شاهرودی _ بخشایش _ مسعود سعدی فر _ پدرامی _ امیر حسین پدرامی _ هادی سخنور _ محمدلو _ کیانوش آقایی

خانم ها: داوری _ الهام تحقیقی _ حسینیون _ آزاده شاهرودی ـ احمدیان _ ملیکا احمدیان _ مهتا احمدیان ـ بخشایش         

 

«برای دیدن عکسهای این برنامه روی گزینه "ادامه" کلیک کنید.»

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1387/01/30ساعت 22:56 توسط مهرداد زهتاب| |


Design By : Night Skin